شمارهٔ ۱۳۱۶
خواهم دل خون گشته را از دست تو در خون کشم
یعنی به دیده آرمش وز دیده در جیحون کشم
چشمم که زیر هر مژه دارد دو صد دریای خون
زان رو به نوک هر مژه صد گوهر مکنون کشم
چشم خوشت مستانه زد تیری به دل دی از نظر
بادا به جانم تا ابد، از دل اگر بیرون کشم
گفتی که چشم از لعل من بردار و بر رویم فگن
چشمم به خون پرورده است، در دامنش از خون کشم
خواهد که روی زرد را، خسرو، بسازد یار سرخ
گریان به یاد آن لبان جام می گلگون کشم
شمارهٔ ۱۳۱۵: جانم برون آمد ز غم، آخر به جانان کی رسم؟شمارهٔ ۱۳۱۷: یک شب اگر من دور از آن گیسوی در هم اوفتم
اطلاعات
وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خواهم دل خون گشته را از دست تو در خون کشم
یعنی به دیده آرمش وز دیده در جیحون کشم
هوش مصنوعی: میخواهم دلی که به خاطر تو زخمی شده است را از تو بگیرم و با اشکهایم آن را به نمایش بگذارم، سپس آن را در جیحون بریزم.
چشمم که زیر هر مژه دارد دو صد دریای خون
زان رو به نوک هر مژه صد گوهر مکنون کشم
هوش مصنوعی: چشم من زیر هر مژهاش دو صد دریای خونی دارد، به همین دلیل به نوک هر مژهام صد گوهر پنهان را میکشم.
چشم خوشت مستانه زد تیری به دل دی از نظر
بادا به جانم تا ابد، از دل اگر بیرون کشم
هوش مصنوعی: چشم زیبای تو با نگاهی شگفتانگیز، دلم را هدف قرار داد. امیدوارم تا ابد این عشق در وجودم باقی بماند، حتی اگر بخواهم آن را از دل بیرون بکشم.
گفتی که چشم از لعل من بردار و بر رویم فگن
چشمم به خون پرورده است، در دامنش از خون کشم
هوش مصنوعی: تو گفتی که از زیبایی من چشم بپوش و نگاهت را از من بردار، اما چشمانم از عشق و آرزوی تو پر از اشک شده است. من هم در دامانت از درد و غم عشقت میریزم.
خواهد که روی زرد را، خسرو، بسازد یار سرخ
گریان به یاد آن لبان جام می گلگون کشم
هوش مصنوعی: دوست گرامی، خسرو آرزو دارد که رنگ رخسار زردش را با یار سرخی که به یاد لبهایش اشک میریزد، تغییر دهد و به زیباییهای دلخواهش دست یابد.

امیرخسرو دهلوی