شمارهٔ ۱۷۷
چشمت که میان خواب نازست
یا رب که چه شوخ و دلنوازست
هر لحظه ز نیش غمزه تو
صد رخنه به روزه و نمازست
خونها همه خورد، این چه شکل است؟
دلها همه برد، این چه نازست؟
محمود به خاک شد هنوزش
دل سوی کرشمه ایازست
شبها غم خود به شمع گویم
کو نیز ز محرمان رازست
سوزنده کسیم نیست جز شمع
کان سوخته سر گدازست
فریاد رسی که در همه وقت
بر غمزدگان در تو بازست
جانا، تو به خواب شو که مستی
افسانه عاشقان درازست
سوز دل و آب چشم خسرو
بپذیر که از سر نیازست
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چشمت که میان خواب نازست
یا رب که چه شوخ و دلنوازست
هوش مصنوعی: چشمانت در حالت خواب و ناز به چه اندازه بازیگوش و دلپذیر است!
هر لحظه ز نیش غمزه تو
صد رخنه به روزه و نمازست
هوش مصنوعی: محبت و زیبایی تو به قدری تاثیرگذار است که هر لحظه کمر همت به عبادت و روزه میبندم، اما نمیتوانم از فکر و یاد تو خارج شوم.
خونها همه خورد، این چه شکل است؟
دلها همه برد، این چه نازست؟
هوش مصنوعی: تمام خونها را به زمین ریخته است، این چه وضعیتی است؟ دلها را همه به دست آورده است، این چه ناز و عشوهای است؟
محمود به خاک شد هنوزش
دل سوی کرشمه ایازست
هوش مصنوعی: محمود به زمین افتاده و هنوز دلش به سمت زیبایی ایاز میکشد.
شبها غم خود به شمع گویم
کو نیز ز محرمان رازست
هوش مصنوعی: شبها غم و دلخوشیهایم را به شمع میگویم، زیرا او هم یکی از کسانی است که رازها را میداند.
سوزنده کسیم نیست جز شمع
کان سوخته سر گدازست
هوش مصنوعی: ما تنها سوختگان و دردمندانی هستیم، مانند شمعی که در آتش خود میسوزد و ذوب میشود.
فریاد رسی که در همه وقت
بر غمزدگان در تو بازست
هوش مصنوعی: کمک رسانی که همیشه آماده است تا به دلتنگان و غمزدهها یاری دهد.
جانا، تو به خواب شو که مستی
افسانه عاشقان درازست
هوش مصنوعی: عزیزم، تو بخواب که داستان عشق و دیوانگی عاشقان بسیار طولانی و پر از ماجراست.
سوز دل و آب چشم خسرو
بپذیر که از سر نیازست
هوش مصنوعی: خسرو دلش پُر از درد و چشمانش پر از اشک هستند، این احساسات بیانگر نیاز عمیق او به محبت و همراهی دیگران است.