شمارهٔ ۶
دلا بیطاقتی کم کن چو شیدا کردهای خود را
که امروز است یا فردا که رسوا کردهای خود را
ز انکار محبت خویش را بازی مده چندین
که بازیبازی ای دل، گرم سودا کردهای خود را
برای شکوه من رفتهای ای غیر، سوی او
به این تقریب، باری پیش او جا کردهای خود را
کنی هردم شتاب نامه بردن پیش او، قاصد
بدان ماند که رفتهرفته شیدا کردهای خود را
دلا پایت نمیآید ز شادی بر زمین، گویا
چو میلی صید فتراک تمنا کردهای خود را
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دلا بیطاقتی کم کن چو شیدا کردهای خود را
که امروز است یا فردا که رسوا کردهای خود را
هوش مصنوعی: ای دل، کمی از بیتابیات بکاه، زیرا خود را همچون شیدا ساختهای. این را بدان که ممکن است امروز یا فردا رسوایی برایت به بار آورد.
ز انکار محبت خویش را بازی مده چندین
که بازیبازی ای دل، گرم سودا کردهای خود را
هوش مصنوعی: عاشق، به خاطر انکار محبت خودت بازی در نیاور. خیلی زمان است که در این بازی دلفریب درگیر شدهای و دلت را با آرزوهای خود مشغول کردهای.
برای شکوه من رفتهای ای غیر، سوی او
به این تقریب، باری پیش او جا کردهای خود را
هوش مصنوعی: تو به خاطر شکوه و عظمت من، به سوی او رفتهای و با این نزدیکی، به نوعی در پیشگاه او خودت را جا کردهای.
کنی هردم شتاب نامه بردن پیش او، قاصد
بدان ماند که رفتهرفته شیدا کردهای خود را
هوش مصنوعی: هر لحظه در تلاش هستی تا نامهای به او برسانی، ولی گویا این تلاشهای تو مثل فرستادهای است که به تدریج خود را مجذوب او کردهای.
دلا پایت نمیآید ز شادی بر زمین، گویا
چو میلی صید فتراک تمنا کردهای خود را
هوش مصنوعی: ای دل، پای تو از خوشحالی بر زمین نمینشیند، گویا همچون شکارچیای که به تله تمنا افتاده، خود را به دست خواهشها سپردهای.