شمارهٔ ۵۴۷
صبح مرا به ظن غلط شام کردهای
بیتاب مرا گنهی نام کردهای
تا ذوق حرف تلخ تو حسرت کشم کند
ایذای من به نامه و پیغام کردهای
از غایت مضایقه در گفت و گو مرا
راضی به یک شنیدن دشنام کردهای
در غین مهر این که مرا کشتهای نهان
تقلید مهربانی ایام کردهای
ترسم دمار از من بیته برآورد
مرد آزمایی که تو در جام کردهای
چشم تلافی ز تو دارم که پیش خلق
روی مرا به شبهه شبه فام کردهای
از قتل محتشم همه احرام بستهاند
در دفع وی ز بس که تو ابرام کردهای
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
صبح مرا به ظن غلط شام کردهای
بیتاب مرا گنهی نام کردهای
هوش مصنوعی: صبح را به خیال اشتباه، شب نامیدهای و از این بابت، من را بیتاب کردهای و گناهی را به من نسبت دادهای.
تا ذوق حرف تلخ تو حسرت کشم کند
ایذای من به نامه و پیغام کردهای
هوش مصنوعی: باید بگویم که برای من بسیار دشوار است که از گفتههای تلخ تو رنج ببرم، در حالی که تو به من نشان دادهای که با نامه و پیامهای خود به من چه احساسی داری.
از غایت مضایقه در گفت و گو مرا
راضی به یک شنیدن دشنام کردهای
هوش مصنوعی: به خاطر زیاد تنگ نظریات در صحبت کردن، حالا مرا به شنیدن یک دشنام راضی کردهای.
در غین مهر این که مرا کشتهای نهان
تقلید مهربانی ایام کردهای
هوش مصنوعی: شما با چهرهای پنهان محبت و مهربانی را از روزگار تقلید کردهاید و در این میان، من را به آرامی به پایان رساندهاید.
ترسم دمار از من بیته برآورد
مرد آزمایی که تو در جام کردهای
هوش مصنوعی: میترسم که آن مرد آزمایشگر، مرا به طور کامل از پا درآورد، چون تو در این جام (زندگی یا امتحان) کارهایی کردهای که ممکن است براساس آن قضاوت شود.
چشم تلافی ز تو دارم که پیش خلق
روی مرا به شبهه شبه فام کردهای
هوش مصنوعی: من از تو انتظار دارم که چشمانت انتقام من را بگیرند، چرا که تو باعث شدهای مردم به من شک کنند و به رنگی مشکوک در نظرم بیفتند.
از قتل محتشم همه احرام بستهاند
در دفع وی ز بس که تو ابرام کردهای
هوش مصنوعی: همه برای دفاع از محتشم به دلیل قتل او آمادگی نشان دادهاند، زیرا تو به شدت بر این موضوع تأکید کردهای.

محتشم کاشانی