شمارهٔ ۵۴۶
من کیستم به دوزخ هجران فتادهای
وز جرم عشق دل به عقوبت نهادهای
تشریف وصل در بر اغیار دیدهای
با دل قرار فرقت دل دار دادهای
از جوی یار بر سر آتش نشستهای
وز رشگ غیر بر در غیرت ستادهای
پا از ره سلامت دوران کشیدهای
بر خود در ملامت مردم گشادهای
در شاه راه جور کشی پر تحملی
در وادی وفا طلبی کم ارادهای
در کامکاری از همه آفاق کمتری
در بردباری از همه عالم زیادهای
چون محتشم عنان هوس دادهای ز دست
وز رخش کامرانی دوران پیادهای
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
من کیستم به دوزخ هجران فتادهای
وز جرم عشق دل به عقوبت نهادهای
هوش مصنوعی: من کیستم که در آتش جدایی گرفتار شدهام و از درد عشق، دل به مجازات سپردهام؟
تشریف وصل در بر اغیار دیدهای
با دل قرار فرقت دل دار دادهای
هوش مصنوعی: در جمع دیگران، زیباییهای وصال را مشاهده کردهای، اما با دلی آرام و بیخیال از جدایی، عشق را در دل نگه داشتهای.
از جوی یار بر سر آتش نشستهای
وز رشگ غیر بر در غیرت ستادهای
هوش مصنوعی: تو به خاطر عشق معشوق در مقام صبر و تحمل نشستهای و از غیرت خود نسبت به او، از حسادت دیگران در برابرش ایستادگی کردهای.
پا از ره سلامت دوران کشیدهای
بر خود در ملامت مردم گشادهای
هوش مصنوعی: تو به خاطر حفظ سلامت خودت از راه درست کنار رفتهای و به انتقاد و قضاوت دیگران بیتوجهی کردهای.
در شاه راه جور کشی پر تحملی
در وادی وفا طلبی کم ارادهای
هوش مصنوعی: در جادهی سختی و رنج، صبر و پشتکار زیادی داری، اما در مسیر وفاداری و تعهد، ارادهات ضعیف است.
در کامکاری از همه آفاق کمتری
در بردباری از همه عالم زیادهای
هوش مصنوعی: در موفقیت و دستیابی به اهداف، کمتر کسی به اندازه تو از همه جا موفق است و در صبر و استقامت، تو از همه انسانها جلوتر هستی.
چون محتشم عنان هوس دادهای ز دست
وز رخش کامرانی دوران پیادهای
هوش مصنوعی: وقتی که به خواستهها و آرزوهایت توجه کردهای و کنترل آنها را از دست دادهای، به جای لذت بردن از زندگی، به سختی و رنج دچار میشوی.

محتشم کاشانی