گنجور

شمارهٔ ۱۷۸

یک موی ترا هزار دام است
یک روی ترا هزار نام است
زان سرو به بوستان بلند است
کز قد تو قایم المقام است
گر مه به تو ناتمام پیوست
رخسار تو، ماه من تمام است
زلف سیهت فتاده در پای
بهر دل خلق پای دام است
دانا لب تو، اگر ببوسد
فتوی ندهد که می حرام است
می بگذارد دل از تو، زیراک
تو آبی و آن سفال خام است
خسرو به تو هم عنان نخواهم
زین توسن چرخ بدلگام است

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

یک موی ترا هزار دام است
یک روی ترا هزار نام است
هوش مصنوعی: یک موی تو می‌تواند سبب ایجاد هزاران مشکل و دام باشد و یک چهره و ظاهر تو می‌تواند به هزاران نام و عنوان متفاوت شناخته شود.
زان سرو به بوستان بلند است
کز قد تو قایم المقام است
هوش مصنوعی: از آن درخت سرو که در باغ قد بلند است، می‌توان فهمید که به خاطر قامت زیبای تو، درخت به طور پنهانی ایستاده است.
گر مه به تو ناتمام پیوست
رخسار تو، ماه من تمام است
هوش مصنوعی: اگرچه صورت تو ناتمام و ناقص است، اما برای من همچنان کامل‌ترین زیبایی است.
زلف سیهت فتاده در پای
بهر دل خلق پای دام است
هوش مصنوعی: زلف سیاه تو بر زمین افتاده و این باعث شده است که دل‌های مردم به دام عشق تو بیفتد.
دانا لب تو، اگر ببوسد
فتوی ندهد که می حرام است
هوش مصنوعی: اگر دانایی لب تو را ببوسد، بر او قضاوت نکن که این کار حرام است.
می بگذارد دل از تو، زیراک
تو آبی و آن سفال خام است
هوش مصنوعی: دل از تو می‌گذرد، زیرا تو مثل آب هستی و آن دل مثل سفالی ناپخته است.
خسرو به تو هم عنان نخواهم
زین توسن چرخ بدلگام است
هوش مصنوعی: من هرگز اجازه نمی‌دهم که سوار بر این اسب چرخ زمان، با تو هم‌قدم شوم، زیرا تغییر و تحولات زندگی به مانند حرکت چرخ‌هاست.