شمارهٔ ۲
کو فریب وعده ای، جان بلااندوز را؟
تا به شغل انتظارش بگذرانم روز را
چون کنی دورم، نگاهی کن که بهر احتیاط
رشته می بندند برپا، مرغ دست آموز را
سینهام را چاک کن ای عشق با تیغ جنون
وز سر من باز کن عقل گریباندوز را
دود برخیزد ز جانم، آتش افتد در دلم
یک نفس گر باز دارم آه عالم سوز را
از فریب وعده فردا،تسلی کی شوم؟
چون به یاد آرم خلاف وعده امروز را
برق خرمن سوز غیرت، در دل میلی فتد
گر ببیند خوش به غیر، آن شمع بزم افروز را
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
کو فریب وعده ای، جان بلااندوز را؟
تا به شغل انتظارش بگذرانم روز را
هوش مصنوعی: به دنبال کسی میگردم که فریب وعدهاش را بزند و زندگیام را به انتظار او بگذرانم.
چون کنی دورم، نگاهی کن که بهر احتیاط
رشته می بندند برپا، مرغ دست آموز را
هوش مصنوعی: وقتی که دوری، یک نگاهی به اوضاع بینداز که برای احتیاط، به مرغهای خانگی هم بند میزنند تا کنترل شوند.
سینهام را چاک کن ای عشق با تیغ جنون
وز سر من باز کن عقل گریباندوز را
هوش مصنوعی: ای عشق، قلبم را با تیغ دیوانگی بگشای و اجازه بده که عقل، خود را از چنگال تو آزاد کند.
دود برخیزد ز جانم، آتش افتد در دلم
یک نفس گر باز دارم آه عالم سوز را
هوش مصنوعی: دود از جانم بلند میشود و آتش در دلم شعلهور میشود. اگر برای یک لحظه هم این آه سوزان و جانسوز را نگه دارم.
از فریب وعده فردا،تسلی کی شوم؟
چون به یاد آرم خلاف وعده امروز را
هوش مصنوعی: آیا میتوانم با وعدههای آینده خودم را آرام کنم؟ وقتی که به یاد میآورم امروز چه وعدههایی به من داده شده و به آنها عمل نشده است.
برق خرمن سوز غیرت، در دل میلی فتد
گر ببیند خوش به غیر، آن شمع بزم افروز را
هوش مصنوعی: اگر دل کسی غیرت و حس غیرت را در خود احساس کند و ببیند که محبوبش با دیگری خوش است، مثل برقی که خرمن را میسوزاند، ناراحت و آشفته میشود، درست مانند شمعی که در محفل نورافشانی میکند.