گنجور

شمارهٔ ۱۳۴۲

من که دور از دوستان وز یار دور افتاده ام
مرغ نالانم که از گلزار دور افتاده ام
چون زیم کز دل دهندم خلق و دلداری کنند
من که هم از دل هم از دلدار دور افتاده ام
گر نخواهی یاری از جان و بمیرم در فراق
حق به دست من بود کز یار دور افتاده ام
پیش هر سنگی همی ریزم ز دل خونابه ای
چون کنم چون کز در و دیوار دور افتاده ام
گر چه هجرم کشت، هم شادم که باری چندگاه
زان دل بدبخت بدکردار دور افتاده ام
ای که سامان جویی از من ترک جانم گیر، زانک
سالها باشد که من زین کار دور افتاده ام
عیش من گو تلخ باش، ای آشنا، یادم مده
زان لب شیرین که خسرووار دور افتاده ام

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

من که دور از دوستان وز یار دور افتاده ام
مرغ نالانم که از گلزار دور افتاده ام
هوش مصنوعی: من که از دوستان و یارانم دور هستم، مانند پرنده‌ای نالانم که از باغ و گلزار جدا شده‌ام.
چون زیم کز دل دهندم خلق و دلداری کنند
من که هم از دل هم از دلدار دور افتاده ام
هوش مصنوعی: وقتی دلم را از دیگران گرفته‌اند و آن‌ها به من محبت می‌کنند، من که هم از دل و هم از معشوقم فاصله گرفته‌ام.
گر نخواهی یاری از جان و بمیرم در فراق
حق به دست من بود کز یار دور افتاده ام
هوش مصنوعی: اگر نمی‌خواهی که از جانم برایت یاری بکنم، پس می‌میرم در غم دوری از حق، زیرا من به خاطر جدایی از یار، در این حال قرار دارم.
پیش هر سنگی همی ریزم ز دل خونابه ای
چون کنم چون کز در و دیوار دور افتاده ام
هوش مصنوعی: من در دل خود از درد و اندوه مانند خونابه‌ای می‌ریزم و می‌دانم که با این حال به هر چیزی که برمی‌خورم، حتی سنگ‌ها، این احساس را ابراز می‌کنم؛ چون احساس می‌کنم که از همه جا دور افتاده‌ام و هیچ‌کس به من توجهی ندارد.
گر چه هجرم کشت، هم شادم که باری چندگاه
زان دل بدبخت بدکردار دور افتاده ام
هوش مصنوعی: هرچند دوری از معشوق مرا به شدت رنج می‌دهد، اما خوشحالم که برای مدتی از دل بدبخت و بدرفتار او دور شده‌ام.
ای که سامان جویی از من ترک جانم گیر، زانک
سالها باشد که من زین کار دور افتاده ام
هوش مصنوعی: ای کسی که به دنبال آرامش هستی، از من فاصله بگیر، زیرا سال‌هاست که من از این موضوع دور شده‌ام.
عیش من گو تلخ باش، ای آشنا، یادم مده
زان لب شیرین که خسرووار دور افتاده ام
هوش مصنوعی: زندگی‌ام هرچقدر هم تلخ باشد، ای دوست، مرا به یاد لب‌های شیرین ننداز، چون من از آن زیبایی‌ها دور افتاده‌ام و تنها مانده‌ام.