شمارهٔ ۸
عشق تو برد هوش من غم فزوده را
نتوان چشید داروی ناآزموده را
صد حرف گفته ای به من از خویش زان دهان
باور نمی کنم سخنان شنوده را
در خاک هم ز حیرت رویت، شهید عشق
بر هم نمی زند مژه ناغنوده را
صد بار بی گنه دلم آزرده و هنوز
از دل برون نکرده گناه نبوده را
تا یک سخن کشم ز تو از ماجرای غیر
گویم به حیله صد سخن ناشنوده را
میلی چه غم ز سرزنش خلق وطعن غیر
بی ننگ و نام رند به عالم نبوده را
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
عشق تو برد هوش من غم فزوده را
نتوان چشید داروی ناآزموده را
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شده که دچار گیجی و حیرت شوم و نمیتوانم غمهایم را احساس کنم. دارویی که هنوز امتحان نکردهام هم هیچ تاثیری بر من ندارد.
صد حرف گفته ای به من از خویش زان دهان
باور نمی کنم سخنان شنوده را
هوش مصنوعی: تو هزاران حرف در مورد خودت به من گفتهای، اما من از این دهان، به حرفهایی که شنیدهام، اعتماد ندارم.
در خاک هم ز حیرت رویت، شهید عشق
بر هم نمی زند مژه ناغنوده را
هوش مصنوعی: در دل خاک، عشق تو به قدری عمیق و حیرتانگیز است که حتی شهید عشق نیز در خواب عمیقش پلک نمیزند.
صد بار بی گنه دلم آزرده و هنوز
از دل برون نکرده گناه نبوده را
هوش مصنوعی: دل من بارها بدون گناه آزرده شده و هنوز نتوانستهام از دل خود گناههایی که وجود ندارند را بیرون کنم.
تا یک سخن کشم ز تو از ماجرای غیر
گویم به حیله صد سخن ناشنوده را
هوش مصنوعی: تا وقتی که یک حرفی از تو بگویم، به بهانه ماجرای دیگر دست به کار میشوم و صد داستان نشنیده را بازگو میکنم.
میلی چه غم ز سرزنش خلق وطعن غیر
بی ننگ و نام رند به عالم نبوده را
هوش مصنوعی: آدمی که بیخیال از انتقادهای دیگران باشد و از سرزنش و قضاوت مردم نترسد، در حقیقت هیچ ننگ و نامی ندارد. او در دنیای خود بیاعتنا به حرفهای دیگران زندگی میکند.