گنجور

۴ - النوبة الثانیة

قوله تعالی: قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ یعنی آمرکم و اوصیکم بکلمة واحدة و هی قول لا اله الا اللَّه، قال: و هل جزاء لا اله الّا اللَّه الا الجنّة؟ فذلک قوله: هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ‌

و عن عبد الرحمن القرشی عن عیاض الانصاری انّ رسول اللَّه (ص) قال: ان لا اله الا اللَّه کلمة عند اللَّه کریمة و لها عند اللَّه مکان من قالها صادقا بها ادخله اللَّه بها الجنة و من قالها کاذبا حقنت دمه و احرزت ماله و لقی اللَّه غدا فحاسبه.

و قیل معناه: اعظکم بخصلة واحدة و هی أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ ای لا جل اللَّه، لیس المراد من القیام الذی هو ضدّ الجلوس و انّما هو القیام بالامر الذی هو طلب الحق، کقوله: وَ أَنْ تَقُومُوا لِلْیَتامی‌ بِالْقِسْطِ مَثْنی‌ یعنی اثنین اثنین متناظرین، وَ فُرادی‌ یعنی واحدا واحدا متفکّرین.

التفکّر طلب المعنی بالقلب تفکّر جست و جوی دل است در طلب معنی، و آن سه قسم است: یکی حرام یکی مستحبّ یکی واجب، تفکّر در صفات حق جلّ جلاله و در چرای کار وی حرام است که از ان تخم حیرت و نقمت زاید و همچنین تفکّر در اسرار خلق حرام است که از آن تخم خصومت زاید، و آن تفکّر که مستحبّ است تفکّر در صنع صانع است و در آلا و نعماء او. عبد اللَّه عباس گفت: تفکّروا فی آلاء اللَّه و لا تفکّروا فی ذات اللَّه. و تفکّر که واجب است تفکّر در کردار خویش است و در جستن عیب خویش و عرض نامه جرم خویش. و فرق میان تفکّر و تذکّر آنست که تفکّر جستن است و تذکّر یافتن.

ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا ما بِصاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّةٍ الصاحب ها هنا هو الرسول و الجنّة الجنون و ما، نفی و جحد إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِیرٌ ای ما هو الّا نذیر لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذابٍ شَدِیدٍ العذاب هاهنا هو الساعة.

قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ کان رسول اللَّه (ص) قال لمشرکی مکة: لا تؤذونی فی قرابتی، فقالوا لقد سأل غیر شطط فلا تؤذوه فی قرابته، فلمّا سبّ آلهتهم قالوا لا ینصفنا یسألنا ان لا نؤذیه فی قرابته و هو یؤذینا فی آلهتنا، فنزلت: قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ.

و قیل: ما سألتکم فی تبلیغ الرّسالة و النصیحة من جعل فهو لکم، إِنْ أَجْرِیَ ای ما ثوابی إِلَّا عَلَی اللَّهِ وَ هُوَ عَلی‌ کُلِّ شَیْ‌ءٍ من اعمالکم شَهِیدٌ علیم الشّهید و الخبیر و العلیم متقاربة المعنی غیر انّ العلم اذا اضیف الی الخفایا الباطنة یسمّی صاحبه خبیرا و اذا اضیف الی الامور الظاهرة یسمّی صاحبه شهیدا و اذا اضیف الی الکلّ یسمّی صاحبه علیما. و قیل: الشهید هو الذی یشهد علی الخلق یوم القیامة. بما علم و شاهد منهم.

قُلْ إِنَّ رَبِّی یَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُیُوبِ، فیه تقدیم و تأخیر، تقدیره: قل انّ ربّی علام الغیوب یقذف بالحقّ، ای ینزل الوحی من السماء فیقذفه الی خیر الانبیاء، هذا کقوله: وَ ما کُنْتَ تَرْجُوا أَنْ یُلْقی‌ إِلَیْکَ الْکِتابُ.

