گنجور

شمارهٔ ۱۷۳

ما را دل زار مستمند است
و آویخته خم کمند است
ای جان کسی، دل رهی را
می پرس که نیک دردمند است
بدگوی که سرد گردد این دل
کز آتش شوق بر گزند است
تلخی نشنیدم از لبت هیچ
یا خود می تو هنوز قند است
خامان به نهان دهند پندم
با سوخته ای چه جای پند است
جان در خم زلف تست بنمای
تا بنگرمش که در چه بند است
تا خط تو نودمید گل را
بر سبزه هزار ریشخند است
خواهم سر سرو را ببرم
کز قد تو یک سری بلند است
آن روی که چشم بد ازان دور
بنمای که خسروش بسند است

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ما را دل زار مستمند است
و آویخته خم کمند است
هوش مصنوعی: دل ما بسیار آسیب‌پذیر و دلتنگ است و در دام عشق گرفتار شده‌ایم.
ای جان کسی، دل رهی را
می پرس که نیک دردمند است
هوش مصنوعی: ای جان کسی، از دل‌باخته‌ای سؤال کن که به خوبی از درد و رنج آگاه است.
بدگوی که سرد گردد این دل
کز آتش شوق بر گزند است
هوش مصنوعی: بدگویی که دل را سرد کند، از آتش شوقی که در دل است، نمی‌تواند رهایی پیدا کند.
تلخی نشنیدم از لبت هیچ
یا خود می تو هنوز قند است
هوش مصنوعی: من از لبت هیچ تلخی نشنیدم، یا اینکه هنوز برای خودت شیرینی دارد.
خامان به نهان دهند پندم
با سوخته ای چه جای پند است
هوش مصنوعی: جاهلان در خفا به من نصیحت می‌کنند، ولی وقتی انسان دچار سوختگی و درد است، دیگر جایی برای نصیحت کردن وجود ندارد.
جان در خم زلف تست بنمای
تا بنگرمش که در چه بند است
هوش مصنوعی: زندگی‌ام در دستان توست، پس با لطفی نشانم بده تا ببینم چه چیز مرا به تو وابسته کرده است.
تا خط تو نودمید گل را
بر سبزه هزار ریشخند است
هوش مصنوعی: اگر خط تو را بر روی گل بکشند، سبزه هزار بار به آن می‌خندد.
خواهم سر سرو را ببرم
کز قد تو یک سری بلند است
هوش مصنوعی: می‌خواهم سر سرو را بزنم زیرا قد تو قد بلندی دارد.
آن روی که چشم بد ازان دور
بنمای که خسروش بسند است
هوش مصنوعی: آن چهره‌ای را نشان بده که چشم‌های حسود از آن دوری کنند، زیرا محبوب من در آن زیبایی غرق شده است.