گنجور

شمارهٔ ۱۱

چون پریشان است زلف یار ما
جز پریشانی نباشد کار ما
او بهر صورت که بنماید جمال
هم بدان معنی بود اظهار ما
گفت آن خورشید مه رویان به بین
در دل هر ذره ی دیدار ما
گفتم او را من نیم جمله توئی
گفت آری ماگل و تو خار ما
گفت دانی آفتاب و ماه چیست
لمعه ی از روی پر انوار ما
یک شبی میگفت آن شمع طراز
سوختی از عشق آتش بار ما
او بود خورشید و ما چون سایه ایم
این بود ابحار و ثم الدار ما
ساغر می داد و ما را مست کرد
گفت کوهی فاش کن اسرار ما

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

چون پریشان است زلف یار ما
جز پریشانی نباشد کار ما
هوش مصنوعی: وقتی که موهای محبوب ما نامنظم و آشفته است، کار ما جز پریشانی و آشفتگی نیست.
او بهر صورت که بنماید جمال
هم بدان معنی بود اظهار ما
هوش مصنوعی: هر چهره‌ای که او به نمایش بگذارد، نشان‌دهنده جذابیت و زیبایی‌اش است و این بیانگر عشق و احساسات ما نیز هست.
گفت آن خورشید مه رویان به بین
در دل هر ذره ی دیدار ما
هوش مصنوعی: آن خورشید زیبا به ما گفت که در دل هر ذره از وجود ما، نشان و نشانه‌ای از دیدارمان وجود دارد.
گفتم او را من نیم جمله توئی
گفت آری ماگل و تو خار ما
هوش مصنوعی: به او گفتم که تو بخشی از وجود من هستی، او پاسخ داد: بله، من مانند گلی هستم و تو هم خار من.
گفت دانی آفتاب و ماه چیست
لمعه ی از روی پر انوار ما
هوش مصنوعی: گفتی آیا می‌دانی نور خورشید و ماه از چه نشأت می‌گیرد؟ این نور در واقع از چهره‌ی پرنور ماست.
یک شبی میگفت آن شمع طراز
سوختی از عشق آتش بار ما
هوش مصنوعی: یک شب آن شمع زیبا گفت که تو به خاطر عشق، چون آتش در حال سوختی.
او بود خورشید و ما چون سایه ایم
این بود ابحار و ثم الدار ما
هوش مصنوعی: او همچون خورشید است و ما مانند سایه‌ای در کنار او زندگی می‌کنیم؛ این وضعیت همچنان ادامه دارد و سرانجام ما به خانه‌امان می‌رسیم.
ساغر می داد و ما را مست کرد
گفت کوهی فاش کن اسرار ما
هوش مصنوعی: در این بیت، گوینده به ساغر و می اشاره کرده و بیان می‌کند که جامی از نوشیدنی به او داده‌اند و او را مست کرده‌اند. سپس از او خواسته شده تا رازها و اسرار کوه را فاش کند و به نوعی به عمق موضوعات و معانی پنهان اشاره دارد. به عبارتی، در اوج مستی و شگفتی از او می‌خواهند که چیزهایی را بیان کند که ممکن است در حالت عادی نتواند بگوید.