قُلْ جاءَ الْحَقُّ ای القرآن و الاسلام. و قال الباقر: یعنی السیف‌، وَ ما یُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما یُعِیدُ ای ذهب الباطل و زهق فلم یبق له بقیّة یبدی بها و لا یعید، هذا کقوله: بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَی الْباطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ. قال قتادة: الباطل هاهنا ابلیس، ای ما یخلق ابلیس و ما یبعث و عن ابن مسعود قال: دخل رسول اللَّه (ص) مکة و حول الکعبة ثلاثمائة و ستّون صنما فجعل یطعنها بعود معه و یقول: جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً، جاءَ الْحَقُّ وَ ما یُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما یُعِیدُ.

قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ عن الحقّ و الهدی، فَإِنَّما أَضِلُّ عَلی‌ نَفْسِی ای عقوبة ذلک علی نفسی و اوخذ بجنایتی، وَ إِنِ اهْتَدَیْتُ الی الحقّ و الهدی، فَبِما یُوحِی إِلَیَّ رَبِّی اهتدیت، إِنَّهُ سَمِیعٌ لمن دعاه قَرِیبٌ بالاجابة لمن وحّده یسمع حمد الحامدین فیجازیهم و دعاء الداعین فیستجیب لهم.وَ لَوْ تَری‌ جواب لو محذوف، إِذْ فَزِعُوا هذا الفزع عند الموت حین یرون الملائکة، فَلا فَوْتَ هذا کقوله: وَ لاتَ حِینَ مَناصٍ. وَ أُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ یعنی من تحت اقدامهم. و قیل: هو یوم بدر یروی ان فی هذه الامّة مسخا و خسفا و قذفا. و روی انّ رجلا من هذه الامّة یمسخ فیحدق به الناس فیرجمونه بالحجارة حتی یقتلوه.

و قیل: هم خسف بالبیداء، و ذلک فی الخبر انّ جیشا یغزون الکعبة لیخرّبوها ثمانون الفا فبینا هم ببیداء من الارض اذ خسف بهم فلا ینجوا منهم الّا الشرید الذی یخبر عنهم و هو من جهینة فلذلک قیل: و عند جهینة الخبر الیقین. و قال قتادة ذلک حین یخرجون من قبورهم و انّما قال أُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ لانّهم حیث کانوا فهم من اللَّه قریب لا یبعدون عنه و لا یفوتونه.

وَ قالُوا آمَنَّا بِهِ یعنی حین عاینوا العذاب فی الدّنیا او فی الآخرة وقت البأس کقوله: حَتَّی إِذا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ و کقوله: فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ. وَ أَنَّی لَهُمُ التَّناوُشُ یعنی من این لهم تناول التّوبة و نیل ما یتمنّون؟

قال ابن عباس: یسئلون الرّدّ و لیس بحین الردّ. التّناوش التّناول من النّوش، تقول: ناش، ینوش، نوشا اذا تناول میگوید: چون تواند بود ایشان را دسترس بچیزی دور؟ و اگر بمدّ و همز خوانی بر قراءت ابو عمرو و حمزه و کسایی معنی آنست که: چون تواند بود ایشان را فرا چیزی یازیدن از جایی دور، من النئیش و هو الحرکة البطیئة، یقال: تناش اذا تحرّک لطلب شی‌ء بعد فوته، و المعنی: انّی لهم منال التوبة و الایمان بعد ما عاینوا الآخرة.

وَ قَدْ کَفَرُوا بِهِ ای بمحمد و القرآن مِنْ قَبْلُ نزول العذاب، وَ یَقْذِفُونَ بِالْغَیْبِ مِنْ مَکانٍ بَعِیدٍ الغیب هاهنا الظّنّ، یعنی یرمون محمدا (ص) بالظّنّ لا بالیقین و هو قولهم له: ساحر بل کاهن بل شاعر. و قال قتاده: یقولون بالظّنّ ان لا بعث و لا جنة و لا نار.

وَ حِیلَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ ما یَشْتَهُونَ، قال الحسن البصریّ: حیل بینهم و بین الایمان و التّوبة و الرّجوع الی الدّنیا، کَما فُعِلَ بِأَشْیاعِهِمْ ای اهل دینهم و موافقیهم من الامم الماضیة حین لم یقبل منهم الایمان و التّوبة. فی وقت البأس، إِنَّهُمْ کانُوا فِی شَکٍّ مُرِیبٍ ظاهر الشرک.

