گنجور

شمارهٔ ۴۹۵

بویی ز سر زلف نگارین به من آرید
یک تار ازان طره مشکین به من آرید
مخمورم و جانم به سوی می نگران است
آن باده که در داد نخستین به من آرید
خواهید که از خاک برآیم پس صد سال
از میکده بوی می رنگین به من آرید
هر گه که غمی گشت پدید از دل، گفتم
غم را نخورد جز دل غمگین به من آرید
جان می سپرد از غم هجران تو خسرو
روزی خبر عاشق مسکین به من آرید

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بویی ز سر زلف نگارین به من آرید
یک تار ازان طره مشکین به من آرید
هوش مصنوعی: لطفاً اجازه دهید عطر و بوی زیبای موهای آن معشوق را به من برسانید، یک تار از آن گیسوان مشکی‌اش را برایم بیاورید.
مخمورم و جانم به سوی می نگران است
آن باده که در داد نخستین به من آرید
هوش مصنوعی: دوستم، حالا مست و شادابم و دلم می‌خواهد به سوی شرابی بروم که در آغاز به من تقدیم شد.
خواهید که از خاک برآیم پس صد سال
از میکده بوی می رنگین به من آرید
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهید که من از خاک برآیم و جان بگیرم، پس باید برای من به مدت صد سال از میکده، بوی خوش شراب و شادابی بیاورید.
هر گه که غمی گشت پدید از دل، گفتم
غم را نخورد جز دل غمگین به من آرید
هوش مصنوعی: هر بار که غمی در دل من به وجود می‌آمد، می‌گفتم فقط دل غمگین است که باید این غم را تحمل کند. به من بگویید از این غم، جز دل غمگین چه کسی می‌تواند رنج بکشد؟
جان می سپرد از غم هجران تو خسرو
روزی خبر عاشق مسکین به من آرید
هوش مصنوعی: از شدت غم دوری تو، جان خود را فدای تو کردم. روزی خبری از عاشق بیچاره‌ام به من برسانید.

حاشیه ها

1400/12/27 08:02
مهدی

این شعر را غزال عنایت در این ویدیو خوانده است:
پیوند به وبگاه بیرونی