شمارهٔ ۶۶
چون دم جان دادنم آهی ز جانان برنخاست
آهی از من سر نزد کز مردم افغان برنخاست
گریه طوفان خیز گشت و از سرم برخاست دود
باری از من گریه کم سرزد که طوفان برنخاست
گرچه شور شهسواران بود در میدان حسن
عرصه تاز آن مه نشد گردی ز میدان برنخاست
دست و تیغ آن قبا گلگون نشد هرگز بلند
بر سر غیری که ما را شعله از جان برنخاست
میرسد او را اگر جولان کند بر آفتاب
کز زمین چون او سواری گرم جولان برنخاست
ناوکی ننشست ازو بر سینهٔ پر آتشم
کاتشم یک نیزه از چاک گریبان برنخاست
کشت در کوی رقیبم یار و کس مانع نشد
یک مسلمان محتشم زان کافرستان برنخاست
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چون دم جان دادنم آهی ز جانان برنخاست
آهی از من سر نزد کز مردم افغان برنخاست
هوش مصنوعی: زمانی که جانم را به خدا میسپارم، هیچ آهی از دل محبوب بلند نمیشود و هیچ صدایی از من برنمیآید که نشان دهد دیگران نگرانم هستند.
گریه طوفان خیز گشت و از سرم برخاست دود
باری از من گریه کم سرزد که طوفان برنخاست
هوش مصنوعی: بسیار گریه و ناراحتی به وجود آمد و درون من شعلههای اشک زبانه کشید که نتوانستم چیزی بگویم، زیرا طوفانی در کار نبود.
گرچه شور شهسواران بود در میدان حسن
عرصه تاز آن مه نشد گردی ز میدان برنخاست
هوش مصنوعی: اگرچه در میدان زیبایی، شور و شوق جنگجویان بود، اما با وجود آن، هیچ نشانهای از درخشش آن ماه در میدان برنخاست.
دست و تیغ آن قبا گلگون نشد هرگز بلند
بر سر غیری که ما را شعله از جان برنخاست
هوش مصنوعی: این متن به این معناست که هیچ گاه دست و تیغ کسی که در لباس مخصوص و زیباست، بر کسی دیگر بلند نشده است، چرا که هیچ وقت از جان ما شعلهای برنخاست. یعنی، ما هیچگاه از شدت احساس و عشق خود به غیر نپرداختهایم.
میرسد او را اگر جولان کند بر آفتاب
کز زمین چون او سواری گرم جولان برنخاست
هوش مصنوعی: اگر او توانایی داشته باشد که در زیر نور آفتاب به راندن و مسابقه بپردازد، هیچ کس در زمین نمیتواند مانند او با شور و حرارت حرکت کند.
ناوکی ننشست ازو بر سینهٔ پر آتشم
کاتشم یک نیزه از چاک گریبان برنخاست
هوش مصنوعی: در دل آتش و شور و هیجان من هیچ چیز آرام نمیگیرد و حتی یک تیر هم از چاک لباس من بیرون نمیآید.
کشت در کوی رقیبم یار و کس مانع نشد
یک مسلمان محتشم زان کافرستان برنخاست
هوش مصنوعی: در محله رقیبم، یار من به راحتی زندگی کرده و کسی مانع او نشد. حتی یک انسان محترم مسلمان هم از سرزمین بیدینی قیام نکرد.