گنجور

شمارهٔ ۱۳۲۲

آن نه منم که از جفا دست ز یار در کشم
یا پس زانوی خرد پای قرار در کشم
دل به خط بتان شد و دامن خویش می کشد
دامن به چند جا از سر خار در کشم
شاهسوار من کجا، تنگ قبای کج کله؟
تاش درون چشم خود اسپ سوار در کشم
عمر من است بار ننگ، هیچ وفا نمی کند
عمر اگر وفا کند، هم به کنار در کشم
طاقت صبر طاق شد، بر سر راه او روم
دیده آب رفته را بو که غبار در کشم
خیز و قیامتی نما بهر شمار عاشقان
تا به میانه خویش را گاه شمار در کشم
یک سر مو ز خط خود از پی کشتنم بکش
تا به عوض به جای او این تن زار در کشم
ساقی بخت اگر شبی باده به کام ما دهد
جام مراد تا به لب از لب یار در کشم
خسرو بیدل توام مست شبانه لبت
یک دو لبالبم بده تا به خمار در کشم

اطلاعات

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آن نه منم که از جفا دست ز یار در کشم
یا پس زانوی خرد پای قرار در کشم
هوش مصنوعی: من کسی نیستم که به خاطر ظلم و بی‌وفایی، از محبت دوست دست بکشم یا به خاطر اندیشه‌های کوچک، آرامشم را از دست بدهم.
دل به خط بتان شد و دامن خویش می کشد
دامن به چند جا از سر خار در کشم
هوش مصنوعی: دل به زیبایی‌ها و دلربایی‌ها افتاده و حالا خود را به زحمت می‌کشد. در این میان، دامنش از جاهای مختلف و زخم‌های ناخوشایند پر شده است.
شاهسوار من کجا، تنگ قبای کج کله؟
تاش درون چشم خود اسپ سوار در کشم
هوش مصنوعی: سوارِ شاهی من کجاست، که در لباس تنگ و با کلاهی کج به نظر می‌آید؟ تلاش می‌کنم تا اسب سوار را در چشمان خود ببینم.
عمر من است بار ننگ، هیچ وفا نمی کند
عمر اگر وفا کند، هم به کنار در کشم
هوش مصنوعی: زندگی من برایم مثل یک بار سنگین و شرم آور است که هیچگاه به من وفا نمی‌کند. حتی اگر این عمر روزی وفا کند، من او را کنار می‌زنم و از خود دور می‌کنم.
طاقت صبر طاق شد، بر سر راه او روم
دیده آب رفته را بو که غبار در کشم
هوش مصنوعی: صبری که داشتم به سر آمد، بر سر راه او می‌روم و چشمم را به او می‌دوزم. غبار را از چهره‌ام می‌زرم تا نشان دلتنگی‌ام را پنهان کنم.
خیز و قیامتی نما بهر شمار عاشقان
تا به میانه خویش را گاه شمار در کشم
هوش مصنوعی: بلند شو و برای عشق‌ورزان قیام کن تا در میان خود، زمانی برای شمارش دل‌هایتان فراهم شود.
یک سر مو ز خط خود از پی کشتنم بکش
تا به عوض به جای او این تن زار در کشم
هوش مصنوعی: اگر یک تار مو از خطای خود را به خاطر کشتن من بکشید، من به جای آن، این بدن ضعیف را از رنج نجات می‌دهم.
ساقی بخت اگر شبی باده به کام ما دهد
جام مراد تا به لب از لب یار در کشم
هوش مصنوعی: ای ساقی، اگر بخت خوب به ما اجازه دهد تا شبی شراب بنوشیم، امیدوارم که جامی پر از خواسته‌هایم به من بدهی تا از لب یار خود بنوشم.
خسرو بیدل توام مست شبانه لبت
یک دو لبالبم بده تا به خمار در کشم
هوش مصنوعی: ای خسرو بیدل، من در حال نوشیدن شراب شبانه لب‌های تو هستم. لطفاً یک یا دو جرعه به من بده تا به حالت مسحور و مست درآیم.