شمارهٔ ۵۱۲
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
حاشیه ها
همه ش که تته پته شد.
اما نکته ی جالبش اینکه این مصراع، مته داشت. یعنی مته رو ایرانیا و هندیا 700 سال قبل کشف کرده بودن؟ ایول
در دیده خصم تو به جز مته نباشد
به دنبال پرسش جالب یکی در ویکی پدیا خواندم که تاریخچه پیدایش مته قاشقی به زمان فرمانروایی رم باستان بر میگردد!
ولی تصور مته در چشم خصمان برای یک شاعر موسیقیدان کمی خشن است نیست؟!
آقای یکی
شما که مطالعاتتان در ادبیات زیاد است ، لطفاً بفرمایید کدام قصیده سرا . به قول شما ” برای خصم، عذاب های دردناک تر از مته در چشم فرو بردن را خوستاه اند.“ یکی دو مثال هم میزدید تا ما بی سوادان از معلومات آن جناب بهره ای ببریم
با پوزش که زحمت افزا شدم ،
بالاخره اظهار فضل کردن هم هزینه ای دارد . ندارد ؟
حسین عزیز که جانم فدای نام قشنگ تو
شما می دانید فرق غزل با قصیده چیست؟ و توشیح و تلمیح و تضمین و تشبیب و دعا و نفرین و... یعنی چه؟
و اینکه آیا اگر کسی اشکال سخن کس دیگری را باز گفت لازم است الفش را گفت تا یای آن هم برود؟
حافظ وظیفه ی تو دعا گفتن است و بس!
بسیاری از شاعران- حتی شاعران مودب ادبیات فارسی- در انتهای قصائد خویش انواع و اقسام عذاب های رایج و غیر رایج و ممکن و ناممکن را برای دشمن ممدوح خویش خواسته اند.
بی ادبی می شود ولی انتهای این قصیده را بخوانید:
انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهر/
تا نباشد به رنگ روز چو شب
تا نباشد به فعل نور چو نار
شب اعدات را مباد کران
روز شادیت را مباد کنار
پای بدگوی حاسدت در بند
سر بدخواه و دشمنت بر دار
انوری
در طبع نکوخواه تو نوری و سروری
در مغز بداندیش تو ناری و دخانی
مسعود سعد
آّقا یکی
از افاضات ادبی شما بهره ها بردم
خدا را شکر که از اینگونه اطلاعات و مطالعات محروم بوده ام
من از ادب تنها این آموخته ام که به بانویی فرهیخته نگویم: ” اگر مقداری مطالعات ادبیاتی را افزایش دهید “
و تشخیص بدهم نامهای بانوان را از آقایان
با ادبیاتتان خوب و خوش باشید

امیرخسرو دهلوی