گنجور

۱ - النوبة الثالثة

قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ای نامی که بهر جایی قدم زنی و بهر کویی قدم نهی و رنگ کس نگیری و همه را برنگ خود برآری.

بر ملکوت گذر کردی ملک و ملائکه زیر و زبر کردی. بدیوان دیوان رسیدی لشکر تلبیس ابلیس را هزیمت کردی. بمیدان سلطان درآمدی، سر سروران و گردن کشان را بچنبر طاعت آوردی. ببازار راغبان دنیا برآمدی، ساکنان دکان رغبت را برانگیختی. هنگامها مخلوقات را تاراج کردی. بجمع عاشقان رسیدی نعره عاشقان بعیوق رسانیدی. از کنشت و کلیسا، مسجد و صومعه ساختی. ببت کده آمدی بت را با بت‌گر بسجود آوردی. در عقبه عاقبت بی‌حرمتان را لا بُشْری‌ و حرمت داران را لا تَخَفْ شنوانیدی.

تو آنی که در حجره تنگ و تاریک لحد چراغ معرفت و توحید دوستان را افروزی. در قیامت زبانه آتش و زبانیه دوزخ را از گوینده خود باز داری. بنور خود نائره نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ بنشانی، اینست که دوزخ بنده مؤمن را گوید: جز یا مؤمن فقد اطفأ نورک لهبی: قوله: إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ معناه اذکر یا محمد إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ.

یاد کن ای محمد آن روز که افتادنی بیفتد. قیامت را واقعه فرمود از زودی که بیفتد چون فرا دید آید. نه بینی که هر چه بیفتد زودتر از آن بزمین رسد که بنهند. همانست که جایی دیگر فرمود: وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ.

روز سیاست و هیبت است روز تغابن و حسرت است، یوم الأزفة و الغاشیة یوم القارعة و الواقعة.

آن روز قبه اخضر فرو گشایند و بساط اغبر در نوردند و عقد پروین تباه کنند، چهره ماه و خورشید سیاه کنند. اختران را از فلک فرو ریزند. سما را بر سمک زنند. زمین را بجنبانند.

رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا کوه‌ها را از بیخ برکنند بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا تا همچون دودی و گردی شود بر هوا.

فَکانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا آن روز بلال درویش را میآرند با تاج و حله و مرکب برد ابرد میزنند تا بفردوس اعلی برند و خواجه او را امیة بن خلف با اغلال و انکال و سلاسل بر وی میکشند تا بدرک اسفل برند.

اینست که رب العالمین فرمود خافِضَةٌ رافِعَةٌ، یکی را بردارنده تا با علی علیین برند یکی را فرو برنده تا باسفل السافلین. آن طیلسان پوش منافق را بآتش میبرند و آن قبا بسته مخلص را ببهشت میفرستند. آن پیر مناجاتی مبتدع را بآتش قهر میسوزند و آن جوان خراباتی معتقد را بر تخت بخت می‌نشانند.

بسا پیر مناجاتی که بی‌مرکب فرو ماند
بسا رند خراباتی که زین بر شیر نر بندد

آن روز عالمیان سه گروه باشند چنانک حضرت رب العزة فرمود: وَ کُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً فَأَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ وَ السَّابِقُونَ.

همان تقسیم است که در آخر سورة فرمود: فَأَمَّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ فَرَوْحٌ وَ رَیْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِیمٍ.

سابقان که در اول سورة فرمود مقرّبان‌اند که در آخر سورة فرمود ایشان را چه کرامت است و چه دولت فَرَوْحٌ وَ رَیْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِیمٍ، أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ، فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ. ایشان را منازل با رفعت است و مساکن با سعت. میان غرف و طرف، در ریاض اریض و غیاض عریض مطاف ساخته، بر اطراف سریر و اعطاف حریر تکیه زده، غلمان مخلّدون و ولدان چون در مکنون سماطین کشیده، کواعب اتراب با اباریق و اکواب بخدمت میان بسته، مطربان ملیح با او تار فصیح صف کشیده.