۴ - النوبة الاولى: قوله تعالی: قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ بگوی شما را پند میدهم بیک چیز أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ که خیزید خدای را، مَثْنی‌ وَ فُرادی‌ دوگانه و یگانه، ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا آن گه با خود بیندیشید و با یکدیگر باز گوئید: ما بِصاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّةٍ برین مرد شما هیچ دیوانگی نیست و پوشیده خرد نیست، إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِیرٌ لَکُمْ نیست او مگر بیم نمایی شما را، بَیْنَ یَدَیْ عَذابٍ شَدِیدٍ (۴۶) پیش عذابی سخت.۴ - النوبة الثالثة: قوله تعالی: قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ... گفته‌اند که: القیام للَّه نقطه پرگار طریقت است و مدار اسرار حقیقت، هر که از تدبیر خود برخاست و کار خود با حق جل جلاله گذاشت ثمره حیاة طیّبه برداشت، نبینی جوانمردان اصحاب الکهف را که از خود برخاستند و تدبیر خود بگذاشتند و روی بدرگاه ربوبیت نهادند چنانک رب العزة فرمود: وَ رَبَطْنا عَلی‌ قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا، نگر که ایشان را در غار غیرت در ظلّ رعایت و کنف ولایت چگونه جای داد، آفتاب صورت را و خورشید تابنده را زهره نبود که گرد غار غیرت ایشان گردد و نور آفتاب متقاصر آید بحکم اضافت بانوار اسرار ایشان، زیرا که نور آفتاب برای استضاءت خلق است و انوار اسرار ایشان برای معرفت حقّ.

