شمارهٔ ۷
خور او زردی شرین به کوشن و هیر
که دام انداتمی اج رای نجیر
ناگهان هاکتم به دام اویان
دام و نجیر و هیرم بشود اج ویر
اطلاعات
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خور او زردی شرین به کوشن و هیر
که دام انداتمی اج رای نجیر
خورشید هنگام زردی به کوه و دشت میرفت. [و] من برای نخجیر دام گستردم (انداختم).
ناگهان هاکتم به دام اویان
دام و نجیر و هیرم بشود اج ویر
ناگهان به دام جانان افتادم؛ دام، نخجیر و دشت از یادم رفت.
حاشیه ها
1403/12/19 13:02
احمد خرمآبادیزاد
«هیر» یعنی «کشتزار (مزرعه)، «جلگه» <فرهنگ لغات بازیافته» تالیف محمد امین ادیب طوسی، انتشارات دانشگاه تهران 1388>