شمارهٔ ۶۲
زخم جفای یار که بر سینه مرهم است
از بخت من زیاده و از لطف او کم است
کودک دل است و دو و لعب دوست لیک
در قید اختلاص ز قید معلم است
پنهان گلی شکفته درین بزم کان نگار
خود را شکفته دارد و بسیار درهم است
شد مست و از تواضع بیاختیار او
در بزم شد عیان که نهان با که همدمست
ترسم برات لطف گدائی رسد به مهر
کان لعل خاتمیست که در دست خاتمست
از گریههای هجر شکست بنای جان
موقوف یک نم دیگر از چشم پر نمست
هر صبح دم من و سر کوی بتان بلی
شغلی است این که بر همهٔ کاری مقدم است
با این خصایل ملکی بر خلاف رسم
باید که سجدهٔ تو کند هر که آدم است
با غم که جان در آرزوی خیر باد اوست
گفتار محتشم همه دم خیر مقدم است
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
زخم جفای یار که بر سینه مرهم است
از بخت من زیاده و از لطف او کم است
هوش مصنوعی: زخم و آزار یار که بر سینهام نشسته، از شانس من بیشتر است و از مهربانی او کمتر.
کودک دل است و دو و لعب دوست لیک
در قید اختلاص ز قید معلم است
هوش مصنوعی: دل کودکانه، همچون یک روح بازیگوش و شاد است که به دویدن و بازی مشغول است. اما در عین حال، تحت تأثیر معلم و محیط اطرافش قرار دارد و آزادیاش محدود شده است.
پنهان گلی شکفته درین بزم کان نگار
خود را شکفته دارد و بسیار درهم است
هوش مصنوعی: در این جمع زیبا، گلی پنهان دارد که در دلش زیبایی خاصی نهفته است و به شدت تحت تأثیر زیباییهای دیگران قرار دارد.
شد مست و از تواضع بیاختیار او
در بزم شد عیان که نهان با که همدمست
هوش مصنوعی: او سرشار از شراب و بیاختیار در جمع خود را نشان داد، و حالا آشکار شده که در دلش با چه کسی همراه است.
ترسم برات لطف گدائی رسد به مهر
کان لعل خاتمیست که در دست خاتمست
هوش مصنوعی: ترسام این است که محبت و مهربانی تو باعث شود که من در حالت نیاز و گدا ماننده شوم، چرا که عشق و زیبایی تو مانند سنگ قیمتیای است که در دست کس دیگری است و من را از داشتن آن محروم میکند.
از گریههای هجر شکست بنای جان
موقوف یک نم دیگر از چشم پر نمست
هوش مصنوعی: از درد و جدایی به شدت دل شکستهام و دیگر نمیتوانم تحمل کنم، فقط یک بار دیگر از چشمان پر از اشکم بگذارید بریزد.
هر صبح دم من و سر کوی بتان بلی
شغلی است این که بر همهٔ کاری مقدم است
هوش مصنوعی: هر صبح در کنار کوی معشوقان، من کار و مشغلهای دارم که برایم از همه چیز اهمیت بیشتری دارد.
با این خصایل ملکی بر خلاف رسم
باید که سجدهٔ تو کند هر که آدم است
هوش مصنوعی: هر کسی که آدم باشد، با وجود ویژگیهای ممتاز تو، باید برخلاف قواعد معمول، به تو احترام بگذارد و سجده کند.
با غم که جان در آرزوی خیر باد اوست
گفتار محتشم همه دم خیر مقدم است
هوش مصنوعی: با غم و اندوه، جانم در انتظار خوبی اوست و گفتار محتشم همیشه خوشامدگویی است.