گنجور

شمارهٔ ۷

عاشق به راه شوق ز کشتن حذر نکرد
ننهاد پا به کوی تو تا ترک سر نکرد
بگذشت یار و بی‌خبرم ساخت، وز پی‌اش
جان رفت آن‌چنان که مرا هم خبر نکرد
قربان آن کرشمهٔ عاشق‌کشم که دل
تا ترک جان نگفت، به سویش نظر نکرد

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

عاشق به راه شوق ز کشتن حذر نکرد
ننهاد پا به کوی تو تا ترک سر نکرد
هوش مصنوعی: عاشق به خاطر عشقش از خطرها نمی‌ترسد و تا زمانی که دلش به تو وابسته است، پا را در راه تو می‌گذارد و حتی از جانش هم دست نمی‌کشد.
بگذشت یار و بی‌خبرم ساخت، وز پی‌اش
جان رفت آن‌چنان که مرا هم خبر نکرد
هوش مصنوعی: یار از کنارم گذشت و بی‌خبرم گذاشت، آن‌قدر که دلم برایش تنگ شد که حتی نتوانستم چیزی بگویم.
قربان آن کرشمهٔ عاشق‌کشم که دل
تا ترک جان نگفت، به سویش نظر نکرد
هوش مصنوعی: من فدای آن ناز و عشوه‌ای می‌شوم که دل، حتی به اندازه یک انفصال از جانش هم چیزی نگفت و به سوی او نگاهی نکرد.