اطلاعات

منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

قوله تعالی: قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ یعنی آمرکم و اوصیکم بکلمة واحدة و هی قول لا اله الا اللَّه، قال: و هل جزاء لا اله الّا اللَّه الا الجنّة؟ فذلک قوله: هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ‌
هوش مصنوعی: خداوند می‌فرماید که من تنها شما را به یک چیز نصیحت می‌کنم و آن این است که بگویید «لا اله الا اللَّه». آیا جزای گفتن «لا اله الا اللَّه» چیزی جز بهشت نیست؟ بنابراین این همان معنای این جمله است که آیا جزای کار نیک، جزای نیک دیگری است؟
و عن عبد الرحمن القرشی عن عیاض الانصاری انّ رسول اللَّه (ص) قال: ان لا اله الا اللَّه کلمة عند اللَّه کریمة و لها عند اللَّه مکان من قالها صادقا بها ادخله اللَّه بها الجنة و من قالها کاذبا حقنت دمه و احرزت ماله و لقی اللَّه غدا فحاسبه.
هوش مصنوعی: عبد الرحمن قرشی از عیاض انصاری نقل می‌کند که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: "لا اله الا اللَّه" کلمه‌ای بزرگ و ارزشمند است که در نزد خداوند مقام ویژه‌ای دارد. کسی که این کلمه را با صداقت بگوید، خدا او را وارد بهشت می‌کند و اگر کسی آن را با دروغ بگوید، خونش محفوظ و اموالش مصون می‌ماند؛ اما او در روز قیامت در برابر خداوند مورد حسابرسی قرار خواهد گرفت.
و قیل معناه: اعظکم بخصلة واحدة و هی أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ ای لا جل اللَّه، لیس المراد من القیام الذی هو ضدّ الجلوس و انّما هو القیام بالامر الذی هو طلب الحق، کقوله: وَ أَنْ تَقُومُوا لِلْیَتامی‌ بِالْقِسْطِ مَثْنی‌ یعنی اثنین اثنین متناظرین، وَ فُرادی‌ یعنی واحدا واحدا متفکّرین.
هوش مصنوعی: شما باید با خصیصه‌ای واحد به خداوند بایستید، و آن این است که برای خداوند قیام کنید. منظور از قیام، نشستن در مقابل نشستن نیست، بلکه همانند خواستن حق است. مانند جمله‌ای که می‌گوید: "باید برای یتیمان به انصاف قیام کنید"، که به معنای این است که به دو نفر عزیز و متفکرانه توجه کنید یا به صورت فردی و به دقت فکر کنید.
التفکّر طلب المعنی بالقلب تفکّر جست و جوی دل است در طلب معنی، و آن سه قسم است: یکی حرام یکی مستحبّ یکی واجب، تفکّر در صفات حق جلّ جلاله و در چرای کار وی حرام است که از ان تخم حیرت و نقمت زاید و همچنین تفکّر در اسرار خلق حرام است که از آن تخم خصومت زاید، و آن تفکّر که مستحبّ است تفکّر در صنع صانع است و در آلا و نعماء او. عبد اللَّه عباس گفت: تفکّروا فی آلاء اللَّه و لا تفکّروا فی ذات اللَّه. و تفکّر که واجب است تفکّر در کردار خویش است و در جستن عیب خویش و عرض نامه جرم خویش. و فرق میان تفکّر و تذکّر آنست که تفکّر جستن است و تذکّر یافتن.
هوش مصنوعی: تفکر به معنای جست‌وجوی دل برای درک و فهم است و به سه دسته تقسیم می‌شود: یکی حرام، یکی مستحب و دیگری واجب. تفکر درباره صفات خداوند و چرایی اعمال او، حرام است زیرا باعث به وجود آمدن حیرت و عذاب می‌شود. همچنین، تفکر در اسرار خلقت نیز حرام است چون می‌تواند به خصومت و اختلاف منجر شود. تفکری که مستحب است، در مورد آثار و نعمت‌های خداوند است. عبد الله عباس می‌گوید: در نعمت‌های خدا تدبر کنید، اما در ذات او تفکر نکنید. و تفکری که واجب است، تفکر در اعمال خود و جست‌وجو برای یافتن عیوب خویش است. تفاوت بین تفکر و تذکر در این است که تفکر به معنای جست‌وجو است، در حالی که تذکر به معنای پیدا کردن و یادآوری است.
ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا ما بِصاحِبِکُمْ مِنْ جِنَّةٍ الصاحب ها هنا هو الرسول و الجنّة الجنون و ما، نفی و جحد إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِیرٌ ای ما هو الّا نذیر لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذابٍ شَدِیدٍ العذاب هاهنا هو الساعة.
هوش مصنوعی: سپس تفکر کنید درباره اینکه آیا رفیق شما دیوانه است یا نه. در اینجا رفیق به پیامبر اشاره دارد و دیوانگی به نوعی نادانی و کفر معنا می‌شود. در واقع، او تنها هشداردهنده‌ای است برای شما در برابر عذاب سختی که در پیش رو دارید. این عذاب به روز قیامت اشاره دارد.
قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ کان رسول اللَّه (ص) قال لمشرکی مکة: لا تؤذونی فی قرابتی، فقالوا لقد سأل غیر شطط فلا تؤذوه فی قرابته، فلمّا سبّ آلهتهم قالوا لا ینصفنا یسألنا ان لا نؤذیه فی قرابته و هو یؤذینا فی آلهتنا، فنزلت: قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ.
هوش مصنوعی: بگو من از شما هیچ پاداشی نخواسته‌ام و این پاداش تنها برای شماست. پیامبر (ص) به مشرکان مکه فرمود که به خویشاوندان من آسیب نزنید. آنها گفتند که او خواسته‌ای غیرمنطقی ندارد، پس به خویشاوندان او آسیب نزنید. اما وقتی پیامبر به تمسخر معبودهایشان پرداخت، آنها گفتند که او با ما انصاف ندارد؛ می‌خواهد که ما به خویشان او آسیب نزنیم در حالی که او به معبودهای ما بی‌احترامی می‌کند. بنابراین این آیه نازل شد: بگو من از شما هیچ پاداشی نخواسته‌ام و این پاداش تنها برای شماست.
و قیل: ما سألتکم فی تبلیغ الرّسالة و النصیحة من جعل فهو لکم، إِنْ أَجْرِیَ ای ما ثوابی إِلَّا عَلَی اللَّهِ وَ هُوَ عَلی‌ کُلِّ شَیْ‌ءٍ من اعمالکم شَهِیدٌ علیم الشّهید و الخبیر و العلیم متقاربة المعنی غیر انّ العلم اذا اضیف الی الخفایا الباطنة یسمّی صاحبه خبیرا و اذا اضیف الی الامور الظاهرة یسمّی صاحبه شهیدا و اذا اضیف الی الکلّ یسمّی صاحبه علیما. و قیل: الشهید هو الذی یشهد علی الخلق یوم القیامة. بما علم و شاهد منهم.
هوش مصنوعی: در این متن گفته شده که اگرچه من در زمینه تبلیغ پیام و نصیحت شما سوالی نکردم، اما هر کس که این کار را انجام دهد، اجر او بر عهده خداوند است و او به تمامی اعمال شما آگاه است. همچنین، مفاهیم "خبیر" و "شاهد" و "عليم" به هم نزدیک هستند، ولی "علم" وقتی به رازهای پنهان مرتبط باشد، صاحب آن به عنوان "خبیر" شناخته می‌شود و وقتی به امور آشکار مرتبط باشد، به عنوان "شاهد" نامیده می‌شود. و اگر علم به همه چیز تعلق داشته باشد، آن شخص "علیم" خواهد بود. همچنین، "شاهد" به کسی اطلاق می‌شود که در روز قیامت بر اعمال مخلوقین گواهی می‌دهد بر اساس آنچه که از آن‌ها دیده و آموخته است.
قُلْ إِنَّ رَبِّی یَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُیُوبِ، فیه تقدیم و تأخیر، تقدیره: قل انّ ربّی علام الغیوب یقذف بالحقّ، ای ینزل الوحی من السماء فیقذفه الی خیر الانبیاء، هذا کقوله: وَ ما کُنْتَ تَرْجُوا أَنْ یُلْقی‌ إِلَیْکَ الْکِتابُ.
هوش مصنوعی: بگو که پروردگار من حق را نازل می‌کند، اوست که به اسرار پنهان آگاه است. در این متن ترتیب جملات به گونه‌ای است که می‌توان به شکل دیگری نیز بیان کرد: بگو که پروردگار من، که به اسرار ocult آگاه است، حق را نازل می‌کند. این به معنای نازل کردن وحی از آسمان و رساندن آن به بهترین پیامبران است. این موضوع مشابه با آیه‌ای است که می‌گوید: "تو هرگز امید نداشتی که کتاب به تو داده شود."
