گنجور

شمارهٔ ۵۶۳

این طلعت و رخسار که دارد که تو داری
این قامت و رفتار که دارد که تو داری
لب شهد و حدیثت شکر است ای گل خندان
این شهر شکربار که دارد که تو داری
چشم تو به یک چشم زدن خون دلم خورد
این نرگس خون خوار که دارد که تو داری
ای در تن هر گلبنی از رشگ تو صد خار
این گلبن بی‌خار که دارد که تو داری
قهر تو به اغیار به از لطف تو با ماست
این لطف به اغیار که دارد که تو داری
پیوسته کنی نسبتم ای گل به رقیبان
زین گونه مرا خوار که دارد که تو داری
داری همه دم محتشم آزار دل از یار
این یار دل آزار که دارد که تو داری

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

این طلعت و رخسار که دارد که تو داری
این قامت و رفتار که دارد که تو داری
هوش مصنوعی: این چهره و زیبایی که تو داری، این اندام و رفتار نیز به تو اختصاص دارد.
لب شهد و حدیثت شکر است ای گل خندان
این شهر شکربار که دارد که تو داری
هوش مصنوعی: ای گل خندان! لب‌هایت مانند عسل شیرین است و گفتارت شکرین. این شهر پر از برکت و نعمت، تو را دارد که خودت نیز همچون شکر هستی.
چشم تو به یک چشم زدن خون دلم خورد
این نرگس خون خوار که دارد که تو داری
هوش مصنوعی: در یک لحظه، نگاه تو، دل مرا به درد آورد. این نرگس زیبا که تو نگاهش می‌کنی، چقدر بی‌رحم است.
ای در تن هر گلبنی از رشگ تو صد خار
این گلبن بی‌خار که دارد که تو داری
هوش مصنوعی: تو که در وجود هر گلستانی باعث حسادت و رشک هستی، بدان که این گلستان بی‌خار چه ارزشی دارد در مقایسه با چیزی که تو داری.
قهر تو به اغیار به از لطف تو با ماست
این لطف به اغیار که دارد که تو داری
هوش مصنوعی: ناراحتی تو از دیگران بهتر از محبت تو به ماست. این محبت به دیگران چه ارزشی دارد وقتی که محبت واقعی تو را دارا هستی.
پیوسته کنی نسبتم ای گل به رقیبان
زین گونه مرا خوار که دارد که تو داری
هوش مصنوعی: ای گل، تو همیشه نسبت به رقیبان خود با این حال و هوای حرص و حسد به من می‌نگری و اینگونه مرا خوار و حقیر می‌کنی؛ در حالی که نه تو از چیزی برخورداری و نه کسی به تو توجه دارد.
داری همه دم محتشم آزار دل از یار
این یار دل آزار که دارد که تو داری
هوش مصنوعی: تو همیشه با وقار و متین هستی، اما دل‌آزار تو، این محبوب که دل را آزار می‌دهد، چه کسی است که بتواند این احساس را تجربه کند؟