گنجور

شمارهٔ ۴

تاریک مکن روز مرا باز، نگارا
بر چهره مزن شانه دگر زلف دو تا را
دیوانه شدم در غم بالای تو از جان
هر چند به جان دوست ندارند بلا را
داد از ستم چشم تو، ای پادشه ناز!
ز اندازه به در می برد این ترک جفا را
بزمی خوش و می بی غش و دلدار کریم است
ساقی تو بزن ساغر و مطرب تو سه تا را
نومید ز عفو و کرم حق نشود کس
جایی که فرو شست سیه نامهٔ ما را
یک قطره ز بحر کرم اوست دو عالم
با کی نبود غرقهٔ الطاف خدا را
شیطان چه کند با دل هوشیار «وفایی»
سگ را به حریم حرم کعبه چه یارا؟!

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

تاریک مکن روز مرا باز، نگارا
بر چهره مزن شانه دگر زلف دو تا را
هوش مصنوعی: عزیزم، روزم را تاریک کن و غمگین نکن، بر چهره‌ات دست نزن و زلف‌های زیبایت را به هم نریز.
دیوانه شدم در غم بالای تو از جان
هر چند به جان دوست ندارند بلا را
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و اندوه تو دیوانه شدم، هرچند که کسی برای دوستش درد و رنج را تحمل نمی‌کند.
داد از ستم چشم تو، ای پادشه ناز!
ز اندازه به در می برد این ترک جفا را
هوش مصنوعی: چشمان تو، ای پادشاه زیبا، درد و رنج زیادی به دل من می‌آورند. این ظلم و ستمی که از تو می‌بینم، به حدی است که دیگر نمی‌توانم آن را تحمل کنم.
بزمی خوش و می بی غش و دلدار کریم است
ساقی تو بزن ساغر و مطرب تو سه تا را
هوش مصنوعی: در یک جمع شادی‌ بخش و با نوشیدنی خالص و دل‌انگیز، معشوقه‌ای نازنین حضور دارد. ای ساقی، تو به ما شرابی بده و بگذار موسیقی‌دان هم با دستانش سه‌تایی بنوازد.
نومید ز عفو و کرم حق نشود کس
جایی که فرو شست سیه نامهٔ ما را
هوش مصنوعی: هیچ‌کس در جایی که نامه سیاه و گناهکارانه‌اش شسته شود، ناامید از عفو و رحمت خدا نخواهد بود.
یک قطره ز بحر کرم اوست دو عالم
با کی نبود غرقهٔ الطاف خدا را
هوش مصنوعی: یک قطره از دریای رحمت اوست، آیا دو جهان را می‌توان یافت که تحت تأثیر بخشش‌های خداوند نباشند؟
شیطان چه کند با دل هوشیار «وفایی»
سگ را به حریم حرم کعبه چه یارا؟!
هوش مصنوعی: شیطان نمی‌تواند به دل آگاه و بیدار آسیب برساند، و سگی که وفادار است، حق ندارد به مکان مقدس کعبه نزدیک شود.