قُلْ جاءَ الْحَقُّ ای القرآن و الاسلام. و قال الباقر: یعنی السیف‌، وَ ما یُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما یُعِیدُ ای ذهب الباطل و زهق فلم یبق له بقیّة یبدی بها و لا یعید، هذا کقوله: بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَی الْباطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ. قال قتادة: الباطل هاهنا ابلیس، ای ما یخلق ابلیس و ما یبعث و عن ابن مسعود قال: دخل رسول اللَّه (ص) مکة و حول الکعبة ثلاثمائة و ستّون صنما فجعل یطعنها بعود معه و یقول: جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً، جاءَ الْحَقُّ وَ ما یُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما یُعِیدُ.
هوش مصنوعی: حقیقت ظاهر شد ای قرآن و اسلام. امام باقر (ع) فرمود: یعنی با شمشیر، و باطل چه چیزی را آغاز می‌کند و چه چیزی را دوباره برمی‌گرداند؟ یعنی باطل از بین رفت و چیزی از آن باقی نمانده است که بتواند شروع یا تجدیدی داشته باشد. این به مانند گفتار قرآن است که می‌فرماید: ما حق را به باطل می‌افکنیم و آن را نابود می‌کند، و به این ترتیب باطل از بین می‌رود. قتاده گفت: در اینجا باطل به معنی ابلیس است، یعنی آنچه ابلیس پدید می‌آورد و آنچه را که به وجود می‌آورد. ابن مسعود از رسول الله (ص) نقل می‌کند که وقتی به مکه وارد شد و در اطراف کعبه 360 بت وجود داشت، با عصای خود به آن‌ها ضربه می‌زد و می‌فرمود: حقیقت آمده و باطل از بین رفته است، زیرا باطل همیشه نابود شدنی است. حقیقت آمده و باطل نه چیزی را آغاز می‌کند و نه چیزی را دوباره به وجود می‌آورد.
قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ عن الحقّ و الهدی، فَإِنَّما أَضِلُّ عَلی‌ نَفْسِی ای عقوبة ذلک علی نفسی و اوخذ بجنایتی، وَ إِنِ اهْتَدَیْتُ الی الحقّ و الهدی، فَبِما یُوحِی إِلَیَّ رَبِّی اهتدیت، إِنَّهُ سَمِیعٌ لمن دعاه قَرِیبٌ بالاجابة لمن وحّده یسمع حمد الحامدین فیجازیهم و دعاء الداعین فیستجیب لهم.وَ لَوْ تَری‌ جواب لو محذوف، إِذْ فَزِعُوا هذا الفزع عند الموت حین یرون الملائکة، فَلا فَوْتَ هذا کقوله: وَ لاتَ حِینَ مَناصٍ. وَ أُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ یعنی من تحت اقدامهم. و قیل: هو یوم بدر یروی ان فی هذه الامّة مسخا و خسفا و قذفا. و روی انّ رجلا من هذه الامّة یمسخ فیحدق به الناس فیرجمونه بالحجارة حتی یقتلوه.
هوش مصنوعی: اگر از حقیقت و هدایت دور شوم، این فقط به ضرر خودم خواهد بود و مجازات آن بر عهده من است. اما اگر به حقیقت و هدایت دست یابم، این به واسطه الهاماتی است که از سوی خداوند دریافت می‌کنم. او به دعاهای کسانی که او را یکتا می‌دانند نزدیک است و پاسخگوی آن‌هاست. وقتی انسان‌ها در لحظه مرگ فرشتگان را می‌بینند، به شدت دچار ترس و وحشت می‌شوند و در آن لحظه امکان فرار برایشان وجود ندارد. همچنین در روزگار بدر گفته شده است که در این امت ممکن است اتفاقاتی مانند تغییر شکل، زمین‌گیر شدن و رجم (سنگسار) رخ دهد. روایت شده که فردی از این امت دچار تغییر شکل می‌شود و مردم به او سنگ می‌زنند تا او را بکشند.
و قیل: هم خسف بالبیداء، و ذلک فی الخبر انّ جیشا یغزون الکعبة لیخرّبوها ثمانون الفا فبینا هم ببیداء من الارض اذ خسف بهم فلا ینجوا منهم الّا الشرید الذی یخبر عنهم و هو من جهینة فلذلک قیل: و عند جهینة الخبر الیقین. و قال قتادة ذلک حین یخرجون من قبورهم و انّما قال أُخِذُوا مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ لانّهم حیث کانوا فهم من اللَّه قریب لا یبعدون عنه و لا یفوتونه.
