گنجور

شمارهٔ ۴۷۴

از شیفتگان چون من، سر باز برون ناید
از سیمبران چون تو، طناز برون ناید
یکبار تو را دیدم جان شده باز آمد
از دیده مشویک سو، تا باز برون ناید
تو حال دلم پرسی، من در رخ تو حیران
خواهم که سخن گویم، آواز برون ناید
گفتی که شدی رسوا، سهل است، به یک بوسه
بر بند دهانم را تا راز برون ناید
خود کیست، نمی دانی آن شوخ که پیوسته
در سینه درون باشد، از ناز برون ناید
خط تو معاذالله حقا که عجب دارم
کز جان من مسکین زاغاز برون ناید
دیوانه خوبان را عیار نگیرد کس
تا در قدم اول جانباز برون ناید
از بس که فراوان زد دستان غمش خسرو
ناله هم ازو زین پس ناساز برون ناید

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

از شیفتگان چون من، سر باز برون ناید
از سیمبران چون تو، طناز برون ناید
هوش مصنوعی: کسی مثل من که عاشق است، هرگز نمی‌تواند از محبوبی چون تو که زیبایی و فریبندگی خاصی دارد، فاصله بگیرد.
یکبار تو را دیدم جان شده باز آمد
از دیده مشویک سو، تا باز برون ناید
هوش مصنوعی: یک بار تو را دیدم و جانم با تو دوباره زنده شد. حالا از دیدگانم نرو، زیرا اگر بروی، دیگر نمی‌توانم تو را ببینم.
تو حال دلم پرسی، من در رخ تو حیران
خواهم که سخن گویم، آواز برون ناید
هوش مصنوعی: وقتی حال دل مرا می‌پرسی، من چنان از زیبایی چهره‌ات شگفت‌زده می‌شوم که نمی‌توانم چیزی بگویم و صدایم درمی‌آید.
گفتی که شدی رسوا، سهل است، به یک بوسه
بر بند دهانم را تا راز برون ناید
هوش مصنوعی: گفتی که رسوا شدم، اشکالی ندارد؛ به راحتی با یک بوسه می‌توانی دهانم را ببندی تا رازهایم فاش نشود.
خود کیست، نمی دانی آن شوخ که پیوسته
در سینه درون باشد، از ناز برون ناید
هوش مصنوعی: شخصی که درونت وجود دارد و همیشه با تمام ناز و زیبایی‌اش در قلبت ساکن است، کیست، آیا تو از او خبر نداری؟
خط تو معاذالله حقا که عجب دارم
کز جان من مسکین زاغاز برون ناید
هوش مصنوعی: خط تو به قدری زیبا و شگفت‌انگیز است که من به شدت متعجبم که چگونه از دل و جان من بیچاره نمی‌تواند خارج شود.
دیوانه خوبان را عیار نگیرد کس
تا در قدم اول جانباز برون ناید
هوش مصنوعی: هیچ‌کس دیوانه‌ی کسانی که نیکو هستند را نمی‌سنجند، مگر اینکه ابتدا کسی جانباز و فداکار از میان آنان خارج شود.
از بس که فراوان زد دستان غمش خسرو
ناله هم ازو زین پس ناساز برون ناید
هوش مصنوعی: چون دستان غم‌های خسرو به حدی زیاد و مکرر ضربه زده‌اند، از این به بعد دیگر هیچ ناله‌ای از او بیرون نخواهد آمد.