گنجور

شمارهٔ ۵۵

آن که آیینهٔ صنع از روی نیکوی تو ساخت
همهٔ آیینهٔ رخان را خجل از روی تو ساخت
طاق ایوان خجالت گذرانید ز مه
آن که بالای دو رخ طاق دو ابروی تو ساخت
نخل بند چمن حسن تو بر قدرت خویش
آفرین کرد چو نخل قد دلجوی تو ساخت
بهر قتل دو جهان فتنه چو زه کرد کمان
کار خویش از مدد قوت بازوی تو ساخت
آسمان حسن گران سنگ تو چون می‌سنجید
مهر پر کوکبه را سنگ ترازوی تو ساخت
مرغ دل با همهٔ بی‌بال و پریها آخر
آشیانی عجب اندر شکن موی تو ساخت
فلک از درد سر آسود که در او عشق
سر پرشور مرا خاک سر کوی تو ساخت
فکر کار دگران کن که فلک کار مرا
به نخستین نگه از نرگس جادوی تو ساخت
دید فرمان تو در خاموشی لعل تو دل
رفت و پنهان ز تو با چشم سخنگوی تو ساخت
وه که هرگه قدمی رنجه به بزمم کردی
پیش دستی صبا بی خودم از بوی تو ساخت
محتشم مرتبهٔ عشق به اعجاز رساند
این که یک مرتبه جا در دل بدخوی تو ساخت

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آن که آیینهٔ صنع از روی نیکوی تو ساخت
همهٔ آیینهٔ رخان را خجل از روی تو ساخت
هوش مصنوعی: آن کسی که با زیبایی تو آینه‌ای ساخته، باعث شده همهٔ آینه‌ها از زیبایی تو شرمنده شوند.
طاق ایوان خجالت گذرانید ز مه
آن که بالای دو رخ طاق دو ابروی تو ساخت
هوش مصنوعی: طاق ایوان، از زیبایی مه خجالت می‌کشد؛ زیرا بالای دو چهره‌ات، طاق دو ابروی تو را به وجود آورده است.
نخل بند چمن حسن تو بر قدرت خویش
آفرین کرد چو نخل قد دلجوی تو ساخت
هوش مصنوعی: نخل درختی است که در چمن زیبایی تو بر روی توانایی خود افتخار می‌کند. همچون نخل، قامت دل‌فریب تو نیز سرسبز و بلند است.
بهر قتل دو جهان فتنه چو زه کرد کمان
کار خویش از مدد قوت بازوی تو ساخت
هوش مصنوعی: به خاطر کشتن و ایجاد اختلال در دو جهان، هرچند زهر می‌زند که همچون کمان عمل کند، اما کار خود را به یاری نیرو و توان دست تو انجام می‌دهد.
آسمان حسن گران سنگ تو چون می‌سنجید
مهر پر کوکبه را سنگ ترازوی تو ساخت
هوش مصنوعی: جمال و زیبایی تو به قدری ارزشمند است که آسمان هرگز نمی‌تواند آن را با خورشید مقایسه کند؛ زیرا سنگ ترازوی تو برای سنجش زیبایی‌ها بسیار سنگین و ارزشمند است.
مرغ دل با همهٔ بی‌بال و پریها آخر
آشیانی عجب اندر شکن موی تو ساخت
هوش مصنوعی: پرندهٔ دل با اینکه بال و پر ندارد، در نهایت شگفتی، در فرو شانهٔ موهای تو آشیانه‌ای ساخت.
فلک از درد سر آسود که در او عشق
سر پرشور مرا خاک سر کوی تو ساخت
هوش مصنوعی: آسمان از درد و رنج من خالی شد، زیرا عشق پرشور من باعث شد که خاک پاهای تو، آرامش و سرزندگی من باشد.
فکر کار دگران کن که فلک کار مرا
به نخستین نگه از نرگس جادوی تو ساخت
هوش مصنوعی: بهتر است به فکر کار دیگران باشی، چون سرنوشت من به واسطه اولین نگاه تو که همچون جادوی چشم‌هایت بود، رقم خورد.
دید فرمان تو در خاموشی لعل تو دل
رفت و پنهان ز تو با چشم سخنگوی تو ساخت
هوش مصنوعی: وقتی فرمان تو را در سکوت لعل تو دیدم، دلم رفت و بدون اینکه تو متوجه شوی، چشمم با تو سخن گفت.
وه که هرگه قدمی رنجه به بزمم کردی
پیش دستی صبا بی خودم از بوی تو ساخت
هوش مصنوعی: هر بار که با قدمی دلنشین به محفل من آمدی، نسیم صبحگاهی بی‌دلیل مرا مست کرد، چرا که عطر تو فضا را پر کرده بود.
محتشم مرتبهٔ عشق به اعجاز رساند
این که یک مرتبه جا در دل بدخوی تو ساخت
هوش مصنوعی: عشق توانسته است با قدرت و شگفتی خود، جایی در دل تو که بدخلق هستی، ایجاد کند.

حاشیه ها

1391/09/21 10:11
فاطمه

وزن: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
بحر:رمل مثمن مخبون محذوف