ساقیان با جام زنجبیل و ماء معین و شیر و می و انگبین پیش آن مقربان و سابقان در باغ معرفت در ظل درخت محبت بر حافات جوی قربت شراب زلفت و الفت نوش همی کنند و بر بساط انبساط در خلوت وَ هُوَ مَعَکُمْ با دوست مهره مهر همی بازند.

وَ حُورٌ عِینٌ کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ حوران بهشتی را بمروارید مانند کرد آن مروارید خوشاب که در صدف پوشیده باشد، نه آفتاب بدو رسیده نه مهتاب.

همچنین کنیزکان بهشتی در میوه بهشت تعبیه‌اند تا چشم رضوان و ولدان و غلمان بریشان نیفتد تا آنکه بنده مؤمن ببهشت رسد، میوه باز کند از میان میوه بیرون آید نقاب بر بسته. از چشم اغیار پوشیده نگه داشته و زمین بهشت از نور روی او روشن گشته.

مصطفی (ص) در وصف این کنیزکان فرموده در تفسیر حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِی الْخِیامِ قال علی کل امراة سبعون حلة لیست منها حلة علی لون الأخری و سبعون لونا من الطیب لیس منها لون علی لون الآخر لکل امراة سبعون سریرا من یاقوتة حمراء منسوجة بالدر، علی کل سریر سبعون فراشا بطائنها من استبرق و فوق السبعین فراشا سبعون ایکة لکل امراة منهن سبعون وصیفة بید کل وصیفة صحفتان من ذهب فیهما لون من طعام یجد لآخر لقمة منها لذة لا یجد لاولها و یعطی زوجها مثل ذلک علی سریر من یاقوت احمر علیه سواران من ذهب موشح بیاقوت احمر ثم قال اللَّه تبارک و تعالی: جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ.

اینست پاداش کردار مؤمنان و ثواب طاعات و عبادات ایشان. و این صفت مزدوران است که کار کنند و مزد خواهند.

اما خدای را دوستانی‌اند که ایشان سر ببهشت رضوان فرو نیارند و حور و قصور و انهار و اشجار ایشان را صید نکنند. غلامان سرای سلطان توحیداند و ساکنان عالم عشق و سلاطین جهان معرفت و مشتاق شربت نیستی.

بهشت خلد زینت و جمال خود بریشان عرضه میکند و ایشان یقین و معرفت خود برو جلوه میکنند.

بهشت جوی می و شیر و عسل بر ایشان عرضه میکند و ایشان چشمهای توحید و دریاهای تفرید برو جلوه میکنند.

بهشت درختان میوه‌دار با ازهار و انوار بریشان عرضه میکند و ایشان نهالهای درد و حیرت برو جلوه میکنند.

بهشت حورا و عینا آراسته و پیراسته بریشان عرضه میکند و ایشان مخدّرات معرفت و مخبآت مشاهدت برو جلوه میکنند. تا آخر، بهشت از ایشان خجل بازگردد و ایشان درگذرند و تا به مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ دیده همت بکس باز نکنند.

