گنجور

شمارهٔ ۴۷۳

شمع من اگر یک شب از خانه برون آید
از هر طرفی صد جان پروانه برون آید
صد جامه قبا گردد از هر طرفی، چون او
کژ کرده کلاه از سر مستانه برون آید
من بی خبر و طفلان سنگی به کف از هر سو
شسته به کمین تا کی دیوانه برون آید
فریاد که از یاری عمری به جفا باشم
چون گاه وفا باشد بیگانه برون آید
هر روز بری جویم از بخت، محال است این
خوشه ز پی شش ماه از دانه برون آید
گر وجه قرار من هست از رخ تو مردن
وه کز خط تو ناگه پروانه برون آید
در کشتن خود یارم، من از تو چه غم دارم؟
گر جان ز پی خسرو خصمانه برون آید

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

شمع من اگر یک شب از خانه برون آید
از هر طرفی صد جان پروانه برون آید
هوش مصنوعی: اگر شمع من یک شب از خانه بیرون بیاید، از همه طرف، صدها پروانه برایش می‌آیند.
صد جامه قبا گردد از هر طرفی، چون او
کژ کرده کلاه از سر مستانه برون آید
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی می‌پردازد که در آن، فردی با تغییر ظاهری و رفتاری که دچار تغییر و انحراف شده است، جلب توجه می‌کند. به این معنا که به خاطر روحیه یا حالت خاصش، تمام ظواهر و شکلات‌هایش تحت تأثیر قرار می‌گیرد و به طور کلی به شکل متفاوتی در آمده است. این تغییرات شامل نوع لباس و کلاهی است که بر سر دارد و نشانه‌ای از حالتی حماسی و سرمستی است.
من بی خبر و طفلان سنگی به کف از هر سو
شسته به کمین تا کی دیوانه برون آید
هوش مصنوعی: من بی‌خبر از اطراف، مانند کودکانی هستم که سنگ‌هایی در دست دارند و از هر طرف منتظرند تا دیوانه‌ای بیرون بیاید.
فریاد که از یاری عمری به جفا باشم
چون گاه وفا باشد بیگانه برون آید
هوش مصنوعی: فریاد می‌زنم که اگر در طول عمرم به کسی ظلم کرده‌ام، در زمان‌هایی که محبت و وفا وجود داشته، دشمن به چهره‌ای آشنا و نزدیک تبدیل شده است.
هر روز بری جویم از بخت، محال است این
خوشه ز پی شش ماه از دانه برون آید
هوش مصنوعی: هر روز به امید خوشبختی می‌گردم، اما بعید است که این خوشه بعد از شش ماه از دانه‌ای که به آن رسید، بیرون بیاید.
گر وجه قرار من هست از رخ تو مردن
وه کز خط تو ناگه پروانه برون آید
هوش مصنوعی: اگر قرار ما به خاطر زیبایی تو باشد، باید بگویم که در این صورت، مرگ از چهره تو برای من بهتر است، زیرا ناگهان با خط تو مانند پروانه‌ای از پی تو بیرون می‌آیم.
در کشتن خود یارم، من از تو چه غم دارم؟
گر جان ز پی خسرو خصمانه برون آید
هوش مصنوعی: در از دست دادن یارم، من نگران تو نیستم. حتی اگر جانم بخواهد به خاطر عشق خسرو، به طور خصمانه از بدنم خارج شود.