شمارهٔ ۵۰۳
آن سرو خرامنده که جستم، به بر آمد
وان بخت که پیش آمده بد، بیش تر آمد
شادی همه غم بود ز بر نامدن کار
آن غم همه شادی شد و آن کار برآمد
بر لاله گلبرگ دماغم رسد امروز
کز زلف توام بوی نسیم سحر آمد
آیینه جان روی نما می کشمت پیش
کایینه رخسار توام در نظر آمد
شیرینی لعلت نرود از بن دندان
کز لعل توام در بن دندان شکر آمد
در مردم من مردمک دیده نگنجد
اکنون که مرا روی تو در چشم تر آمد
در پای تو خسرو چه کند، گر نکند جان
اکنون که مرا روی تو در چشم تر آمد
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
آن سرو خرامنده که جستم، به بر آمد
وان بخت که پیش آمده بد، بیش تر آمد
هوش مصنوعی: آن درخت زیبای سرسبز که به دنبالش رفتم، در حال حاضر به من نزدیکتر شده است و آن شانس و بختی که قبلاً به من روی آورد، اکنون بیشتر شده است.
شادی همه غم بود ز بر نامدن کار
آن غم همه شادی شد و آن کار برآمد
هوش مصنوعی: شادی ناشی از غم بود، زیرا اگر آن غم به وجود نمیآمد، کار شادی نیز انجام نمیشد. حالا که آن غم به پایان رسید، همه چیز به شادی تبدیل شده و کار نیز انجام شده است.
بر لاله گلبرگ دماغم رسد امروز
کز زلف توام بوی نسیم سحر آمد
هوش مصنوعی: امروز بوی نسیم صبحگاهی از زلف تو به مشامم میرسد و گلبرگهای لالهگون را به یادمیآورم که در دلم نشسته است.
آیینه جان روی نما می کشمت پیش
کایینه رخسار توام در نظر آمد
هوش مصنوعی: من در آینه جان، زیبایی تو را به تصویر میکشم، چرا که چهرهات در ذهن من همچون آینهای نمایان است.
شیرینی لعلت نرود از بن دندان
کز لعل توام در بن دندان شکر آمد
هوش مصنوعی: شیرینی لبهایت از دندانهایم نمیرود، زیرا وجود تو برایم مانند شکر است که در دل میماند.
در مردم من مردمک دیده نگنجد
اکنون که مرا روی تو در چشم تر آمد
هوش مصنوعی: نمیتوانم در جمع مردم به کسی نگاه کنم، زیرا حالا که چهره تو در چشمانم جلوهگری میکند، هیچ کس دیگری برایم اهمیت ندارد.
در پای تو خسرو چه کند، گر نکند جان
اکنون که مرا روی تو در چشم تر آمد
هوش مصنوعی: خسرو در پایت چکار میتواند کند، اگر جانم را ندهد، حالا که دیدن روی تو در چشمانم تازگی دارد.

امیرخسرو دهلوی