شمارهٔ ۱۵۸۳
ای دل، علم به ملک قناعت بلند کن
چشم طمع ز خوان خسان بی گزند کن
خاک است هستی تو و خواهی که زر شود
از کیمیای نیستیش بهره مند کن
در خلوت رضا ز سوی الله روزگیر
و ابلیس را به سلسله شرع بند کن
روزی اگر به سوخته محنتی رسی
بر آتش درونه او جان سپند کن
آن کش ریاضتی نبود خود ز قند نه
و آن کش محاسنی نبود، ریشخند کن
از کوی عقل بر در سلطان عشق رو
وین تاج بفگن از سر و نعل سمند کن
تا چند زاغ مزبله، لختی همای باش
خود را به نانمودن خویش ارجمند کن
جان کش نخست در قدم شبروان عشق
برج حصار چرخ ز همت کمند کن
دشمن گرت ز پستی همت لگد زند
تو خاک راه او شو و همت بلند کن
سنگ ار یکی زنند، دعاشان دوباره گوی
کبر ار یکی کنند، تواضع دوچند کن
این آستانه ملک کسی، ز آن دیگر است
خسرو برو تو، هیچ کسی را پسند کن
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای دل، علم به ملک قناعت بلند کن
چشم طمع ز خوان خسان بی گزند کن
هوش مصنوعی: ای دل، دانش خود را دربارهٔ قناعت بالا ببر و آرزوها و چشمداشتهای ناپسند را از دیدن سفرهٔ فقرا دور کن.
خاک است هستی تو و خواهی که زر شود
از کیمیای نیستیش بهره مند کن
هوش مصنوعی: وجود تو در حقیقت از خاک است و اگر میخواهی این وجود به طلا تبدیل شود، باید از جاذبههای دنیوی و بیارزشیاش بهرهبرداری کنی.
در خلوت رضا ز سوی الله روزگیر
و ابلیس را به سلسله شرع بند کن
هوش مصنوعی: در گوشهای از دل، در کنار راضی بودن از خداوند، روز را به خوبی سپری کن و برای جلوگیری از وسوسههای ابلیس، خود را به اصول دین پایبند کن.
روزی اگر به سوخته محنتی رسی
بر آتش درونه او جان سپند کن
هوش مصنوعی: اگر روزی به کسی که در محنت و سختی عمیق است برسی، بر روی آتش درون او، محبت و compassion خود را نثار کن.
آن کش ریاضتی نبود خود ز قند نه
و آن کش محاسنی نبود، ریشخند کن
هوش مصنوعی: اگر کسی که با زحمت و تمرین به حاصل و نتیجهای نرسیده، شایستهی تحسین نیست. و اگر کسی که ظاهری ندارد و به نوعی برهنه است، میتوان بر او خندید و به زشت نگریست.
از کوی عقل بر در سلطان عشق رو
وین تاج بفگن از سر و نعل سمند کن
هوش مصنوعی: به سمت عشق برو و از روشنی عقل فاصله بگیر، این تاج را از سر بردار و نعل اسب را به کناری بینداز.
تا چند زاغ مزبله، لختی همای باش
خود را به نانمودن خویش ارجمند کن
هوش مصنوعی: چقدر دیگر به حاشیهسازی و بیارزشی ادامه میدهی؟ بهتر است مانند یک درندهِ والا و باارزش، جلوهگر شوی و خودت را نشان بدهی.
جان کش نخست در قدم شبروان عشق
برج حصار چرخ ز همت کمند کن
هوش مصنوعی: بروید و با عشق گام بردارید، جانتان را فدای راه عشق کنید. به بلندای عشق برسانید و با اراده و تلاش، دنیای خود را محکم کنید.
دشمن گرت ز پستی همت لگد زند
تو خاک راه او شو و همت بلند کن
هوش مصنوعی: اگر دشمن تو را به خاطر کمهمتیات تحقیر کند، باید در برابر او خاکنشین شوی و ارادهای بزرگ و بلند داشته باشی.
سنگ ار یکی زنند، دعاشان دوباره گوی
کبر ار یکی کنند، تواضع دوچند کن
هوش مصنوعی: اگر به تو آسیب برسانند، روزی دوباره برگرد و دعا کن. اما اگر کسی به خاطر بزرگی و خودخواهیاش رفتار کند، تو به مراتب بیشتر فروتنی و humility نشان بده.
این آستانه ملک کسی، ز آن دیگر است
خسرو برو تو، هیچ کسی را پسند کن
هوش مصنوعی: این درگاه و مقام، مخصوص کسی خاص است. تو به سوی او برو و نظر دیگران را فراموش کن؛ فقط او را در نظر داشته باش.
حاشیه ها
1398/03/15 17:06
ابوالحسن کاشانی
این شعر در دیوان اشعار به صورت کامل به شکل متفاوتی آمده است:
ای دل، علم به ملک قناعت بلند کن
چشم طمع ز خوان خسان بی گزند کن
خاک است هستی تو و خواهی که زر شود
از کیمیای نیستیش بهره مند کن...