گنجور

بخش ۱۳ - ولدت فی زمن الملک العادل

و محاسن این کتاب را نهایت نیست، و کدام فضیلت ازین فراتر که از امت به امت و از ملت به ملت رسید و مردود نگشت؟ و چون پادشاهی به کسریٰ نوشیروان خَفف الله عنه رسید - که صیت عدل و رأفت او بر وجه روزگار باقی است و ذکر بأس و سیاست او در صدور تواریخ مثبَت ، تا بدان حد که سلاطین اسلام را در نیکوکاری بدو تشبیه کنند، و کدام سعادت ازین بزرگتر که پیغامبر او را این شرف ارزانی داشته است که وَلَدتُ فی زَمَن المَلِک العادِل؟- انوشیروان مثال داد تا آن را به حیلت ها از دیار هند به مملکت پارس آوردند و به زبان پهلوی ترجمه کرد. و بنای کارهای مُلک خویش بر مقتضی آن نهاد و اشارات و مواعظ آن را فهرست مصالح دین و دنیا و نمودار سیاست خواص و عوام شناخت،و آن را در خزاین خویش موهبتی عزیز و ذخیرتی نفیس شمرد، و تا آخر ایام یزدجرد شهریار که آخِر ملوک عجم بود بر این قرار بماند.

بخش ۱۲ - محاسن کلیله و دمنه: و به حقیقت کان خِرَد و حَصافَت و گنج تجربت و ممارست است، هم سیاست مُلوک را در ضبط مُلک، به شنودنِ آن مدد تواند بود و هم اوساطِ مردمان را در حفظِ مُلک از خواندنِ آن فایده حاصل تواند شد. و یکی از براهمه هند را پرسیدند که: «‌می‌گویند به جانب هندوستان کوه‌هاست و در وی داروها روید که مُرده بدان زنده شود، طریق به دست آوردن آن چه باشد؟ » جواب داد که: «‌حفظت شیئا و غابَت عنک اشیاء‌» . این سخن از اشارت و رمز متقدمان است، و از کوهها علما را خواسته‌اند و از داروها سخن ایشان را و از مردگان جاهلان را که به سماع زنده گردند و به سمت علم‌، حیاتِ ابد یابند، و این سخنان را مجموعی است که آن را «کلیله و دمنه» خوانند و در خزاین ملوک هند باشد، اگر به‌دست توانی آوردن این غرض به حصول پیوندد». بخش ۱۴ - ترجمهٔ کلیله و دمنه به تازی: و چون بلاد عراق و پارس بر دست لشکرهای اسلام فتح شد و صبح ملت حق بر آن نواحی طلوع کرد ذکر این کتاب بر اسماع خلفا می‌گذشت و ایشان را بدان میلی و شعفی می‌بود تا در نوبت امیرالمومنین ابوجعفر منصوربن علی بن عبدالله بن العباس رضی الله عنهم، که دوم خلیفت بوده است از خاندان عم مصطفی صلی الله علیه و رضی عن عمه، ابن المقفع آن را از زبان پهلوی بلغت تازی ترجمه کرد، و آن پادشاه را بران اقبالی تمام افتاد و دیگر اکابر امت بدان اقتدا کردند.

اطلاعات

منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

و محاسن این کتاب را نهایت نیست، و کدام فضیلت ازین فراتر که از امت به امت و از ملت به ملت رسید و مردود نگشت؟ و چون پادشاهی به کسریٰ نوشیروان خَفف الله عنه رسید - که صیت عدل و رأفت او بر وجه روزگار باقی است و ذکر بأس و سیاست او در صدور تواریخ مثبَت ، تا بدان حد که سلاطین اسلام را در نیکوکاری بدو تشبیه کنند، و کدام سعادت ازین بزرگتر که پیغامبر او را این شرف ارزانی داشته است که وَلَدتُ فی زَمَن المَلِک العادِل؟- انوشیروان مثال داد تا آن را به حیلت ها از دیار هند به مملکت پارس آوردند و به زبان پهلوی ترجمه کرد. و بنای کارهای مُلک خویش بر مقتضی آن نهاد و اشارات و مواعظ آن را فهرست مصالح دین و دنیا و نمودار سیاست خواص و عوام شناخت،و آن را در خزاین خویش موهبتی عزیز و ذخیرتی نفیس شمرد، و تا آخر ایام یزدجرد شهریار که آخِر ملوک عجم بود بر این قرار بماند.
هوش مصنوعی: این کتاب دارای ویژگی‌های بسیاری است و کدام فضیلت بالاتر از این وجود دارد که از یک ملت به ملت دیگر منتقل شده و همچنان معتبر باقی مانده است؟ هنگامی که سلطنت به کسریٰ نوشیروان رسید، که نامش همچنان در تاریخ به عنوان پادشاهی عادل و مهربان ثبت شده، و اقداماتش در کتاب‌های تاریخ به خوبی یاد می‌شود، به اندازه‌ای که سلاطین اسلام او را الگوی نیکوکاری قرار داده‌اند. چه خوشبختی‌ای بزرگتر از این که پیامبر نیز به او این شرف را داده است که در زمان پادشاه عادل متولد شده است؟ انوشیروان با حیل و تدابیر خاصی از دیار هند این کتاب را به مملکت پارس آورد و آن را به زبان پهلوی ترجمه کرد. سپس اصول و مباحث آن را به عنوان اساس کارهای حکومتی‌اش مورد استفاده قرار داد و نکات و مواعظش را به عنوان راهنمایی برای مصلحت دین و دنیا و سیاست به ویژه برای مردم عادی و خاص در نظر گرفت و این کتاب را در خزانه‌اش به عنوان ارزیابی گرانبها و دارایی نفیس نگه‌داشت و این رویه را تا پایان روزگار یزدجرد، آخرین پادشاه ساسانیان، دنبال کرد.