گنجور

شمارهٔ ۵۰۶

گر بار دگر ماه من از بام برآید
بس فتنه که از گردش ایام برآید
فریاد اسیران همه شب پیش در او
چون بانگ گدایان که گه شام برآید
زنهار که آن بند قبا چست نبندی
کز نازکیش بخیه بر اندام برآید
او کرده ترش گوشه ابرو ز سر خشم
من منتظر لب که چه دشنام برآید؟
ای ساقی بدمست، مزن تیغ، که در تن
خون آنقدرم نیست که در جام برآید
ای رند خرابات، سبو بر سر من نه
تا در همه شهرم به بدی نام برآید
آن را که بهشتی صفتی داغ نکرده ست
گر از ته دوزخ کشیش خام برآید
برنامد، اگر جان من، ای هجر، مکن جهد
گر یار همین است به ناکام برآید
در کنگره عشق، گر افتد کله از سر
صاحب قدمی کو که به یک گام برآید
جانا، چه به افسانه گذاری غم عشاق
این نیست مهمی که به پیغام برآید
خسرو، اگرت نیست مرادی، مخور افسوس
زیرا که همه کار به هنگام برآید

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

گر بار دگر ماه من از بام برآید
بس فتنه که از گردش ایام برآید
هوش مصنوعی: اگر بار دیگر محبوب من از آسمان ظاهر شود، چه فتنه‌ها و مشکلاتی که از تغییرات روزگار به وجود نخواهد آمد.
فریاد اسیران همه شب پیش در او
چون بانگ گدایان که گه شام برآید
هوش مصنوعی: در شب، اسیران به طور مداوم فریاد می‌زنند، همان‌طور که گدایان در انتهای روز در میانه‌ شب ندای خود را بلند می‌کنند.
زنهار که آن بند قبا چست نبندی
کز نازکیش بخیه بر اندام برآید
هوش مصنوعی: هشدار که آن بند و دکمه‌ی قبا را محکم نبند، چرا که از ظرافت آن ممکن است بخیه‌ها بر تن نمایان شوند.
او کرده ترش گوشه ابرو ز سر خشم
من منتظر لب که چه دشنام برآید؟
هوش مصنوعی: او با ابرویش نشان داده است که به خاطر خشم من ناراحت است، در حالی که من منتظر هستم ببیند چه چیزی از لب‌هایم بیرون می‌آید و چه ناسزایی ممکن است بگویم.
ای ساقی بدمست، مزن تیغ، که در تن
خون آنقدرم نیست که در جام برآید
هوش مصنوعی: ای ساقی بدمست، نزن تیغ به من، چون خونم آنقدر نیست که از بدنم بیرون بریزد و در جام بریزد.
ای رند خرابات، سبو بر سر من نه
تا در همه شهرم به بدی نام برآید
هوش مصنوعی: ای رند و خوشگذران، سبو را بر روی سر من بگذار تا در تمام شهر، نام نیکو از من بماند و بدی در شهر منتشر نشود.
آن را که بهشتی صفتی داغ نکرده ست
گر از ته دوزخ کشیش خام برآید
هوش مصنوعی: کسی که ویژگی‌های بهشتی دارد و دلی پاک دارد، حتی اگر از اعماق دوزخ هم برآید، نمی‌تواند عذاب بکشد و در واقع از تحمل سختی‌ها و مشکلات، آزاد خواهد بود.
برنامد، اگر جان من، ای هجر، مکن جهد
گر یار همین است به ناکام برآید
هوش مصنوعی: اگر جدایی من، ای دوری، جانم را بگیرد، تلاشت را نکن، چون اگر عزیزم همین باشد، بی‌نتیجه خواهد بود.
در کنگره عشق، گر افتد کله از سر
صاحب قدمی کو که به یک گام برآید
هوش مصنوعی: اگر در مسیر عشق، اتفاقی بیفتد و کسی از مقام خود بیفتد، آیا کسی هست که بتواند با یک گام او را دوباره به جایگاهش برساند؟
جانا، چه به افسانه گذاری غم عشاق
این نیست مهمی که به پیغام برآید
هوش مصنوعی: ای جانا، چه اهمیتی دارد که قصه عشق عاشقان را بیان کنیم؟ مهم این نیست که خبر به گوش کسی برسد.
خسرو، اگرت نیست مرادی، مخور افسوس
زیرا که همه کار به هنگام برآید
هوش مصنوعی: اگر ای خسرو، آرزویی نداری، غم مخور، چون همه چیز سر وقت خود به وقوع می‌پیوندد.