شمارهٔ ۷ - این چند بیت بجهت تزویجی گفته که بحسب استعداد میان ایشان نبوده
درین دامگاه عجیب و غریب
که هر صید را بود دامی نصیب
همایون به چنگ همایان فتاد
وزان دولت و رفعتش شد زیاد
ولی آن گروه مدارا مدار
که با نقدیک گنجشان بود کار
علاجی نکردند تلبیس را
به ابلیس دادند بلقیس را
درین خانه نه رواق دو در
که دیده ز یک مادر و یک پدر
دو خواهر یکی همسرش سروری
رفیع آستانی بلند افسری
یکی در سرش سایهٔ ناکسی
که سگ را ازو عار آید بسی
دو داماد در سلک یک خاندان
یکی کامران و یکی خر چران
ازین هر که زاید بود جد وی
جهان داوری مثل دارا و کی
وزان هرچه زاید بود نقد قلب
زاب تا به صد پشت کلب ابن کلب
از آن قیمتی گوهر پاک حیف
وزان در که افتاده در خاک حیف
به باد ای فلک برده آن خاک را
جدا کن ز هم پاک و ناپاک را
شمارهٔ ۶ - این چند بیت دیگر جهت نقش خلاصه خمسهای که بخط میرمعزالدین مرقوم گردیده است گفته: حلی بندی که بیجنبیدن دستشمارهٔ ۸ - این ابیات مثنوی حسبالحال گفته در عذر ارسال شعر به بزرگی که شعر میگفته: من آن اعرابیم اندر دل بر
اطلاعات
وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
درین دامگاه عجیب و غریب
که هر صید را بود دامی نصیب
هوش مصنوعی: در این مکان عجیب و غریب که هر موجودی به نوعی به دام میافتد.
همایون به چنگ همایان فتاد
وزان دولت و رفعتش شد زیاد
هوش مصنوعی: پرندهٔ خوشقد و قامت به درستی به دست پرندهٔ دیگر افتاد و به خاطر این رویداد، نعمت و بزرگیاش افزایش یافت.
ولی آن گروه مدارا مدار
که با نقدیک گنجشان بود کار
هوش مصنوعی: اما آن دسته از افرادی که با ثروت نقدی خود به خوبی رفتار میکنند و مراقب آن هستند، از قابلیت مدارا و سازگاری بهرهمندند.
علاجی نکردند تلبیس را
به ابلیس دادند بلقیس را
هوش مصنوعی: دارو یا درمانی برای نیرنگ و فریب نیافتند و در عوض، بلقیس را به ابلیس سپردند.
درین خانه نه رواق دو در
که دیده ز یک مادر و یک پدر
هوش مصنوعی: در این خانه، نه نشانهای از زیبایی و دو در وجود دارد که به یک مادر و یک پدر اشاره کنند.
دو خواهر یکی همسرش سروری
رفیع آستانی بلند افسری
هوش مصنوعی: دو خواهر وجود دارند، یکی از آنها همسر مردی است که مقام و منزلت بالایی دارد و دیگری در راس یک جایگاه مهم و با اعتبار قرار دارد.
یکی در سرش سایهٔ ناکسی
که سگ را ازو عار آید بسی
هوش مصنوعی: یک نفر در دلش افکاری دارد که حتی سگ هم از آن خجالت میکشد.
دو داماد در سلک یک خاندان
یکی کامران و یکی خر چران
هوش مصنوعی: دو داماد از یک خانواده هستند که یکی موفق و خوشبخت است و دیگری در وضعیت نامطلوبی به سر میبرد.
ازین هر که زاید بود جد وی
جهان داوری مثل دارا و کی
هوش مصنوعی: هر کسی که در این دنیا به دنیا بیاید، نیاکان او همچون دارا و کی، نقش مهمی در سرنوشت و حکمت او دارند.
وزان هرچه زاید بود نقد قلب
زاب تا به صد پشت کلب ابن کلب
هوش مصنوعی: هر آنچه از نسل و زاد و ولد ناشی میشود، به مانند ارزش قلب زاب است که تا به صد نسل از پسران کلب باقی میماند.
از آن قیمتی گوهر پاک حیف
وزان در که افتاده در خاک حیف
هوش مصنوعی: این گوهر ارزشمند و خالص، حیف است که به خاطر سقوطش در خاک، ارزشش نادیده گرفته شود.
به باد ای فلک برده آن خاک را
جدا کن ز هم پاک و ناپاک را
هوش مصنوعی: ای آسمان، باد را بفرست تا آن خاک را از هم جدا کند و پاک را از ناپاک تشخیص دهد.