گنجور

شمارهٔ ۵۱۴

دل بسته بالای یکی تنگ قبا شد
باز این ز برای دل تنگم چه بلا شد؟
دل خون شد و اندر سر آن غمزه شود نیز
جانی که به صد حیله از ان طره جدا شد
یاران موافق همه فارغ ز غم و درد
هر جا که غمی بود نصیب دل ما شد
دی کرد سلامی سوی من آن نه چنان بود
دردی که چنین کش به ره افتاد دو تا شد
نی روز قرار و نه شبم، هیچ ندانم
کان صبر که وقتی به دلم بود، کجا شد؟
پامال شد آن دل که زما برد به رفتار
خود بین که چنین چند دلش در ته پا شد
می رفت سوار او و به نظاره ز هر سوی
شد جامه قبا، جامه جان نیز قبا باشد
بر باد هوا داد بسی چون دل خسرو
هر ذره که از گرد ره او به هوا شد

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

دل بسته بالای یکی تنگ قبا شد
باز این ز برای دل تنگم چه بلا شد؟
هوش مصنوعی: دلم به یکی که در لباسی تنگ و باریک است، وابسته شده و حالا دوباره به خاطر دل تنگم دچار مشکل و دردسر شده‌ام.
دل خون شد و اندر سر آن غمزه شود نیز
جانی که به صد حیله از ان طره جدا شد
هوش مصنوعی: دل به خاطر آن نگاه نازک و فریبنده‌، به شدت آزار می‌بیند و به یاد آن، جانم نیز در عذاب است؛ چرا که فردی که با صد ترفند و تلاش سعی کرده بود خود را از چنگال عشق رها کند، هنوز نتوانسته از آن زیبایی دلبر جدا شود.
یاران موافق همه فارغ ز غم و درد
هر جا که غمی بود نصیب دل ما شد
هوش مصنوعی: دوستان همیشه با هم در آرامش هستند و از غم و درد بی‌خبرند، اما هر جا که غم و اندوهی وجود دارد، دل ما به آن دچار می‌شود.
دی کرد سلامی سوی من آن نه چنان بود
دردی که چنین کش به ره افتاد دو تا شد
هوش مصنوعی: دیروز شخصی به من سلامی کرد، اما این سلام به قدری ناراحت‌کننده بود که باعث شد من در میان راه دچار درد و رنج شوم و از خودم بی‌خود شوم.
نی روز قرار و نه شبم، هیچ ندانم
کان صبر که وقتی به دلم بود، کجا شد؟
هوش مصنوعی: من نه روز آرامش دارم و نه شب، نمی‌دانم آن صبر که زمانی در دلم بود، کجا رفته است؟
پامال شد آن دل که زما برد به رفتار
خود بین که چنین چند دلش در ته پا شد
هوش مصنوعی: دل کسی که به خاطر ما آسیب دیده و نادیده گرفته شده، دیگر ارزش و اعتبار خود را از دست داده است. باید توجه کنیم که رفتار ما تا چه حد می‌تواند بر احساسات دیگران تأثیر بگذارد و باعث زخم شدن دل‌هایشان شود.
می رفت سوار او و به نظاره ز هر سوی
شد جامه قبا، جامه جان نیز قبا باشد
هوش مصنوعی: او سوار بر اسب می‌رفت و از هر سو به تماشای زیبایی‌ها می‌پرداخت. مانند لباس ظاهری که پوشیده، روح و جان او نیز باید زیبا و با ارزش باشد.
بر باد هوا داد بسی چون دل خسرو
هر ذره که از گرد ره او به هوا شد
هوش مصنوعی: خسرو، دلش پر از درد و غم است و به همین دلیل، وقتی که چیزی از مسیر او به هوا می‌رود، احساس می‌کند که همه چیز را به باد داده‌اند. هر ذره‌ای که از آن راه می‌گذرد، نشانه‌ای از فراق و جدایی است.