گنجور

شمارهٔ ۱۷۶

زلف تو هنوز تابدار است
چشمت به کرشمه در خمار است
گفتی که وفا نیاید از من
سوگند مخور که استوار است
خون شد دل من، بگوی، ای باد
کان جان عزیز در چه کار است
کشتش به کدام بوستان است
سروش به کدام جویبار است
من گریه خویش دوست دارم
کز درد کسیم یادگار است
کارم غم عشق و بی قراری است
تا عمر عزیز برقرار است
ای شاهسوار، آهوان را
تیر تو نکوترین شکار است
عاشق که غم تو خورد وانگه
شادی طلبت، حرام خوار است
با تو به مثل هلاک خسرو
دیوانه و موسم بهار است

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

زلف تو هنوز تابدار است
چشمت به کرشمه در خمار است
هوش مصنوعی: زدن دوش به نرم و ناز زلف تو همچنان درخشنده و پرچین است و چشمانت به حالت فریبنده و دل‌ربا در حال افسون است.
گفتی که وفا نیاید از من
سوگند مخور که استوار است
هوش مصنوعی: گفتی که از من انتظار وفا نداشته باش، اما نگران نباش، چون من به وعده‌ام پایبند خواهم ماند.
خون شد دل من، بگوی، ای باد
کان جان عزیز در چه کار است
هوش مصنوعی: دل من به شدت غمگین و آزرده است، بگو ای باد، این جان عزیز در حال حاضر در چه وضعیتی است؟
کشتش به کدام بوستان است
سروش به کدام جویبار است
هوش مصنوعی: این بیت به این مضمون اشاره دارد که سروش (فرشته یا الهام) در کجا قرار دارد و ریشه‌ی کشت (زندگی یا فعالیت) در کدام باغ است. به نوعی، پرسش‌هایی در مورد محل و منبع الهام و زندگی مطرح می‌شود.
من گریه خویش دوست دارم
کز درد کسیم یادگار است
هوش مصنوعی: من گریه کردن خود را دوست دارم، زیرا نشانه‌ای از درد و رنجی است که از دیگران به یادگار مانده است.
کارم غم عشق و بی قراری است
تا عمر عزیز برقرار است
هوش مصنوعی: کار من در زندگی دغدغه عشق و بی‌قراری است، تا زمانی که عمرم ادامه دارد.
ای شاهسوار، آهوان را
تیر تو نکوترین شکار است
هوش مصنوعی: ای سوار کارآمد، تیر تو بهترین وسیله برای شکار آهوان است.
عاشق که غم تو خورد وانگه
شادی طلبت، حرام خوار است
هوش مصنوعی: عاشقی که به خاطر غم تو در دلش ناراحتی دارد و در عین حال به دنبال شادی است، فردی ناپاک و بی‌رحم به شمار می‌آید.
با تو به مثل هلاک خسرو
دیوانه و موسم بهار است
هوش مصنوعی: معشوقه‌ام، عشق من به تو چنان است که شبیه سرنوشت خسرو دیوانه در عاشقیش می‌ماند و این عشق هم‌چون باری از زیبایی و نوید بهار به زندگی من وارد شده است.