گنجور

شمارهٔ ۵۶۵

باز ای دل شورانگیز رو سوی کسی داری
چشم از همه پوشیده بر روی کسی داری
ای آتش دل با آن کز دست تو می‌سوزم
چون از تو کنم شکوه تو خوی کسی داری
هر گل که به باغ آید می‌بویم و می‌گویم
در پای تو میرم من تو بوی کسی داری
ای دل ز سجود تو محراب به تنگ آید
ورنه نظر رگویا ابروی کسی داری
بگسل ز من ای عاقل ورنه نفسی دیگر
زنجیر جنون بر پا از موی کسی داری
ای محتشم ار دهرت همسایه مجنون کرد
خوش باش که جا در عشق پهلوی کسی داری

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

باز ای دل شورانگیز رو سوی کسی داری
چشم از همه پوشیده بر روی کسی داری
هوش مصنوعی: ای دل شاداب و پرشور، به سوی کسی برو که نگاهت را از همه دیگران گرفته‌ای و به روی او خیره شده‌ای.
ای آتش دل با آن کز دست تو می‌سوزم
چون از تو کنم شکوه تو خوی کسی داری
هوش مصنوعی: ای آتش دل که به خاطر تو در عذابم، وقتی از تو شکایت می‌کنم، شبیه تو درددار و بی‌چاره‌ام.
هر گل که به باغ آید می‌بویم و می‌گویم
در پای تو میرم من تو بوی کسی داری
هوش مصنوعی: هر گلی که به باغ می‌آید را بو می‌زنم و به خودم می‌گویم که با بوی تو همراه هستم و به یاد تو می‌افتم.
ای دل ز سجود تو محراب به تنگ آید
ورنه نظر رگویا ابروی کسی داری
هوش مصنوعی: ای دل، اگر تو سجده کنی، محل عبادت هم به تنگ می‌آید. اما اگر به ابروی کسی نگاه کنی، به قدری زیباست که سخن‌گو می‌شود.
بگسل ز من ای عاقل ورنه نفسی دیگر
زنجیر جنون بر پا از موی کسی داری
هوش مصنوعی: از من جدا شو ای عاقل، وگرنه دوباره دچار جنون می‌شوم، چون تو با موی کسی مرا به زنجیر کشیده‌ای.
ای محتشم ار دهرت همسایه مجنون کرد
خوش باش که جا در عشق پهلوی کسی داری
هوش مصنوعی: ای محتشم، اگر دوران تو همسایهٔ مجنون شده و دیوانه‌ات کرده، نگران نباش و خوشحال باش که در عشق، جایی در کنارهٔ کسی داری.