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ ای نامی که بهر جایی قدم زنی و بهر کویی قدم نهی و رنگ کس نگیری و همه را برنگ خود برآری.
هوش مصنوعی: خداوند با نام رحمت و بخشش خود، در هر مکانی که قدم می‌گذاری و در هر مسیری که راه می‌روی، خود را به همگان نشان می‌دهد. تو نه به رنگ کسی در می‌آیی و نه تحت تأثیر دیگران قرار می‌گیری، بلکه همه را به رنگ خود درمی‌آوری.
بر ملکوت گذر کردی ملک و ملائکه زیر و زبر کردی. بدیوان دیوان رسیدی لشکر تلبیس ابلیس را هزیمت کردی. بمیدان سلطان درآمدی، سر سروران و گردن کشان را بچنبر طاعت آوردی. ببازار راغبان دنیا برآمدی، ساکنان دکان رغبت را برانگیختی. هنگامها مخلوقات را تاراج کردی. بجمع عاشقان رسیدی نعره عاشقان بعیوق رسانیدی. از کنشت و کلیسا، مسجد و صومعه ساختی. ببت کده آمدی بت را با بت‌گر بسجود آوردی. در عقبه عاقبت بی‌حرمتان را لا بُشْری‌ و حرمت داران را لا تَخَفْ شنوانیدی.
هوش مصنوعی: تو از دنیای ملکوت گذر کردی و نظم و ترتیب ملک و فرشتگان را به هم زدی. به دیوان جباران رسیدی و سپاه فریب ابلیس را شکست دادی. به میدان سلطان وارد شدی و سرگردن‌کشان را به بند طاعت درآوردی. به بازار دنیا آمدی و ساکنان دکان‌ها را به حرکت درآوردی. در زمان‌های مختلف، مخلوقات را به دست آوردی. به جمع عاشقان رسیدی و نعره عاشقان را به گوش همه رساندی. از معابد و کلیساها، مسجدها و صومعه‌ها ساختی. به بت‌کده آمدی و بت‌ها را با بت‌پرستان به سجده درآوردی. در عاقبت بی‌احترامی، بشارت بی‌خوفی و احترام به بزرگان را به گوش‌ها رساندی.
تو آنی که در حجره تنگ و تاریک لحد چراغ معرفت و توحید دوستان را افروزی. در قیامت زبانه آتش و زبانیه دوزخ را از گوینده خود باز داری. بنور خود نائره نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ بنشانی، اینست که دوزخ بنده مؤمن را گوید: جز یا مؤمن فقد اطفأ نورک لهبی: قوله: إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ معناه اذکر یا محمد إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ.
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که در محفل تنگ و تاریک قبر، چراغ شناخت و توحید را برای دوستانت روشن می‌کنی. در روز قیامت، از شعله‌های آتش و زبان آتشین جهنم، تو را محافظت خواهی کرد. با نور خود، آتش عظیم خداوند را به نمایش می‌گذاری. به همین خاطر، جهنم به بندگان مومن می‌گوید: "جز ای مومن، نور تو شعله‌های مرا خاموش کرد." این به این معناست که ای محمد، هنگامی که واقعه بزرگ به وقوع بپیوندد، به یاد آورید.
یاد کن ای محمد آن روز که افتادنی بیفتد. قیامت را واقعه فرمود از زودی که بیفتد چون فرا دید آید. نه بینی که هر چه بیفتد زودتر از آن بزمین رسد که بنهند. همانست که جایی دیگر فرمود: وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ.
هوش مصنوعی: به یاد بیاور ای محمد روزى را که اتفاقات ناگوار به وقوع خواهد پیوست. قیامت را به عنوان واقعه‌ای که به زودی خواهد آمد، ذکر کرد. نمی‌بینی که هر چیزی که بیفتد، سریع‌تر از آنچه تصور می‌شود به زمین می‌رسد. همانطور که در جای دیگری بیان شده: و وقوع قیامت مانند یک پلک زدن است، یا حتی نزدیک‌تر از آن.
روز سیاست و هیبت است روز تغابن و حسرت است، یوم الأزفة و الغاشیة یوم القارعة و الواقعة.
هوش مصنوعی: روز سیاست و قدرت، روز فریب و افسوس است. روزی است که نزدیک‌ترین وقایع اتفاق می‌افتند و روزی که سختی و ناگواری بر انسان‌ها فرود می‌آید.