هوش مصنوعی: گفته شده که در بیابان خسفی می‌آید و در خبر آمده که گروهی به نام جیشا به کعبه حمله می‌کنند تا آن را تخریب کنند که تعداد آنها هشتاد هزار نفر است. در حالی که آنها در بیابان هستند، زمین زیر پایشان فرو می‌رود و تنها عده‌ای اندک نجات پیدا می‌کنند که از قبیله جُهَینه هستند و آنها تنها کسانی هستند که از این واقعه خبر می‌دهند. به همین دلیل گفته شده که خبر از طرف جُهَینه معتبر است. قتاده نیز گفته که این حادثه زمانی رخ می‌دهد که آنها از قبورشان برمی‌خیزند. او گفت که اشاره به این دارد که آنها از مکانی نزدیک گرفته شدند، زیرا در هر حال، آنها نزد خدا نزدیک هستند و نمی‌توانند از او دور بمانند یا او را فراموش کنند.
وَ قالُوا آمَنَّا بِهِ یعنی حین عاینوا العذاب فی الدّنیا او فی الآخرة وقت البأس کقوله: حَتَّی إِذا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ و کقوله: فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ. وَ أَنَّی لَهُمُ التَّناوُشُ یعنی من این لهم تناول التّوبة و نیل ما یتمنّون؟
هوش مصنوعی: آنها گفتند که به او ایمان آوردیم، اما این زمانی بود که عذاب را در دنیا یا آخرت دیدند و در زمان سختی، مثل زمانی که غرق شدن را دیدند، گفتند که ایمان آوردیم. و هنگامی که عذاب ما را دیدند، گفتند که به خداوند واحد ایمان آوردیم. اما سوال این است که چگونه می‌توانند به توبه بپردازند و به آنچه که آرزو دارند برسند؟
قال ابن عباس: یسئلون الرّدّ و لیس بحین الردّ. التّناوش التّناول من النّوش، تقول: ناش، ینوش، نوشا اذا تناول میگوید: چون تواند بود ایشان را دسترس بچیزی دور؟ و اگر بمدّ و همز خوانی بر قراءت ابو عمرو و حمزه و کسایی معنی آنست که: چون تواند بود ایشان را فرا چیزی یازیدن از جایی دور، من النئیش و هو الحرکة البطیئة، یقال: تناش اذا تحرّک لطلب شی‌ء بعد فوته، و المعنی: انّی لهم منال التوبة و الایمان بعد ما عاینوا الآخرة.
هوش مصنوعی: ابن عباس می‌گوید: آن‌ها از بازگشت صحبت می‌کنند در حالی که زمان بازگشت نیست. واژه "تناوش" به معنای برداشتن چیزی از دور است. اگر به قرائت ابو عمرو، حمزه و کسایی در نظر بگیریم، معنای آن این می‌شود که چگونه ممکن است آن‌ها به چیزی دور دسترسی پیدا کنند. همچنین واژه "نئیش" به معنای حرکت کند است؛ یعنی وقتی کسی برای بازیابی چیزی که از دست داده، به آرامی حرکت می‌کند. در اینجا معنی این است که چگونه می‌توانند به توبه و ایمان دست یابند پس از آنکه آخرت را دیده‌اند.
وَ قَدْ کَفَرُوا بِهِ ای بمحمد و القرآن مِنْ قَبْلُ نزول العذاب، وَ یَقْذِفُونَ بِالْغَیْبِ مِنْ مَکانٍ بَعِیدٍ الغیب هاهنا الظّنّ، یعنی یرمون محمدا (ص) بالظّنّ لا بالیقین و هو قولهم له: ساحر بل کاهن بل شاعر. و قال قتاده: یقولون بالظّنّ ان لا بعث و لا جنة و لا نار.
هوش مصنوعی: آن‌ها پیش از نزول عذاب به محمد و قرآن کافر شدند و در مورد او از دور به باطل نسبت‌هایی می‌دهند. این باطل در اینجا به معنای ظن و گمان است، زیرا آن‌ها محمد (ص) را سحر و کهانت و شعر می‌نامند. قتاده می‌گوید که آن‌ها با گمان و ظن می‌گویند که نه بعثتی وجود دارد و نه بهشتی و نه جهنمی.
وَ حِیلَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ ما یَشْتَهُونَ، قال الحسن البصریّ: حیل بینهم و بین الایمان و التّوبة و الرّجوع الی الدّنیا، کَما فُعِلَ بِأَشْیاعِهِمْ ای اهل دینهم و موافقیهم من الامم الماضیة حین لم یقبل منهم الایمان و التّوبة. فی وقت البأس، إِنَّهُمْ کانُوا فِی شَکٍّ مُرِیبٍ ظاهر الشرک.
هوش مصنوعی: بین آن‌ها و آن‌چه می‌خواهند، موانع ایجاد می‌شود. الحسن بصری می‌گوید: بین این افراد و ایمان، توبه و بازگشت به دنیای خود، موانع ایجاد می‌شود، همان‌طور که برای پیروان آنان از امم گذشته، در زمان بروز سختی‌ها، ایمان و توبه‌شان پذیرفته نشد. زیرا آن‌ها در آتش شک و تردید و آشکارا در شرک به سر می‌بردند.