شمارهٔ ۴۷۹
دردا که دگر ما را آن یار نمی پرسد
احوال دل پر خون دلدار نمی پرسد
می پرسم و می جویم در هر نفسی صد بار
او در همه عمر خود یک بار نمی پرسد
یار از سر یاریها با ما سخنی می گفت
امسال به دشنامی چون پار نمی پرسد
بیمار تب هجرم آن ماه طبیب من
دردا که طبیب من بیمار نمی پرسد
گر یار نمی پرسد خسرو چه کند آن را؟
شاه است و گدایان را از عار نمی پرسد
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دردا که دگر ما را آن یار نمی پرسد
احوال دل پر خون دلدار نمی پرسد
هوش مصنوعی: ای کاش که آن یار دیگر از حال ما خبر میگرفت، اما او که دل ما پر از درد است حتی احوال ما را نمیپرسد.
می پرسم و می جویم در هر نفسی صد بار
او در همه عمر خود یک بار نمی پرسد
هوش مصنوعی: من در هر لحظه به دنبال پاسخ هستم و بارها سوال میکنم، اما او به ندرت یک بار از من چیزی نمیپرسد.
یار از سر یاریها با ما سخنی می گفت
امسال به دشنامی چون پار نمی پرسد
هوش مصنوعی: یار آنچنان که در گذشته با ما مهربانی و دوستی میکرد، امسال دیگر از این محبتها خبری نیست و حتی به دشنام به ما میپردازد و دیگر مانند قبل حال ما را نمیپرسد.
بیمار تب هجرم آن ماه طبیب من
دردا که طبیب من بیمار نمی پرسد
هوش مصنوعی: من در اثر جدایی بسیار رنج میبرم و به نوعی بیمار هستم. ماهی که به عنوان پزشک من شناخته میشود، خودش حال خوبی ندارد و درد من را نمیفهمد و از من نمیپرسد.
گر یار نمی پرسد خسرو چه کند آن را؟
شاه است و گدایان را از عار نمی پرسد
هوش مصنوعی: اگر محبوب از خسرو نپرسد چه باید کند، او شاه است و به سرنوشت گدایان اهمیتی نمیدهد.
حاشیه ها
1399/08/01 05:11
کاظم ایاصوفی
بنظر میرسد در بیت سوم در هردو مصراع پار درست تر از یار باشد

امیرخسرو دهلوی