شمارهٔ ۱۳۴۰
یاد باد آن کز لبش هر لحظه جامی داشتم
وز می وصلش به نو هر روز جامی داشتم
مست آن ذوقم که در دور خمار چشم او
زان لب یاقوت گون عیش مدامی داشتم
آخر، ای جان، یاد کن یک شب ز دور افتادگان
روزی آخر با تو من حق سلامی داشتم
روزها می خواهم آن شب کز عبیر زلف او
چون نسیم صبحدم مشکین مشامی داشتم
این سرافرازی کجا یابم من کوتاه دست؟
کز هواداری سرو خوش خرامی داشتم
یاد خسرو گر فراموشت ز نام و ننگ شد
این قدر باری بگو «وقتی غلامی داشتم »
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
یاد باد آن کز لبش هر لحظه جامی داشتم
وز می وصلش به نو هر روز جامی داشتم
هوش مصنوعی: به یاد دارم که از لب او هر لحظه جامی مینوشیدم و هر روز با نوشیدنی نوین از وصل او سرمست میشدم.
مست آن ذوقم که در دور خمار چشم او
زان لب یاقوت گون عیش مدامی داشتم
هوش مصنوعی: احساس شگفتانگیزی دارم که در سایهٔ زیبایی و شرابگونهٔ چشمان او، همیشه از لذت و خوشی ناشی از لبهای یاقوتی او برخوردار بودهام.
آخر، ای جان، یاد کن یک شب ز دور افتادگان
روزی آخر با تو من حق سلامی داشتم
هوش مصنوعی: در نهایت، ای عزیز، به یاد بیاور یک شب از کسانی که از دست رفتهاند، زمانی که من فرصتی برای سلام کردن با تو داشتم.
روزها می خواهم آن شب کز عبیر زلف او
چون نسیم صبحدم مشکین مشامی داشتم
هوش مصنوعی: روزها آرزومندم که شبی را تجربه کنم که در آن، بوی خوش و دلانگیز زلف او مانند نسیم صبحگاهی عطرآگین، مشامم را پر کند.
این سرافرازی کجا یابم من کوتاه دست؟
کز هواداری سرو خوش خرامی داشتم
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم به این مقام بلند دست یابم؟ در حالی که تنها به خاطر حمایت و پشتیبانی از زیبایی و رفتار دلانگیز او بودهام.
یاد خسرو گر فراموشت ز نام و ننگ شد
این قدر باری بگو «وقتی غلامی داشتم »
هوش مصنوعی: اگر یاد خسرو را فراموش کردهای و از نام و ننگ عاری شدهای، حداقل بگو «زمانی غلامی داشتم».

امیرخسرو دهلوی