گنجور

بخش ۱۲ - حکایت دو کبوتر

آورده‌اند که جفتی کبوتر دانه فراهم آوردند تا خانه پُر کنند. نر گفت: «تابستان است و در دشت علفْ فراخ؛ این دانه نگاه داریم تا زمستان که در صحراها بیش چیزی نیابیم بدین روزگار گذرانیم.» ماده هم برین اتفاق کرد و بپراگندند. و دانه آنگاه که بنهاده بودند نم داشت، آوند پر شد. چون تابستان آمد و گرمی دران اثر کرد دانه خشک شد و آوند تهی نمود، و نر غایب بود، چون باز رسید و دانه اندک‌تر دید گفت:

«این در وجه نفقه زمستانی بود. چرا خوردی؟» ماده هرچند گفت «نخورده‌ام» سود نداشت. می‌زدش تا سپری شد.

در فصل زمستان که باران‌ها متواتر شد دانه نم کشید و به قرار اصل باز رفت. نر وقوف یافت که موجب نقصان چیست، جزع و زاری بر دست گرفت و می‌نالید و می‌گفت: «دشوارتر آنکه پشیمانی سود نخواهد داشت.»

و حکیم عاقل باید که در نکایت تعجیل روا نبیند تا همچون کبوتر به سوز هجر مبتلا نگردد. و فایده حذق و کیاست آنست که عواقب کارها دیده آید و در مصالح حال و مآل غفلت برزیده نشود، چه اگر کسی همه ادوات بزرگی فراهم آرد چون استمالت به وقت و در محل دست ندهد از منافع آن بی‌بهره مانَد.

بخش ۱۱: پس او را با طایفه‌ای از محارم که خدمت سرای ملک کردندی به خانه برد و فرمود که به احتیاط نگاه دارند و در تعظیم و اکرام مبالغت لازم شمرند. و شمشیری به خون بیالود و پیش ملک چون غمناکی متفکر درآمد و گفت: فرمان ملک به جای آوردم. چندانکه این سخن به سمع او رسید -و خشم تسکینی یافته بود - و از خرد و جمال و عقل و صلاح او براندیشید رنجور گشت و شرم داشت که اثر تردد ظاهر گردد و نقض و ابرامی به یک دیگر متصل از خود فرانماید، و به تأنی او واثق بود که تاخیری به جای آورده باشد، و بی مراجعت و استقصا کاری نگزارده که نازکی این حادثه بر هیچ دانا و نادان پوشیده نماند. چون وزیر علامت ندامت بر ناصیت ملک مشاهده کرد گفت: ملک را غمناک نباید بود، که گذشته را در نتوان یافت و رفته را باز نتوان آورد؛ و غم و اندیشه تن را نزار کند و رای راست را در نقصان افگند؛ و حاصل اندوه جز رنج دوستان و شادی دشمنان نباشد؛ و هرکه این باب بشنود در ثبات و وقار ملک بدگمان گردد، که از این نوع مثالی برفور بدهد و، چون بامضا پیوست پشیمانی اظهار فرماید، خاصه کاری که دست تدارک ازان قاصر است. و اگر فرمان باشد افسانه‌ای که لایق این حال باشد بگویم. گفت: بگو. بخش ۱۳: و پادشاه موفق آنست که تامل او از خواتم کارها قاصر نیاید. و نظر بصیرت او به اواخر اَعمال محیط گردد، و نهمت به اختیار کم‌آزاری و ایثار نکوکاری مصروف دارد، و سخن بندگان ناصح را استماع نماید.

اطلاعات

منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آورده‌اند که جفتی کبوتر دانه فراهم آوردند تا خانه پُر کنند. نر گفت: «تابستان است و در دشت علفْ فراخ؛ این دانه نگاه داریم تا زمستان که در صحراها بیش چیزی نیابیم بدین روزگار گذرانیم.» ماده هم برین اتفاق کرد و بپراگندند. و دانه آنگاه که بنهاده بودند نم داشت، آوند پر شد. چون تابستان آمد و گرمی دران اثر کرد دانه خشک شد و آوند تهی نمود، و نر غایب بود، چون باز رسید و دانه اندک‌تر دید گفت:
هوش مصنوعی: دو کبوتر دانه‌ای جمع کردند تا از آن برای پر کردن لانه‌شان استفاده کنند. کبوتر نر گفت: «الان تابستان است و در دشت علف زیاد است؛ بهتر است دانه‌ها را نگه داریم تا زمستان که در صحرا چیزی برای خوردن پیدا نمی‌کنیم، از آن‌ها استفاده کنیم.» ماده کبوتر هم با این پیشنهاد موافقت کرد و دانه‌ها را پراکنده کردند. اما وقتی تابستان به پایان رسید و گرما باعث خشک شدن دانه‌ها شد، کبوتر نر که غایب بود وقتی برگشت و دید که دانه‌ها کم شده‌اند، ناامید شد.
«این در وجه نفقه زمستانی بود. چرا خوردی؟» ماده هرچند گفت «نخورده‌ام» سود نداشت. می‌زدش تا سپری شد.
هوش مصنوعی: این موضوع مربوط به هزینه‌های زمستانی بود. چرا خورده‌ای؟ هرچند ماده گفت «نخورده‌ام»، فایده‌ای نداشت. او را می‌زدند تا اینکه مدتی گذشت.
در فصل زمستان که باران‌ها متواتر شد دانه نم کشید و به قرار اصل باز رفت. نر وقوف یافت که موجب نقصان چیست، جزع و زاری بر دست گرفت و می‌نالید و می‌گفت: «دشوارتر آنکه پشیمانی سود نخواهد داشت.»
هوش مصنوعی: در فصل زمستان که باران‌ها پیوسته بارید، دانه‌ای که در زمین بود خیس شد و به حالت اولیه‌اش بازگشت. نر از شرایط موجود آگاه شد و فهمید که دلیل این مشکل چیست، بنابراین شروع به ناله و فریاد کرد و گفت: «آنچه سخت‌تر است این است که پشیمانی هیچ فایده‌ای نخواهد داشت.»
و حکیم عاقل باید که در نکایت تعجیل روا نبیند تا همچون کبوتر به سوز هجر مبتلا نگردد. و فایده حذق و کیاست آنست که عواقب کارها دیده آید و در مصالح حال و مآل غفلت برزیده نشود، چه اگر کسی همه ادوات بزرگی فراهم آرد چون استمالت به وقت و در محل دست ندهد از منافع آن بی‌بهره مانَد.
هوش مصنوعی: فرزانه و عاقل باید در انجام کارها شتابزده نباشد تا مانند کبوتر در آتش جدایی گرفتار نشود. فایده زیرکی و تدبیر این است که عواقب کارها را بسنجند و از مسایل کنونی و آینده غافل نشوند. زیرا اگر کسی همه ابزار و امکانات بزرگ را فراهم کند، اما در زمان و مکان مناسب از آن بهره‌برداری نکند، از منافع آن محروم خواهد ماند.