شمارهٔ ۴۸۰
ماهی که به سوی خود صد دل نگران بیند
از شوخی و رعنایی کی سوی کسان بیند
گوید که نخوابم من، می میرم ازین حسرت
کس را نبود خوابی، او خواب چسان بیند؟
بیش است غم یعقوب از دیدن پیراهن
کز حسرت آیینه در آینه دان بیند
یاری که هوس دارد، منما رخ مردم کش
بگذار که بیچاره یک چند جهان بیند
از حسن بتان وعده خونریز جفا باشد
بر تو چو کند رحمت قصاب زیان بیند
در جوی رود هر کس، چشم من و خون دل
کان کو دل خوش دارد در آب روان بیند
عذرش به چسان کاندر دلش آید غم
از خون دو چشم من هر جا که نشان بیند
تو باز جوان خواهی، فریاد که این خسرو
شد پیر کنون، خود را کی باز جوان بیند
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ماهی که به سوی خود صد دل نگران بیند
از شوخی و رعنایی کی سوی کسان بیند
هوش مصنوعی: ماهی که از روی زیبایی و جذابیت خود، دیگران را نگران و دلبسته میکند، هیچ توجهی به دیگران ندارد و فقط به خودش میاندیشد.
گوید که نخوابم من، می میرم ازین حسرت
کس را نبود خوابی، او خواب چسان بیند؟
هوش مصنوعی: میگوید که من خوابم نمیبرد و از این حسرت میمیرم. هیچکس در دنیا خواب نداشته و نمیتواند بفهمد که او چگونه خواب میبیند؟
بیش است غم یعقوب از دیدن پیراهن
کز حسرت آیینه در آینه دان بیند
هوش مصنوعی: غم یعقوب بیش از آن است که پیراهن را ببیند، چرا که حسرت او در دلش مثل دیدن خود در آینه است.
یاری که هوس دارد، منما رخ مردم کش
بگذار که بیچاره یک چند جهان بیند
هوش مصنوعی: دوست و یاری که آرزو دارد، روی مردم را نشان نده. زیرا او بیچاره، تنها مدت کمی از این جهان را میبیند.
از حسن بتان وعده خونریز جفا باشد
بر تو چو کند رحمت قصاب زیان بیند
هوش مصنوعی: اگر زیباییپرستی به تو وعده عاشقانه و شیرین دهد، بدان که این شک و درد را بر دل تو خواهد نشاند، همانطور که اگر قصابی رحم کند، به خود ضرر میزند.
در جوی رود هر کس، چشم من و خون دل
کان کو دل خوش دارد در آب روان بیند
هوش مصنوعی: هر کسی در جوی زندگی خود، کاری را که میکند میبیند و من هم از حسی عمیق رنج میبرم. کسی که دلش شاد باشد، زیباییهای زندگی را در جریان آب مشاهده میکند.
عذرش به چسان کاندر دلش آید غم
از خون دو چشم من هر جا که نشان بیند
هوش مصنوعی: او عذری دارد که نمیتواند غم من را در دلش احساس کند، چرا که هر جا که نشانهای از من ببیند، تنها یادآور رنج و اشکهای من خواهد بود.
تو باز جوان خواهی، فریاد که این خسرو
شد پیر کنون، خود را کی باز جوان بیند
هوش مصنوعی: تو دوباره جوان خواهی شد، اما فریاد میزنم که این پادشاه اکنون پیر شده است. حالا دیگر کسی نمیتواند خود را جوان ببیند.

امیرخسرو دهلوی