گنجور

شمارهٔ ۱۷۵

آنجاست دل من و هم آنجاست
کان کج کله بلند بالاست
خوابش دیدیم دوش و مستیم
کان خواب هنوز در سر ماست
آهسته رو، ای صبا، بدان بام
کان مست شبانه من آنجاست
رحمی نکند بر این دل پیر
یاری که چو بخت خویش برناست
از دوزخ، اگر نشان بپرسند
من گویم خوابگاه تنهاست
می کش که به هر چهار مذهب
خونم هدرست و خانه یغماست
گفتند دلت خوش است، آری
در گونه روی بنده پیداست
خون می کنی و خبر نداری
بیچاره کسی که ناشکیباست
خسرو، جان ده که اندرین راه
کاری به سخن نمی شود راست

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آنجاست دل من و هم آنجاست
کان کج کله بلند بالاست
هوش مصنوعی: دل من در جایی است که آنجا کسی هست که به خاطر قامت بلند و کج‌ کله‌اش خاص و متفاوت است.
خوابش دیدیم دوش و مستیم
کان خواب هنوز در سر ماست
هوش مصنوعی: دیشب خواب او را دیدیم و هنوز تحت تاثیر آن خواب هستیم.
آهسته رو، ای صبا، بدان بام
کان مست شبانه من آنجاست
هوش مصنوعی: آهسته قدم بزن، ای نسیم، به آن سقف که معشوقه‌ام در شب‌های پر از مستی من آنجا قرار دارد.
رحمی نکند بر این دل پیر
یاری که چو بخت خویش برناست
هوش مصنوعی: یاران به دل پیر من رحم نمی‌کنند، در حالی که خودشان جوان و سرزنده هستند.
از دوزخ، اگر نشان بپرسند
من گویم خوابگاه تنهاست
هوش مصنوعی: اگر از من بپرسند دوزخ کجاست، می‌گویم که آنجا فقط یک خوابگاه است.
می کش که به هر چهار مذهب
خونم هدرست و خانه یغماست
هوش مصنوعی: من را می‌کشد، زیرا که به هر چهار مذهب سر می‌برم و خونم هدر می‌رود و خانه‌ام ویران شده است.
گفتند دلت خوش است، آری
در گونه روی بنده پیداست
هوش مصنوعی: گفتند دلت شاد است، بله، نشانه‌های شادی بر روی صورت من مشخص است.
خون می کنی و خبر نداری
بیچاره کسی که ناشکیباست
هوش مصنوعی: تو باعث درد و رنج دیگران هستی و خودت از این موضوع بی خبری، و این واقعاً برای کسی که زود ناراحت می‌شود، بسیار سخت است.
خسرو، جان ده که اندرین راه
کاری به سخن نمی شود راست
هوش مصنوعی: ای خسرو، جانم را فدای تو می‌کنم، چرا که در این مسیر، تنها با گفتار کاری از پیش نمی‌رود.