گنجور

شمارهٔ ۷

می دهد ساقی می نابی که می سوزد مرا
می زند بر آتشم آبی که می سوزد مرا
می رود آن مست، هشیارانه از پیشم، ولی
نخل قدش می خورد تابی که می سوزد مرا
تا ز من افسانه غم نشنود شبهای وصل
می شود از حیله در خوابی که می سوزد مرا
تا خجل از تنگدستی سازدم در بزم خویش
می نماید غیر، اسبابی که می سوزد مرا
باز چون میلی درین افسردگیها دیده ام
روی خورشید جهانتابی که می سوزد مرا

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

می دهد ساقی می نابی که می سوزد مرا
می زند بر آتشم آبی که می سوزد مرا
هوش مصنوعی: ساقی، شراب زلال و ناب را به من می‌دهد که باعث آتش‌سوزی در وجودم می‌شود، و همچنین آبی که باید آرامش‌بخش باشد، نیز به همین شکل مرا می‌سوزاند.
می رود آن مست، هشیارانه از پیشم، ولی
نخل قدش می خورد تابی که می سوزد مرا
هوش مصنوعی: آن معشوق مست به آرامی از کنارم می‌رود، اما قد بلند او باعث می‌شود که حسرتی در دل من بماند که همچون آتشی می‌سوزاندم.
تا ز من افسانه غم نشنود شبهای وصل
می شود از حیله در خوابی که می سوزد مرا
هوش مصنوعی: تا زمانی که غم و اندوه من به کسی منتقل نشود، شب‌هایی که در کنار معشوق هستم، به ترفندی تبدیل می‌شود که من را در خواب می‌سوزاند.
تا خجل از تنگدستی سازدم در بزم خویش
می نماید غیر، اسبابی که می سوزد مرا
هوش مصنوعی: در مهمانی‌های خود، به قدری از تنگدستی و فقرشرمنده هستم که چیزهایی را می‌بینم که باعث می‌شود در درونم بسوزم و ناراحت شوم.
باز چون میلی درین افسردگیها دیده ام
روی خورشید جهانتابی که می سوزد مرا
هوش مصنوعی: زمانی که دوباره تمایل یا امیدی در این روزهای غمگین و افسرده خود احساس می‌کنم، به یاد چهره‌ای می‌افتم که مانند خورشید درخشان و تابان است و برافروخته‌ام می‌کند.