آن روز قبه اخضر فرو گشایند و بساط اغبر در نوردند و عقد پروین تباه کنند، چهره ماه و خورشید سیاه کنند. اختران را از فلک فرو ریزند. سما را بر سمک زنند. زمین را بجنبانند.
هوش مصنوعی: آن روز، قبه سبز را باز خواهند کرد و هر چیزی که در آسمان و زمین وجود دارد را تحت تأثیر قرار خواهند داد و ازدواج پروین را به هم خواهند زد. چهره ماه و خورشید را تیره خواهند کرد و ستاره‌ها را از آسمان پایین خواهند انداخت. آسمان را به زمین خواهند کوبید و زمین را به لرزه درخواهند آورد.
رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا کوه‌ها را از بیخ برکنند بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا تا همچون دودی و گردی شود بر هوا.
هوش مصنوعی: زمین به شدت تکان می‌خورد و کوه‌ها از ریشه‌هایشان جابجا می‌شوند، به گونه‌ای که به شکل دود و غبار در هوا پخش می‌شوند.
فَکانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا آن روز بلال درویش را میآرند با تاج و حله و مرکب برد ابرد میزنند تا بفردوس اعلی برند و خواجه او را امیة بن خلف با اغلال و انکال و سلاسل بر وی میکشند تا بدرک اسفل برند.
هوش مصنوعی: در آن روز، بلال درویش را با تاج و لباس زیبا و حیوان سواری می‌آوردند تا او را به بهشت اعلی ببرند، اما خواجه‌اش، امیه بن خلف، او را با زنجیرها و گِل و غل و سختی به سوی جهنم می‌کشاند.
اینست که رب العالمین فرمود خافِضَةٌ رافِعَةٌ، یکی را بردارنده تا با علی علیین برند یکی را فرو برنده تا باسفل السافلین. آن طیلسان پوش منافق را بآتش میبرند و آن قبا بسته مخلص را ببهشت میفرستند. آن پیر مناجاتی مبتدع را بآتش قهر میسوزند و آن جوان خراباتی معتقد را بر تخت بخت می‌نشانند.
هوش مصنوعی: خدای بزرگ فرمود که برخی افراد را بالا می‌برد و برخی دیگر را پایین می‌آورد. افرادی که دروغین و منافق هستند به آتش عذاب فرستاده می‌شوند، در حالی که افراد پاک و مخلص به بهشت راه پیدا می‌کنند. کسانی که در دعا و عبادت با نیت نادرست عمل می‌کنند، به عذاب گرفتار می‌آیند، اما جوانانی که با ایمان و عقیده راستین زندگی می‌کنند، به سعادت و خوشبختی می‌رسند.
بسا پیر مناجاتی که بی‌مرکب فرو ماند
بسا رند خراباتی که زین بر شیر نر بندد
هوش مصنوعی: بسیاری از کسانی که در دعا و مناجات هستند، بدون راه و وسیله و نفت نمی‌توانند به هدف برسند. و در عین حال، برخی از آدم‌های شراب‌خوار و رند، به گونه‌ای عالی و پرقدرت می‌توانند بر شیر نر تسلط پیدا کنند.
آن روز عالمیان سه گروه باشند چنانک حضرت رب العزة فرمود: وَ کُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً فَأَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَیْمَنَةِ وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ وَ السَّابِقُونَ.
هوش مصنوعی: در آن روز، تمام انسان‌ها به سه گروه تقسیم می‌شوند. یکی از این گروه‌ها مخصوص کسانی است که به خوبی‌ها مقید هستند و در سمت راست قرار دارند. گروه دیگر، افرادی هستند که در سمت چپ هستند و اعمالشان ناپسند است. و همچنین گروه سومی وجود دارد که پیشتازان هستند و در مقام والاتری قرار دارند.
همان تقسیم است که در آخر سورة فرمود: فَأَمَّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ فَرَوْحٌ وَ رَیْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِیمٍ.
