گنجور

شمارهٔ ۱۳۴۳

این منم، یارب که با دلدار هم زانو شدم
پهلوی او رفتم اندر خواب و هم پهلو شدم
دور دور از آفتاب روی او می سوختم
گشت جان آسوده چون در سایه گیسو شدم
وصل او از بس که باد شادی اندر من دمید
من نگنجم در جهان گرچ از فراقش مو شدم
شکر ایزد را که گشتم جمع و رفت از من فراق
رفت جان یک سو و دل یک سو و من یک سو شدم
از پی دیدن همه رو چشم گشتم همچو شمع
وز برای شمع چون آتش همه تن رو شدم
چندیم بگذار، چون دیدن رها کردی به باغ
مردنم بگذار، چون با زیستن بدخو شدم
مرد دوری نیستم، گر خود دل شیرم دهند
خسروا، دل ده که من زین پس سگ این کو شدم

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

این منم، یارب که با دلدار هم زانو شدم
پهلوی او رفتم اندر خواب و هم پهلو شدم
هوش مصنوعی: این من هستم که در کنار معشوق نشسته‌ام و در خواب به او نزدیک شده‌ام.
دور دور از آفتاب روی او می سوختم
گشت جان آسوده چون در سایه گیسو شدم
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر احساس شخصی است که در اثر دوری از محبوبش، در تابش آفتاب عشق او می‌سوزد. اما زمانی که در سایه موهای او قرار می‌گیرد، جانش آرامش می‌یابد و احساس راحتی می‌کند. در واقع، با نزدیکی به عشق، از رنج و سوزش فاصله می‌گیرد و به آرامش دست می‌یابد.
وصل او از بس که باد شادی اندر من دمید
من نگنجم در جهان گرچ از فراقش مو شدم
هوش مصنوعی: وصل او آن‌قدر شادی و سرور در من دمیده که دیگر در این دنیا جا نمی‌شوم، هرچند به خاطر جدایی‌اش به اندازه یک مو عقب‌نشینی کرده‌ام.
شکر ایزد را که گشتم جمع و رفت از من فراق
رفت جان یک سو و دل یک سو و من یک سو شدم
هوش مصنوعی: سپاسگزار خدایم هستم که دوری و جدایی از من برطرف شد. جان و دلم از هم جدا شدند و من تنها و متفاوت شدم.
از پی دیدن همه رو چشم گشتم همچو شمع
وز برای شمع چون آتش همه تن رو شدم
هوش مصنوعی: من به خاطر دیدن همه چهره‌ها، چشمانم را باز کردم مانند شمعی که نورش را منتشر می‌کند. و برای شمع، مانند آتش شدم و تمام وجودم را برای او تقدیم کردم.
چندیم بگذار، چون دیدن رها کردی به باغ
مردنم بگذار، چون با زیستن بدخو شدم
هوش مصنوعی: چند روزی را به من اجازه بده تا بعد از اینکه از دیدن تو دست کشیدم، به باغی بروم که نماد مرگ من است، چون دیگر نمی‌توانم با زندگی سر کنم.
مرد دوری نیستم، گر خود دل شیرم دهند
خسروا، دل ده که من زین پس سگ این کو شدم
هوش مصنوعی: من مردی از دور نیستم، اگر مرا به دل شیر بدهند. ای خسرو، دل بده، زیرا من اکنون سگ این کو هستم.