شمارهٔ ۶۴
زان آستان که قبلهٔ ارباب دولت است
محرومی من از عدم قابلیت است
چشمم ز عین بیبصری مانده بینصیب
زان خاک در که سرمهٔ اهل بصیرت است
رویم که نیست بر کف پایش به صد نیاز
از انفعال بر سر زانوی خجلت است
دوشم که نیست غاشیه کش در رکاب تو
آزرده از گرانی بار مذلت است
دستم که نیست پیش تو بر سینه صبح و شام
کوته ز جیب عیش و گریبان راحت است
پایم ازین گنه که نه جاری به راه توست
مستوجب سلاسل قهر و سیاست است
گر دور چرخ مانعم از پای بوس توست
در روزگار باعث تاخیر صحبت است
بر من جفاست ورنه سلیمان عهد را
در انجمن نصیحت موری چه حاجت است
مِن بعد روی محتشم از هیچ رو مباد
دور از درت که گفته ارباب همت است
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
زان آستان که قبلهٔ ارباب دولت است
محرومی من از عدم قابلیت است
هوش مصنوعی: از آن درگاهی که محل توجه اربابان قدرت است، من به دلیل عدم شایستگی خود، محرومم.
چشمم ز عین بیبصری مانده بینصیب
زان خاک در که سرمهٔ اهل بصیرت است
هوش مصنوعی: چشمانم از نداشتن بینایی در بینصیب مانده و از آن خاکی که فرزندان دانایی در آن سرمه میسازند، محروم شدهام.
رویم که نیست بر کف پایش به صد نیاز
از انفعال بر سر زانوی خجلت است
هوش مصنوعی: من به او روی میآورم، ولی از روی نیاز و درماندگی. خجالت و شرم باعث شده است که سر بر زانویش بگذارم و احساس ناباوری کنم.
دوشم که نیست غاشیه کش در رکاب تو
آزرده از گرانی بار مذلت است
هوش مصنوعی: شب گذشته کسی را در کنار شما ندیدم که بار سنگین ذلت را به دوش بکشاند و از تحمل آن ناراحت باشد.
دستم که نیست پیش تو بر سینه صبح و شام
کوته ز جیب عیش و گریبان راحت است
هوش مصنوعی: دست من به چیزی نمیرسد، اما شب و روز با آرامش خاطر، در دل شادکامی و راحتی زندگی میکنم.
پایم ازین گنه که نه جاری به راه توست
مستوجب سلاسل قهر و سیاست است
هوش مصنوعی: به خاطر این گناه که قدمهایم در راه تو نیست، سزاوار زنجیرهای خشم و سیاست هستم.
گر دور چرخ مانعم از پای بوس توست
در روزگار باعث تاخیر صحبت است
هوش مصنوعی: اگر دوری از چرخ روزگار مانع از آن است که تو را بخوام و پای تو را ببوسم، در این صورت خود همین روزگار باعث شده که صحبتهایمان به تأخیر بیفتد.
بر من جفاست ورنه سلیمان عهد را
در انجمن نصیحت موری چه حاجت است
هوش مصنوعی: اگر بخواهم آن را به زبان ساده بگویم، میتوانم بگویم: اگرچه من تجربههای تلخی دارم، اما نمیدانم چرا در جمع نصیحت کردن کسی مانند موری به قول سلیمان نیاز است.
مِن بعد روی محتشم از هیچ رو مباد
دور از درت که گفته ارباب همت است
هوش مصنوعی: پس از آنکه چهرهی باوقار تو را دیدم، آرزو دارم هرگز از درگاهت دور نشوم، چرا که این درخواست، خواستهی بزرگانی است که همت والایی دارند.
حاشیه ها
1391/04/14 08:07
شاعر
بیت دوم:
چشمم ز عین بی بیبصری مانده بینصیب
زان خاک در که سرمه اهل بصیرت است