گنجور

شمارهٔ ۵۱۲

سروی چو تو در اچه و در تته نباشد
گل مثل رخ خوب تو البته نباشد
دوزیم قبا بهر قدت از گل سوری
تا خلعت زیبای تو از لته نباشد
این شکل و شمایل که تو کافر بچه داری
در چین و ختا و ختن و خته نباشد
بدخواه ترا در دو جهان روی سیه باد
در دیده خصم تو به جز مته نباشد
در جنت و فردوس کسی را نگذارند
تا داغ غلامی تواش پته نباشد
سلطانی مسکین نکند میل به جنت
در صحن بهشت ار طبق بته نباشد
از پشت رقیب تو کشم تسمه چندین
تا گنجفه اسب تو از پته نباشد
چون موی شد از فکر میانت تن خسرو
تا همچو رقیبت خنک و کته نباشد

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

سروی چو تو در اچه و در تته نباشد
گل مثل رخ خوب تو البته نباشد
هوش مصنوعی: هیچ درخت سروی به زیبایی تو پیدا نمی‌شود و هیچ گلی هم به نرمی چهره‌ات نخواهد بود.
دوزیم قبا بهر قدت از گل سوری
تا خلعت زیبای تو از لته نباشد
هوش مصنوعی: چقدر زیباست که برای قد و قامت تو، دلتنگی و حسرت وجود ندارد و هیچ چیز نمی‌تواند زیبایی تو را تحت‌الشعاع قرار دهد.
این شکل و شمایل که تو کافر بچه داری
در چین و ختا و ختن و خته نباشد
هوش مصنوعی: این ظاهری که تو داری، هیچ‌کجا در چین و ختا و ختن وجود ندارد.
بدخواه ترا در دو جهان روی سیه باد
در دیده خصم تو به جز مته نباشد
هوش مصنوعی: کسی که نسبت به تو نیت بدی دارد، در هر دو جهان چهره‌ای تیره خواهد داشت. در نگاه دشمن تو، جز تحقیر و کوچک شمردن تو چیزی دیده نخواهد شد.
در جنت و فردوس کسی را نگذارند
تا داغ غلامی تواش پته نباشد
هوش مصنوعی: در بهشت و مکان‌های خوشبختی هیچ‌کس را راه نمی‌دهند مگر این‌که نشان و علامت بردگی تو بر او باشد.
سلطانی مسکین نکند میل به جنت
در صحن بهشت ار طبق بته نباشد
هوش مصنوعی: سلطان بی‌چاره‌ای که در بهشت زندگی می‌کند، اگر می‌خواهد به شادی و لذت‌های بهشت دست یابد، باید به چیزهایی توجه کند که در واقعیّت وجود دارند و صرفاً به آرزوهایش اکتفا نکند. اگر شرایط مساعد نباشد، درحالی‌که همه‌چیز برای خوشی مهیاست، او قادر به بهره‌مندی نخواهد بود.
از پشت رقیب تو کشم تسمه چندین
تا گنجفه اسب تو از پته نباشد
هوش مصنوعی: من در هنگام رقابت، از پشت سر تو می‌خواهم بندهایی را بگیرم که به زین اسبت متصل است، ولی این بندها از یک پارچه بی‌ارزش ساخته نشده‌اند.
چون موی شد از فکر میانت تن خسرو
تا همچو رقیبت خنک و کته نباشد
هوش مصنوعی: به دلیل اندیشه‌های تو، موی سر خسرو مانند نی شده و دیگر مانند رقیبت خوش بو و تازه نیست.

حاشیه ها

1394/12/14 04:03
یکی

همه ش که تته پته شد.
اما نکته ی جالبش اینکه این مصراع، مته داشت. یعنی مته رو ایرانیا و هندیا 700 سال قبل کشف کرده بودن؟ ایول
در دیده خصم تو به جز مته نباشد

1394/12/14 19:03
روفیا

به دنبال پرسش جالب یکی در ویکی پدیا خواندم که تاریخچه پیدایش مته قاشقی به زمان فرمانروایی رم باستان بر میگردد!
ولی تصور مته در چشم خصمان برای یک شاعر موسیقیدان کمی خشن است نیست؟!

1394/12/15 14:03
حسین

آقای یکی
شما که مطالعاتتان در ادبیات زیاد است ، لطفاً بفرمایید کدام قصیده سرا . به قول شما ” برای خصم، عذاب های دردناک تر از مته در چشم فرو بردن را خوستاه اند.“ یکی دو مثال هم میزدید تا ما بی سوادان از معلومات آن جناب بهره ای ببریم
با پوزش که زحمت افزا شدم ،
بالاخره اظهار فضل کردن هم هزینه ای دارد . ندارد ؟

1394/12/15 16:03
یکی

حسین عزیز که جانم فدای نام قشنگ تو
شما می دانید فرق غزل با قصیده چیست؟ و توشیح و تلمیح و تضمین و تشبیب و دعا و نفرین و... یعنی چه؟
و اینکه آیا اگر کسی اشکال سخن کس دیگری را باز گفت لازم است الفش را گفت تا یای آن هم برود؟
حافظ وظیفه ی تو دعا گفتن است و بس!
بسیاری از شاعران- حتی شاعران مودب ادبیات فارسی- در انتهای قصائد خویش انواع و اقسام عذاب های رایج و غیر رایج و ممکن و ناممکن را برای دشمن ممدوح خویش خواسته اند.
بی ادبی می شود ولی انتهای این قصیده را بخوانید:
انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهر/

1394/12/15 16:03
یکی

تا نباشد به رنگ روز چو شب
تا نباشد به فعل نور چو نار
شب اعدات را مباد کران
روز شادیت را مباد کنار
پای بدگوی حاسدت در بند
سر بدخواه و دشمنت بر دار
انوری

1394/12/15 16:03
یکی

در طبع نکوخواه تو نوری و سروری
در مغز بداندیش تو ناری و دخانی
مسعود سعد

1394/12/15 20:03
حسین

آّقا یکی
از افاضات ادبی شما بهره ها بردم
خدا را شکر که از اینگونه اطلاعات و مطالعات محروم بوده ام
من از ادب تنها این آموخته ام که به بانویی فرهیخته نگویم: ” اگر مقداری مطالعات ادبیاتی را افزایش دهید “
و تشخیص بدهم نامهای بانوان را از آقایان
با ادبیاتتان خوب و خوش باشید