شمارهٔ ۱۳۳۸
ای خوش آن شبها که من در دیده خوابی داشتم
گه چراغ روشن و گه ماهتابی داشتم
بارها یاد آورم، در خواب بیهوشی روم
آن که وقتی با خیال دوست خوابی داشتم
چند داغ بیدلی پیوسته بینم، پیش ازین
دل مرا بود، ار چه ویران و خرابی داشتم
روزگار آن دیده نتوانست دید و کرد خون
من که بر رویم ز چشم خویش آبی داشتم
محرمی دیدم، شبی از دیده بیرون ریختم
آن همه خونابهها کاندر کبابی داشتم
آن چه دولت بود کاندر یک شبی خنده زنان
گویی از فردوس اعظم فتح بابی داشتم
گفت نتوانم برت من آنچه شب بر من گذشت
کای بهشتی روی، دور از تو عذابی داشتم
زاریم بشنید یار و گفت «مینالی ز عشق»
خسروم، زان بر دهان گر چه جوابی داشتم
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای خوش آن شبها که من در دیده خوابی داشتم
گه چراغ روشن و گه ماهتابی داشتم
هوش مصنوعی: شباهایی که در خواب به سر میبردم، برایم خوشایند بود، چون گاهی چراغی روشن داشتم و گاهی نور ماه را میدیدم.
بارها یاد آورم، در خواب بیهوشی روم
آن که وقتی با خیال دوست خوابی داشتم
هوش مصنوعی: بارها به خودم گفتهام که در خواب غفلت دست به خواب بروم، آن خواب را که وقتی با خیال دوستم داشتم.
چند داغ بیدلی پیوسته بینم، پیش ازین
دل مرا بود، ار چه ویران و خرابی داشتم
هوش مصنوعی: من همواره داغها و غمهای بیدلی را میبینم؛ در گذشته هم دل من اینطور بود، هرچند که خراب و ویران بود.
روزگار آن دیده نتوانست دید و کرد خون
من که بر رویم ز چشم خویش آبی داشتم
هوش مصنوعی: زمانه به قدری بیرحم و سخت است که آن چشمی که میتوانست ببیند، دیگر نتوانست ببیند، و بنابراین اشک من را ریخت. من هم که همیشه امید به شادی داشتم، حالا تنها با چشم خودم میتوانم غم را ببینم.
محرمی دیدم، شبی از دیده بیرون ریختم
آن همه خونابهها کاندر کبابی داشتم
هوش مصنوعی: شبی ملاقات کسی را داشتم که بسیار برایم عزیز بود. آنچنان تحت تأثیر قرار گرفتم که اشک و غم از چشمانم سرازیر شد، گویی که درد و ناراحتیِ عمیق و سوزانی در دل داشتم.
آن چه دولت بود کاندر یک شبی خنده زنان
گویی از فردوس اعظم فتح بابی داشتم
هوش مصنوعی: در یک شب با شادی و خنده، احساس کردم که به بالاترین نعمتها و موفقیتهایی دست یافتهام.
گفت نتوانم برت من آنچه شب بر من گذشت
کای بهشتی روی، دور از تو عذابی داشتم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم آنچه در شب بر من گذشته را به تو بگویم، زیرا ای زیبای بهشتی، دور از تو عذابی را تجربه کردم.
زاریم بشنید یار و گفت «مینالی ز عشق»
خسروم، زان بر دهان گر چه جوابی داشتم
هوش مصنوعی: یارم را دیدم که با حال غمگینی میگفت: «از عشق شکایت میکنم»، اما من به خاطر مقام پدریام، اگر چه جوابی داشتم، حرفی نزدم.

امیرخسرو دهلوی