شمارهٔ ۸۲ - پیری
گر کنم جامه ها ز پیری چاک
زآن ندارد به جبه پیری باک
گر نشاطی که در تن آمده بود
به جوانی نشد به پیری پاک
مژده مرگ پیری آرد و بس
گر کند در جهان پیری خاک
شمارهٔ ۸۱ - در ده روشن رحیق: ای صنم ماهروی در ده روشن رحیقشمارهٔ ۸۳ - خشک و خالی: از من و تو همی بخواهد ماند
اطلاعات
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
گر کنم جامه ها ز پیری چاک
زآن ندارد به جبه پیری باک
هوش مصنوعی: اگر از پیری لباسهایم را پاره کنم، این مسأله برای پیری اهمیتی ندارد.
گر نشاطی که در تن آمده بود
به جوانی نشد به پیری پاک
هوش مصنوعی: اگر شادابی و سرزندگیای که در جوانی باید در وجود انسان باشد، در آن زمان به وجود نیامد، در دوران پیری هم نمیتواند به طور کامل و قابل توجهی تجربه شود.
مژده مرگ پیری آرد و بس
گر کند در جهان پیری خاک
هوش مصنوعی: خبر خوشی که پیری را به همراه دارد، فقط این است که اگر در این دنیا پیری به خاک بیفتد.