هوش مصنوعی: این تقسیم‌بندی به این صورت است که اگر کسی از نزدیکان و مقربان باشد، او به آرامش، نعمت و بهشتی از خوشی‌ها خواهد رسید.
سابقان که در اول سورة فرمود مقرّبان‌اند که در آخر سورة فرمود ایشان را چه کرامت است و چه دولت فَرَوْحٌ وَ رَیْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِیمٍ، أُولئِکَ الْمُقَرَّبُونَ، فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ. ایشان را منازل با رفعت است و مساکن با سعت. میان غرف و طرف، در ریاض اریض و غیاض عریض مطاف ساخته، بر اطراف سریر و اعطاف حریر تکیه زده، غلمان مخلّدون و ولدان چون در مکنون سماطین کشیده، کواعب اتراب با اباریق و اکواب بخدمت میان بسته، مطربان ملیح با او تار فصیح صف کشیده.
هوش مصنوعی: در اینجا به مقام و کرامت افرادی که در نزد خداوند جایگاه ویژه‌ای دارند اشاره شده است. این افراد در بهشت از نعمت‌های فراوان و لذت‌های بی‌پایان بهره‌مند خواهند بود. آنها در مکان‌هایی با رفعت و وسعت زندگی خواهند کرد و در میان باغ‌های زیبای بهشتی، مشغول شادی و خوشی هستند. در این فضا، با تخت‌هایی از حریر نشسته و جوانان جاویدان و زیبا به خدمتشان مشغولند. همچنین، نوشیدنی‌ها و میوه‌های دلپذیر به آنان ارائه می‌شود و نوازندگان به اجرای موسیقی برمی‌خیزند.
ساقیان با جام زنجبیل و ماء معین و شیر و می و انگبین پیش آن مقربان و سابقان در باغ معرفت در ظل درخت محبت بر حافات جوی قربت شراب زلفت و الفت نوش همی کنند و بر بساط انبساط در خلوت وَ هُوَ مَعَکُمْ با دوست مهره مهر همی بازند.
هوش مصنوعی: ساقی‌ها با جام‌هایی پر از زنجبیل، آب خوشمزه، شیر، شراب و عسل، در کنار نزدیکان و پیشگامان در باغ معرفت نشسته‌اند. در سایه درخت محبت، در کنار جوی‌های عشق، شراب موهای تو و محبت را می‌نوشند. آن‌ها بر سفره شادی در خلوت، با دوستان خود خوش می‌گذرانند و از زندگی لذت می‌برند.
وَ حُورٌ عِینٌ کَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ حوران بهشتی را بمروارید مانند کرد آن مروارید خوشاب که در صدف پوشیده باشد، نه آفتاب بدو رسیده نه مهتاب.
هوش مصنوعی: و حوریان چهره‌ای دارند که همچون مرواریدهای پنهان در صدف‌اند، این مرواریدها بسیار زیبا و درخشان‌اند و نه خورشید به آن‌ها رسیده و نه نور ماه.
همچنین کنیزکان بهشتی در میوه بهشت تعبیه‌اند تا چشم رضوان و ولدان و غلمان بریشان نیفتد تا آنکه بنده مؤمن ببهشت رسد، میوه باز کند از میان میوه بیرون آید نقاب بر بسته. از چشم اغیار پوشیده نگه داشته و زمین بهشت از نور روی او روشن گشته.
هوش مصنوعی: در بهشت، کنیزکان مخصوصی وجود دارند که به گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ‌کس غیر از بندگان مؤمن نتوانند آنها را ببینند. زمانی که یک بنده مؤمن به بهشت می‌رسد، میوه را برداشت می‌کند و از میان میوه‌ها خارج می‌شود در حالی که پوششی بر چهره دارد. این امر باعث می‌شود که او از چشم دیگران پنهان بماند و نور صورتش زمین بهشت را روشن کند.
مصطفی (ص) در وصف این کنیزکان فرموده در تفسیر حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِی الْخِیامِ قال علی کل امراة سبعون حلة لیست منها حلة علی لون الأخری و سبعون لونا من الطیب لیس منها لون علی لون الآخر لکل امراة سبعون سریرا من یاقوتة حمراء منسوجة بالدر، علی کل سریر سبعون فراشا بطائنها من استبرق و فوق السبعین فراشا سبعون ایکة لکل امراة منهن سبعون وصیفة بید کل وصیفة صحفتان من ذهب فیهما لون من طعام یجد لآخر لقمة منها لذة لا یجد لاولها و یعطی زوجها مثل ذلک علی سریر من یاقوت احمر علیه سواران من ذهب موشح بیاقوت احمر ثم قال اللَّه تبارک و تعالی: جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ.
