گنجور

شمارهٔ ۵۰۵

ترسم که از اطراف جهان دود برآید
گر آه من از جان غم اندود برآید
بر بوی تو آتش زده ام مجمره دل
از وی چه عجب، گر نفس عود برآید
آتشکده دل بر ما، چند بپوشم
شک نیست که از آتش ما دود برآید
دل خود چه متاع است که از ما طلبد دوست؟
حقا که اگر جان طلبد زود برآید
هر دل که ندارد خبر از حسن ایازی
شرط است که گرد دل محمود برآید
بعد من اگر گوش نهی بر سر خاکم
از خاک همه نغمه داود برآید
خسرو نتواند که کند فکر وصالت
کاری ست که با طالع مسعود برآید

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ترسم که از اطراف جهان دود برآید
گر آه من از جان غم اندود برآید
هوش مصنوعی: می‌ترسم که از دور و بر این دنیا دودی بلند شود، اگر آه من از دل پر غم برخیزد.
بر بوی تو آتش زده ام مجمره دل
از وی چه عجب، گر نفس عود برآید
هوش مصنوعی: من به یاد تو آتش دل را روشن کرده‌ام، چه عجیب است اگر حسی مانند بوی عود از آن برخیزد.
آتشکده دل بر ما، چند بپوشم
شک نیست که از آتش ما دود برآید
هوش مصنوعی: دل ما مانند یک آتشکده است و برای پنهان کردن آن، چندین لایه می‌پوشم، اما شک ندارم که از دل پرآتش ما دود به هوا می‌رود.
دل خود چه متاع است که از ما طلبد دوست؟
حقا که اگر جان طلبد زود برآید
هوش مصنوعی: دل ما چه ارزشی دارد که دوست از ما خواسته است؟ حقیقت این است که اگر جان هم بخواهد، به سرعت آماده می‌شود.
هر دل که ندارد خبر از حسن ایازی
شرط است که گرد دل محمود برآید
هوش مصنوعی: هر کسی که از زیبایی و دل‌فریبی محبوب خبر ندارد، باید در انتظار باشد که عشق و محبت او دلش را پر کند.
بعد من اگر گوش نهی بر سر خاکم
از خاک همه نغمه داود برآید
هوش مصنوعی: اگر بعد از من بر سر خاکم گوش بسپاری، از خاکم صدای دل‌نواز داود بلند خواهد شد.
خسرو نتواند که کند فکر وصالت
کاری ست که با طالع مسعود برآید
هوش مصنوعی: خسرو نمی‌تواند به فکر وصال محبوبش باشد، زیرا این کار تنها با اقبال نیک و شانس خوب به دست می‌آید.