گنجور

شمارهٔ ۵۲۲

رویی که تو داری گل سیراب ندارد
شیرینی لعلت شکر ناب ندارد
قدی که تو داری نبود سرو روان را
چون زلف تو چین سنبل پر تاب ندارد
در خواب توان دید خیال رخ خوبت
اما چه کنم، دیده من خواب ندارد
زان لحظه که زاهد خم ابروی ترا دید
پروای نماز و سر محراب ندارد
خسرو به خیال خطّ و لعل تو شب و روز
جز فکرِ لبِ کِشت و می ناب ندارد

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

رویی که تو داری گل سیراب ندارد
شیرینی لعلت شکر ناب ندارد
هوش مصنوعی: چهره‌ای که تو داری به گل‌های آبی و سرسبز نمی‌رسد و شیرینی لبت هم به شکری خالص نیست.
قدی که تو داری نبود سرو روان را
چون زلف تو چین سنبل پر تاب ندارد
هوش مصنوعی: قد تو هیچ هم‌ترازی ندارد؛ هیچ درختی به زیبایی تو نمی‌تواند قد برافراشته باشد. چون موهای تو، هیچ گل درشتی نمی‌تواند به این زیبایی و لطافت تاب‌دار باشد.
در خواب توان دید خیال رخ خوبت
اما چه کنم، دیده من خواب ندارد
هوش مصنوعی: در خواب می‌توان به خیال زیبایی چهره‌ات نگاه کرد، اما چه کنم که چشم من خواب ندارد و نمی‌تواند ببیند.
زان لحظه که زاهد خم ابروی ترا دید
پروای نماز و سر محراب ندارد
هوش مصنوعی: از زمانی که زاهد (فرد پارسا) ابروی خمیده تو را مشاهده کرد، دیگر برایش اهمیتی ندارد که در نماز و در محل عبادت باشد.
خسرو به خیال خطّ و لعل تو شب و روز
جز فکرِ لبِ کِشت و می ناب ندارد
هوش مصنوعی: خسرو به خاطر خیال و زیبایی تو، روز و شب هیچ چیزی جز زمین و شراب خالص برایش نمی‌ماند.

حاشیه ها

1399/08/16 06:11
کاظم ایاصوفی

هر دو مصراع بیت آخر مشکل دارد. احتمالا باید اینجور باشد
خسرو بخیال لب لعل تو شب و روز
جز فکر لب کشت و می ناب ندارد

1404/06/17 00:09
ابوالفضل رعیت پیشه

بیت آخر اشکال داره