گنجور

شمارهٔ ۱۷۴

چشمم که بر روی تو فتاده ست
بر آفت خود نظر نهاده ست
راهیست برای بردن جان
ابروی کجت میان گشاده ست
خط تو درونه مرا سوخت
شک نیست کز آفتاب زاده ست
زلفت سر و پا شکسته زانست
کز سرو بلند او فتاده ست
انصاف من شکسته بستان
زان طره که داد ظلم داده ست
گفتی ز لبم بنوش باده
خون می نوشم، چه جای باده ست
خسرو ز تو بی قرار با تست
دل را چه کنم که خود مراد است

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

چشمم که بر روی تو فتاده ست
بر آفت خود نظر نهاده ست
هوش مصنوعی: چشمانم که به تو خیره شده‌اند، به خود آفت و آسیب نگاه کرده‌اند.
راهیست برای بردن جان
ابروی کجت میان گشاده ست
هوش مصنوعی: راهی وجود دارد که با کمک ابروی کج تو می‌توان جان را از دست داد و در این مسیر، گشایش و آسایش زیادی وجود دارد.
خط تو درونه مرا سوخت
شک نیست کز آفتاب زاده ست
هوش مصنوعی: خط تو درون من را سوزانده است، شکی نیست که این احساس به خاطر تابش آفتاب است.
زلفت سر و پا شکسته زانست
کز سرو بلند او فتاده ست
هوش مصنوعی: موهای تو به قدری زیبایند که حتی درهم و برهم شدن آنها هم نشان دهنده تأثیر عمیق و زیبای قامت راست و بلند توست.
انصاف من شکسته بستان
زان طره که داد ظلم داده ست
هوش مصنوعی: عدالت و انصاف من تحت تاثیر آن موی بلند و زیبا قرار گرفته است، چرا که آن زیبایی به گونه‌ای ظلمی بر من روا داشته است.
گفتی ز لبم بنوش باده
خون می نوشم، چه جای باده ست
هوش مصنوعی: گفتی که از لبم باده بنوش، اما من به درد و رنجی که تجربه می‌کنم، همچون نوشیدن خون می‌نوشم. پس باده چه جایگاهی دارد؟
خسرو ز تو بی قرار با تست
دل را چه کنم که خود مراد است
هوش مصنوعی: خسرو (پادشاه) به خاطر تو بی‌قرار است، اما من چه می‌توانم بکنم که دل خودم هم در آرزوی توست.