گنجور

شمارهٔ ۱۳۲۰

هر سحری به کوی تو شعله وای خود کشم
چند به سینه خلق را داغ جفای خود کشم!
بس که بخفتم از غمت، فرق نباشدم دگر
گر به درون پیرهن رشته به جای خود کشم
عشق بود بلای من، کاش بود هزار جان
کز پی دوستی همه پیش بلای خود کشم
تا به سرای خویشتن یک نفست ندیده ام
هر نفسی به درد خود درد سرای خود کشم
شب که به گشت کوی تو خارم اگر به پا خلد
از مژه سوزنی کنم خار ز پای خود کشم
رفت خطا که سر بشد خاک در تو، تیغ کو
تا سر خود قلم کنم، خط به خطای خود کشم
دعوی یار و زهد بد، وه که نیست ره به دل
پیش در تو همت صدق و صفای خود کشم
بهر وصال می کشد خسرو خسته درد و غم
بر تو چه منت است، چون جور برای خود کشم؟

اطلاعات

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

هر سحری به کوی تو شعله وای خود کشم
چند به سینه خلق را داغ جفای خود کشم!
هوش مصنوعی: هر صبح در کوی تو آتش شور و عشق را برمی‌افروزم و مدام به دل مردم زخم رنج و بی‌وفایی خود را می‌زنم!
بس که بخفتم از غمت، فرق نباشدم دگر
گر به درون پیرهن رشته به جای خود کشم
هوش مصنوعی: از شدت غم تو، آن‌قدر در خود شرمنده و خجالت‌زده شدم که دیگر فرقی نمی‌کند اگر درون پیراهنم رشته‌ای باشد که خودم آن را بکشید.
عشق بود بلای من، کاش بود هزار جان
کز پی دوستی همه پیش بلای خود کشم
هوش مصنوعی: عشق برای من، عذابی شده است. ای کاش هزار جان داشتم تا به خاطر دوستی، همه را فدای این درد کنم.
تا به سرای خویشتن یک نفست ندیده ام
هر نفسی به درد خود درد سرای خود کشم
هوش مصنوعی: من هرگز زیبایی و حال خودم را در آغوش نمی‌کشم، بلکه هر نفسی که می‌کشم با درد و رنجی که در زندگی‌ام دارم، همراه است.
شب که به گشت کوی تو خارم اگر به پا خلد
از مژه سوزنی کنم خار ز پای خود کشم
هوش مصنوعی: در شب که به کوی تو می‌روم، اگر پایم به خارها برود، به راحتی با نیشی کوچک از مژه‌ام، مانند بهشت، آن خار را از پای خود بیرون می‌کشم.
رفت خطا که سر بشد خاک در تو، تیغ کو
تا سر خود قلم کنم، خط به خطای خود کشم
هوش مصنوعی: اگر خطا کردم و نادانسته باعث شدم که خاک بر تو فرود بیفتد، از کجا تیغی آورم تا خودم را اصلاح کنم و اشتباهاتم را یکی یکی برطرف نمایم؟
دعوی یار و زهد بد، وه که نیست ره به دل
پیش در تو همت صدق و صفای خود کشم
هوش مصنوعی: می‌گوید کسی که ادعای عشق و زهد دارد، سختی‌های زیادی متحمل می‌شود. اما من در دل خود به دنبال صداقت و پاکی هستم و تمام تلاش خود را می‌کنم تا به این هدف برسم.
بهر وصال می کشد خسرو خسته درد و غم
بر تو چه منت است، چون جور برای خود کشم؟
هوش مصنوعی: خسرو به خاطر رسیدن به محبوبش از درد و رنج می‌کشد. اما برای تو چه فایده‌ای دارد و چه انتظاری می‌توانی داشته باشی، وقتی که من خودم بار سختی را به دوش می‌کشم؟