شمارهٔ ۵۱۳
بی نرگس تو خواب ندانم که چه باشد
زلفت کشم و تاب ندانم که چه باشد
آن شب که بتا، چشم تو در خواب ببینم
در دیده خود خواب ندانم که چه باشد
تا طاق دو ابروی تو محراب بتان شد
بت جویم و محراب ندانم که چه باشد
چون چاه زنخدان تو از دور ببینم
تشنه شوم و آب ندانم که چه باشد
از زلف تو چون نیست مرا سوی رخت ره
شب گردم و مهتاب ندانم که چه باشد
گویند که دریاب درین واقعه خود را
می گویم و دریاب ندانم که چه باشد
باغی ست عجب وصل تو، می پرس ز خسرو
من بنده در آن باب ندانم که چه باشد
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بی نرگس تو خواب ندانم که چه باشد
زلفت کشم و تاب ندانم که چه باشد
هوش مصنوعی: بینرگس تو نمیدانم خواب چیست، وقتی که زلف تو را میکشم، نمیدانم طعم و حالش چگونه است.
آن شب که بتا، چشم تو در خواب ببینم
در دیده خود خواب ندانم که چه باشد
هوش مصنوعی: نمیدانم آن شب که چشمان زیبایت را در خواب میبینم، در واقع چه خواب یا رویایی را در چشمان خودم تجربه میکنم.
تا طاق دو ابروی تو محراب بتان شد
بت جویم و محراب ندانم که چه باشد
هوش مصنوعی: دو ابروی تو همچون محرابی است که با زیباییاش دلها را به خود جذب میکند، اما من از آنچه که در واقعیت وجود دارد، بیخبرم و فقط به دنبال زیبایی تو هستم.
چون چاه زنخدان تو از دور ببینم
تشنه شوم و آب ندانم که چه باشد
هوش مصنوعی: وقتی از دور خطی از زیبایی تو را میبینم، به شدت مشتاق میشوم، اما نمیدانم این اشتیاق به چه چیزی مربوط است.
از زلف تو چون نیست مرا سوی رخت ره
شب گردم و مهتاب ندانم که چه باشد
هوش مصنوعی: چون زلف تو مرا به سوی خود نمیبرد، در طول شب به دور خود میچرخم و نمیدانم مهتاب چیست و چه حالی دارد.
گویند که دریاب درین واقعه خود را
می گویم و دریاب ندانم که چه باشد
هوش مصنوعی: میگویند در این مشکل خود را دریاب و به خودت توجه کن، اما من نمیدانم که وضعیت چگونه است.
باغی ست عجب وصل تو، می پرس ز خسرو
من بنده در آن باب ندانم که چه باشد
هوش مصنوعی: باغ وصل تو بسیار زیبا و حیرتانگیز است. از خسرو بپرس که در این باغ من بندهای آن را نمیدانم و نمیدانم چه اتفاقی در آن میافتد.

امیرخسرو دهلوی