گنجور

بخش ۱۲ - محاسن کلیله و دمنه

و به حقیقت کان خِرَد و حَصافَت و گنج تجربت و ممارست است، هم سیاست مُلوک را در ضبط مُلک، به شنودنِ آن مدد تواند بود و هم اوساطِ مردمان را در حفظِ مُلک از خواندنِ آن فایده حاصل تواند شد. و یکی از براهمه هند را پرسیدند که: «‌می‌گویند به جانب هندوستان کوه‌هاست و در وی داروها روید که مُرده بدان زنده شود، طریق به دست آوردن آن چه باشد؟ » جواب داد که: «‌حفظت شیئا و غابَت عنک اشیاء‌» . این سخن از اشارت و رمز متقدمان است، و از کوهها علما را خواسته‌اند و از داروها سخن ایشان را و از مردگان جاهلان را که به سماع زنده گردند و به سمت علم‌، حیاتِ ابد یابند، و این سخنان را مجموعی است که آن را «کلیله و دمنه» خوانند و در خزاین ملوک هند باشد، اگر به‌دست توانی آوردن این غرض به حصول پیوندد».

بخش ۱۱ - تحفه آوردن فقیه عالم علی ابراهیم اسماعیل کتاب کلیله و دمنه نصرالله منشی را: گاه از گاه احماضی رفی و بتواریخ و اسمار التفاتی بودی، و در اثنای این حال فقیه عالم علی ابراهیم اسماعیل ادام الله توقیفه که از احداث فقهای حضرت جلت بمزیت هنرو خرد مستثنی است -و در این وقت توفیق حسن عهدی یافت و مزاج او بتقلب احوال تفاوت کم پذیرفت -نسختی از کلیله ودمنه تحفه آورد. اگرچه ازان چند نسخت دیگر در میان کتب بود بدان تبرک نموده آمد، و حقوق او را باخلاص دوسی برعایت رسانیده شد، و ذکر حق گزاری و حریت او بدان مخلد گردانیده آمد، جزاه الله خیرالجزاء و لقاه مناه فی اولاه و اخراه. در جمله بدان نسخت الفی افتاد، و بتامل و تفکر محاسن این کتاب بهتر جمال داد، و رغبت در مطالعت آن زیادت گشت، که پس از کتب شرعی در مدت عمر عالم ازان پرفایده تر کتابی نکرده اند: بنای ابواب آن برحکمت و موعظت؛ وانگه آن را در صورت هزل فرانموده تا چنانکه خواص مردمان برای شناختن تجارب بدان مایل باشند عوام بسبب هزل هم بخوانند و بتدریج آن حکمتها در مزاج ایشان متمکن گردد. بخش ۱۳ - ولدت فی زمن الملک العادل: و محاسن این کتاب را نهایت نیست، و کدام فضیلت ازین فراتر که از امت به امت و از ملت به ملت رسید و مردود نگشت؟ و چون پادشاهی به کسریٰ نوشیروان خَفف الله عنه رسید - که صیت عدل و رأفت او بر وجه روزگار باقی است و ذکر بأس و سیاست او در صدور تواریخ مثبَت ، تا بدان حد که سلاطین اسلام را در نیکوکاری بدو تشبیه کنند، و کدام سعادت ازین بزرگتر که پیغامبر او را این شرف ارزانی داشته است که وَلَدتُ فی زَمَن المَلِک العادِل؟- انوشیروان مثال داد تا آن را به حیلت ها از دیار هند به مملکت پارس آوردند و به زبان پهلوی ترجمه کرد. و بنای کارهای مُلک خویش بر مقتضی آن نهاد و اشارات و مواعظ آن را فهرست مصالح دین و دنیا و نمودار سیاست خواص و عوام شناخت،و آن را در خزاین خویش موهبتی عزیز و ذخیرتی نفیس شمرد، و تا آخر ایام یزدجرد شهریار که آخِر ملوک عجم بود بر این قرار بماند.

اطلاعات

منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

و به حقیقت کان خِرَد و حَصافَت و گنج تجربت و ممارست است، هم سیاست مُلوک را در ضبط مُلک، به شنودنِ آن مدد تواند بود و هم اوساطِ مردمان را در حفظِ مُلک از خواندنِ آن فایده حاصل تواند شد. و یکی از براهمه هند را پرسیدند که: «‌می‌گویند به جانب هندوستان کوه‌هاست و در وی داروها روید که مُرده بدان زنده شود، طریق به دست آوردن آن چه باشد؟ » جواب داد که: «‌حفظت شیئا و غابَت عنک اشیاء‌» . این سخن از اشارت و رمز متقدمان است، و از کوهها علما را خواسته‌اند و از داروها سخن ایشان را و از مردگان جاهلان را که به سماع زنده گردند و به سمت علم‌، حیاتِ ابد یابند، و این سخنان را مجموعی است که آن را «کلیله و دمنه» خوانند و در خزاین ملوک هند باشد، اگر به‌دست توانی آوردن این غرض به حصول پیوندد».
هوش مصنوعی: به حقیقت، خرد و دانایی و تجربه و تمرین، هم برای سیاست‌مداران در مدیریت کشور موثر است و هم برای مردم عادی در حفظ سرزمینشان مفید خواهد بود. یکی از بزرگ‌ترین حکما در هند به سوالی درباره کوه‌هایی که داروهایی دارند که حتی مردگان را زنده می‌کنند، پاسخ داد: «محافظت از چیزی و غیبت چیزهای دیگر». این سخن نشان‌دهنده واضحی از آموزه‌های قدیمی است و به نوعی اشاره به دانشمندان از کوه‌ها دارد و به داروهایی که درباره آنها صحبت می‌شود و نیز به نادانی مردمان که可能 به واسطه علم به حیات ابدی دست یابند. این اندیشه‌ها در متنی به نام «کلیله و دمنه» جمع‌آوری شده که در خزانه‌های پادشاهان هند موجود است و اگر بتوانید به آن دست یابید، به هدف خود خواهید رسید.

حاشیه ها

1390/08/07 13:11
مهدی

حفظت شیئا و غابت عنک اشیاء. غایت غلط است