هوش مصنوعی: پیامبر (ص) درباره این کنیزکان توصیف کرده که هر زن از آن‌ها دارای هفتاد لباس است که هیچ‌یک از آن‌ها به یکدیگر مشابه نیستند. همچنین، هر زن دارای هفتاد رنگ عطر است که هیچ‌یک با دیگری یکی نیست. برای هر زن، هفتاد تخت خواب از یاقوت قرمز وجود دارد که با مروارید تزئین شده‌اند. بر روی هر تخت، هفتاد برابر وجود دارد که زیر آن‌ها از ابریشم زبر است. بر روی این تخت‌ها، هفتاد سایه قرار دارد. هر یک از این زنان هفتاد خادمه دارند که در دستان هر خادمه، دو ظرف طلا وجود دارد که در آن‌ها غذایی است که طعم آن به گونه‌ای است که برای هر کس اندازه طعمی متفاوت دارد. شوهر هر زن نیز از همین غذاها بهره‌مند می‌شود و بر روی تختی از یاقوت قرمز نشسته است که بر دست‌هایش دو دستبند طلایی قرار دارد که با یاقوت قرمز تزئین شده است. سپس خداوند متعال فرمود: این پاداشی است به خاطر اعمالشان.
اینست پاداش کردار مؤمنان و ثواب طاعات و عبادات ایشان. و این صفت مزدوران است که کار کنند و مزد خواهند.
هوش مصنوعی: این نتیجه و پاداش عمل‌های نیک و عبادت‌های مؤمنان است. همچنین، این ویژگی افرادی است که برای انجام کارها دستمزد می‌خواهند.
اما خدای را دوستانی‌اند که ایشان سر ببهشت رضوان فرو نیارند و حور و قصور و انهار و اشجار ایشان را صید نکنند. غلامان سرای سلطان توحیداند و ساکنان عالم عشق و سلاطین جهان معرفت و مشتاق شربت نیستی.
هوش مصنوعی: اما خداوند دوستانی دارد که به بهشت رضوان نمی‌روند و از نعمت‌هایی همچون حور، قصر، رود و درختان بهره نمی‌برند. آن‌ها خدمت‌گزاران دربار سلطان یکتایی هستند و در عالم عشق زندگی می‌کنند. آن‌ها همچنین پادشاهان معرفت و علاقمند به نوشیدن شربت نیستی هستند.
بهشت خلد زینت و جمال خود بریشان عرضه میکند و ایشان یقین و معرفت خود برو جلوه میکنند.
هوش مصنوعی: بهشت جلوه‌های زیبایی و جذابیت خود را به نمایش می‌گذارد و افراد در آنجا به نشان دادن یقین و معرفت خود می‌پردازند.
بهشت جوی می و شیر و عسل بر ایشان عرضه میکند و ایشان چشمهای توحید و دریاهای تفرید برو جلوه میکنند.
هوش مصنوعی: بهشت شراب، شیر و عسل را به آنها ارائه می‌دهد و آنها با چشمانی پر از معرفت و درک عمیق، زیبایی‌های یگانگی و تفرد را تماشا می‌کنند.
بهشت درختان میوه‌دار با ازهار و انوار بریشان عرضه میکند و ایشان نهالهای درد و حیرت برو جلوه میکنند.
هوش مصنوعی: بهشت پر از درختان میوه‌دار است که با شکوفه‌ها و نورهای خود زیبا جلوه می‌کند و در این میان، درختان نماد درد و شگفتی به‌نظر می‌رسند.
بهشت حورا و عینا آراسته و پیراسته بریشان عرضه میکند و ایشان مخدّرات معرفت و مخبآت مشاهدت برو جلوه میکنند. تا آخر، بهشت از ایشان خجل بازگردد و ایشان درگذرند و تا به مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ دیده همت بکس باز نکنند.
هوش مصنوعی: بهشت با زیبایی و زینت بر آنها نمایان می‌شود و بینش‌های عمیق و اسرار معنوی در مقابلشان آشکار می‌شود. در نهایت، بهشت به احترام آنها عقب‌نشینی می‌کند و آنها از آن عبور می‌کنند، به گونه‌ای که به جایگاه والای حقیقت و نزد پروردگار توانا هیچ توجهی نمی‌کنند.