گنجور

شمارهٔ ۵۵۱

بر دل فکنده پرتو نادیده آفتابی
در پرده بازی کرد رخساره در نقابی
در بحر دل هوائی گردیده شورش انگیز
وز جای خویش جنبید دریای اضطرابی
بی‌باک خسروی داد فرمان به غارت جان
دیوانه لشگری تاخت بر کشور خرابی
گنجشک را چه طاقت در عرصه‌ای که آنجا
گرم شکار گردد سیمرغ کش عقابی
خاشاک کی بماند بر ساحل سلامت
از قلزمی که خیزد آتش‌فشان سحابی
بر رخش عبرت ای دل زین نه که می‌دهد باز
دادسبک عنانی صبر گران رکابی
از ما اثر چه ماند در کشوری که راند
کام از هلاک درویش سلطان کامیابی
از نیم رشحه امروز پا در گلم چه سازم
فردا که گردد این نم از سرگذشته آبی
زان لب که می‌فشاند بر سایل آب حیوان
جان تشنه سئوالیست من کشته جوابی
دیروز با تو دل را صدپرده در میان بود
امروز در میان نیست جز پردهٔ حجابی
ای محتشم درین بزم مردانه کوش کایام
بهر تو کرده در جام مردآزما شرابی

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بر دل فکنده پرتو نادیده آفتابی
در پرده بازی کرد رخساره در نقابی
هوش مصنوعی: در دل من، نوری نادیده باشد که مانند خورشید می‌درخشد و چهره‌ام در پس نقابی پنهان است و در این بازی، به جلوه‌گری می‌پردازم.
در بحر دل هوائی گردیده شورش انگیز
وز جای خویش جنبید دریای اضطرابی
هوش مصنوعی: در دل بیداد و هیجان ایجاد شده است و دریاچه‌ای از اضطراب از جای خود به حرکت درآمده است.
بی‌باک خسروی داد فرمان به غارت جان
دیوانه لشگری تاخت بر کشور خرابی
هوش مصنوعی: شجاع و بی‌باکی فرمان می‌دهد تا لشکری برای تصرف جان دیوانه‌ای به سرزمین ویرانه‌ها حمله‌ور شود.
گنجشک را چه طاقت در عرصه‌ای که آنجا
گرم شکار گردد سیمرغ کش عقابی
هوش مصنوعی: گنجشک نمی‌تواند در محیطی که آنجا شکار بزرگ‌تری مانند سیمرغ و عقاب به وفور وجود دارد، دوام بیاورد.
خاشاک کی بماند بر ساحل سلامت
از قلزمی که خیزد آتش‌فشان سحابی
هوش مصنوعی: دهید. هیچ چیز بی‌معنا نمی‌ماند و در نهایت، شدیدترین وقایع ممکن است تأثیراتی عمیق بر زندگی و محیط اطراف ما بگذارند. وقتی طوفان‌ها و آشوب‌ها به وجود می‌آید، همه چیز در خطر است و نشانه‌های زودگذر نمی‌توانند تا ابد باقی بمانند.
بر رخش عبرت ای دل زین نه که می‌دهد باز
دادسبک عنانی صبر گران رکابی
هوش مصنوعی: به دل عبرت بگیر، از این خواب غفلت که سوار بر اسب زندگی هستی و باز می‌تواند به تو فشار بیاورد. صبرت را از دست نده و با آرامش جلو برو.
از ما اثر چه ماند در کشوری که راند
کام از هلاک درویش سلطان کامیابی
هوش مصنوعی: در کشوری که در آن، درویش‌ها به نتیجه‌ای نمی‌رسند و شکست می‌خورند، از ما چه یادگاری باقی می‌ماند؟
از نیم رشحه امروز پا در گلم چه سازم
فردا که گردد این نم از سرگذشته آبی
هوش مصنوعی: امروز با کمی از زیبایی و شادابی در زندگی‌ام چه کار می‌توانم بکنم، وقتی فردا که این زیبایی از یادها می‌رود، دیگر هیچ نشانی از آن باقی نمانده باشد؟
زان لب که می‌فشاند بر سایل آب حیوان
جان تشنه سئوالیست من کشته جوابی
هوش مصنوعی: از آن لب‌هایی که بر سایل (آب) می‌تابد و جان تشنه را سیراب می‌کند، سوالی در دل دارم. من، که تسلیم قضا و قدر هستم، در پی پاسخی برای این سوالم.
دیروز با تو دل را صدپرده در میان بود
امروز در میان نیست جز پردهٔ حجابی
هوش مصنوعی: دیروز دل من با تو بسیار نزدیک و صمیمی بود، اما امروز تنها چیزی که بین ما باقی‌مانده، پرده‌ای است که مانع از ارتباط واقعی‌مان شده است.
ای محتشم درین بزم مردانه کوش کایام
بهر تو کرده در جام مردآزما شرابی
هوش مصنوعی: ای محتشم، در این میهمانی مردانه تلاش کن، چرا که زندگی به خاطر تو در جام مردانه، نوشیدنی سرشار از آزمایش و چالش ریخته است.